﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:18.363 --> 00:00:27.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:29.302 --> 00:00:31.470
‫سال 1773 میلادیه،

00:00:31.471 --> 00:00:34.747
‫و 13 مستعمره‌ی اولیه‌ی آمریکا
‫تو وضعیت آشوب و ناآرامی‌ان

00:00:34.772 --> 00:00:37.853
‫پاتریک هنری یه سخنرانی
‫پرشور تو ویرجینیا ایراد می‌کنه

00:00:37.878 --> 00:00:40.964
"مالیات بدون حق رأی و نمایندگی، قبول نیست"

00:00:40.989 --> 00:00:43.866
‫و در راستای اعتراض ‫به حکومت پادشاهی بریتانیا،

00:00:43.891 --> 00:00:46.887
‫یه گروه از مهاجرنشین‌ها ‫با لباس مبدل سرخ‌پوستی

00:00:46.912 --> 00:00:50.917
‫342 تا صندوق چای رو ‫ریختن تو بندر بوستون

00:00:50.942 --> 00:00:55.359
‫و از اون موقع به بعد،
بهش می‌گن "مهمونی چای بوستو"

00:01:01.778 --> 00:01:04.713
‫پسر، جدی می‌گم
این پاک‌دین‌ها ‫بدجور رو مخم راه می‌رن

00:01:04.738 --> 00:01:05.823
‫آره خدایی

00:01:05.848 --> 00:01:07.641
‫همین چند روز پیش،
‫داشتم دست زنم رو می‌گرفتم،

00:01:08.301 --> 00:01:11.100
‫یهو یه یارو داد زد:
"هوی، کسی دلش نمی‌خواد این صحنه رو ببینه"

00:01:11.125 --> 00:01:13.990
‫- راست می‌گه خب
‫- آره، راستش رو بخوای منم موافقم

00:01:14.015 --> 00:01:16.090
‫- از همون قماشِ میلاورن دیگه، نه؟
‫- اینجا چه خبره؟

00:01:16.115 --> 00:01:17.742
‫آره، بگیر که اومد! بیا!

00:01:18.060 --> 00:01:19.537
!اوووه

00:01:19.561 --> 00:01:21.032
‫دارن به قانون چای اعتراض می‌کنن

00:01:21.057 --> 00:01:23.415
‫دارن چای رو می‌ریزن تو آب،
‫انگار یه مهمونی چایـه

00:01:23.440 --> 00:01:26.413
‫مهمونی چای؟ هه! شوخی می‌کنی؟

00:01:26.653 --> 00:01:28.121
‫- آره بابا‫
جالب به نظر می‌رسه‌ها -

00:01:29.321 --> 00:01:31.763
‫- بزن بریم تو کارش!
‫- اون مایکل فینیه؟

00:01:32.069 --> 00:01:34.445
‫- خودِ خودشه
‫- عجب مهمونی توپیه!

00:01:34.470 --> 00:01:36.442
‫یکم عجیبه. پریروز باهاش بودم

00:01:36.467 --> 00:01:39.177
‫ولی هیچی درباره‌ی...
‫مهمونی چای نگفت

00:01:39.202 --> 00:01:41.537
‫دیشب تو پاتوق زکریا
‫همه‌ی بچه‌ها داشتن درباره‌ش حرف می‌زدن

00:01:41.562 --> 00:01:42.772
‫تو پاتوق زکریا بودی؟

00:01:44.002 --> 00:01:45.615
‫- آره
‫- پس چرا من دعوت نبودم؟

00:01:45.640 --> 00:01:48.258
‫من اصلاً از قضیه زکریا خبر نداشتم
‫یعنی تو مهمونی چای اضافی بودم؟

00:01:48.283 --> 00:01:49.841
‫من... واقعاً نمی‌دونم چی بگم

00:01:49.866 --> 00:01:52.265
‫- تو از این قضیه خبر داشتی؟
‫- یه جورایی، آره

00:01:52.290 --> 00:01:53.291
یه جورایی"؟"

00:01:54.259 --> 00:01:56.385
‫یه لطفی در حقم بکن اینو نگه‌دار. هوی!

00:01:56.410 --> 00:01:58.592
‫- یالا بچه‌ها، بریزید!
‫- فینی!

00:01:59.684 --> 00:02:00.685
‫هی، فینی!

00:02:02.666 --> 00:02:04.238
‫اینجا چه خبره؟

00:02:04.405 --> 00:02:05.429
‫ لری! چطوری؟

00:02:05.454 --> 00:02:07.252
‫- خبری نیست بابا
‫- هیچ خبری؟

00:02:07.277 --> 00:02:09.294
‫بشکه‌ساز محبوب بوستون چطوره؟

00:02:09.319 --> 00:02:11.573
‫- دارین چه غلطی می‌کنین؟
‫- لری، قبل از اینکه چیزی بگی،

00:02:11.598 --> 00:02:14.758
‫این یه اعتراض یهویی، ‫اصولی و نمادینه

00:02:14.783 --> 00:02:17.159
‫- واسه خودتون مهمونی چای راه انداختین؟
‫- لری، این مهمونی نیست

00:02:17.160 --> 00:02:20.233
‫ولی فینی، به نظر من که
‫قشنگ شبیه مهمونیه

00:02:20.258 --> 00:02:22.342
‫ببین، مالیات چای ‫دیگه خیلی بالا رفته

00:02:22.367 --> 00:02:24.118
‫تصمیم گرفتیم یه پیام
‫واسه انگلیسی‌ها بفرستیم

00:02:24.143 --> 00:02:25.781
‫لری، برنامه‌ش توی
‫همون دقیقه‌ی نود جور شد

00:02:25.806 --> 00:02:27.814
‫ولی دیشب داشتین تو پاتوق زکریا
‫درباره‌ش حرف می‌زدین

00:02:28.163 --> 00:02:29.455
‫نمی‌دونم اینو از کجا شنیدی،

00:02:29.480 --> 00:02:32.192
‫ولی خب، جرقه‌ی اولیه‌ش
‫تو همون پاتوق زکریا زده شد

00:02:32.217 --> 00:02:33.551
‫من همین دو روز پیش دیدمت

00:02:33.552 --> 00:02:37.429
‫ولی هیچ کوفتی درباره‌ی مهمونی،
‫یا پاتوق زکریا یا هر چیز دیگه‌ای بهم نگفتی

00:02:37.430 --> 00:02:39.441
‫یعنی هر خراب‌شده‌ای می‌رم
‫باید آمارش رو به تو بدم؟

00:02:39.466 --> 00:02:41.677
‫امروز صبح کفاشی بودم
‫می‌خوای مِن بعد باهام بیای کفاشی؟

00:02:41.702 --> 00:02:43.947
‫ تابلوعه دارین ‫زیرآبی می‌رین
و یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

00:02:43.972 --> 00:02:45.942
‫فینی، یالا دیگه
‫بالاخره مهمونی داریم یا نه؟

00:02:45.967 --> 00:02:48.559
‫- بابا این مهمونی نیست
‫- می‌بینم که ساموئل کوپر هم اینجاست

00:02:48.584 --> 00:02:51.461
‫اووه، سلام، من...
‫شنیده بودم شهر نیستی، واسه همین...

00:02:51.486 --> 00:02:53.820
‫- اونم جوزف وارنـه؟
‫- چطوری، لـری

00:02:53.845 --> 00:02:56.347
‫من همین دیروز بهت بشکه فروختم
‫یک کلمه هم نگفتی

00:02:56.372 --> 00:02:57.747
‫خب... موقعیتش پیش نیومد

00:02:57.772 --> 00:02:59.392
‫این اراذل و اوباش رو دعوت می‌کنی، منو نه؟

00:02:59.429 --> 00:03:00.911
‫به خدا ‫دفعه‌ی بعد حتماً دعوتت می‌کنم

00:03:00.912 --> 00:03:03.352
‫تو هم مثل من می‌دونی
دفعه‌ی بعدی‌ در کار نیست، پس شر و ور نگو

00:03:03.377 --> 00:03:04.853
‫نمی‌دونستم پایه و اهل مبارزه‌ای

00:03:04.878 --> 00:03:06.553
‫- چرا این حرف رو می‌زنی؟
‫- به دل نگیر لری،

00:03:06.578 --> 00:03:08.268
‫ولی یه جوری کت قرمز می‌پوشی

00:03:08.293 --> 00:03:10.823
‫که دقیقاً همرنگ ‫لباس سربازهای انگلیسیه

00:03:10.848 --> 00:03:14.060
‫مسخره‌بازی درنیار. زنم بهم هدیه داده
کت به این قشنگی، تازه مخمله

00:03:14.085 --> 00:03:15.460
‫جنسش رو تا حالا لمس کردی اصلاً؟

00:03:15.510 --> 00:03:18.220
‫وقتی داریم با کت‌قرمزی می‌جنگیم،
‫این تیپ‌ت اصلاً جالب نیست

00:03:18.221 --> 00:03:20.327
‫من کت‌قرمزِ انگلیسی نیستم، کتم قرمزه!

00:03:20.352 --> 00:03:22.061
‫یعنی دیگه هیچ‌وقت نباید قرمز بپوشیم؟

00:03:22.086 --> 00:03:24.796
‫قضیه اینه؟ رنگ قرمز منسوخ شده؟
‫قرمز پوشیدن خط قرمز شده؟

00:03:24.821 --> 00:03:26.317
‫فکر کنم تیپ زدن شبیه به ستمگرهامون

00:03:26.342 --> 00:03:28.331
‫- حرکت چندان...
‫- پس رنگ قرمز رو بایکوت کردین؟

00:03:28.356 --> 00:03:31.716
‫شاید پوشیدن کت قرمز با این دوخت،
‫الان حرکت مناسبی نباشه

00:03:31.741 --> 00:03:34.045
‫فینی، جدی می‌گم،
‫حضور من می‌تونست خیلی بهتون صفا بده

00:03:34.070 --> 00:03:35.738
‫من اصلاً نمی‌دونستم چای دوست داری

00:03:35.739 --> 00:03:37.928
‫دوست ندارم، من قهوه‌خورم

00:03:37.953 --> 00:03:40.538
‫خب همین خودش بهترین دلیل
‫واسه دعوت کردنم به مهمونیه

00:03:40.563 --> 00:03:42.766
‫یه مشت چای‌دوست رو
جمع کردی که چای بندازن دور

00:03:42.791 --> 00:03:45.168
‫اینا که دلشون نمیاد. ولی من
با عشق چای رو می‌ریزم تو آب

00:03:45.193 --> 00:03:46.485
‫چون از چای متنفرم

00:03:46.510 --> 00:03:49.936
‫باشه، مهمونی چای‌اندازی بعدی، حتماً تو رو
به عنوان قهرمان چای‌اندازی دعوت می‌کنم

00:03:49.961 --> 00:03:51.302
‫تازه لباس مبدل هم پوشیدین

00:03:51.327 --> 00:03:53.099
‫رو مخ‌ترین بخش داستان ‫همینجاست

00:03:53.124 --> 00:03:54.792
‫- می‌دونستی؟
‫- لباس‌های مبدل؟

00:03:54.817 --> 00:03:57.401
‫آره! چون، این خودش بزرگ‌ترین
دلیل واسه دعوت کردن من بود

00:03:57.426 --> 00:03:58.635
‫چرا بزرگ‌ترین دلیل؟

00:03:58.660 --> 00:04:01.871
‫چون من عاشق تغییر چهره
‫و لباس مبدل پوشیدنم

00:04:01.896 --> 00:04:04.186
‫می‌تونی مثل یه دیوث رفتار کنی
و هیچ‌کی هم نفهمه تویی

00:04:04.211 --> 00:04:06.629
‫آره، با تو مهمونی اومدم
دیدم که چطور مثل یه دیوث رفتار می‌کنی

00:04:06.654 --> 00:04:07.880
‫- با لباس مبدل؟
‫- آره

00:04:07.905 --> 00:04:08.876
‫- آره
‫- دقیقاً

00:04:08.901 --> 00:04:10.622
‫من اصلاً تو کتم نمی‌ره چرا دعوت نبودم

00:04:10.647 --> 00:04:12.356
‫بهونه‌ی اون کت قرمز رو هم برام نیار

00:04:12.381 --> 00:04:14.966
‫لری، من تو رو به این مهمونی چای دعوت نکردم،

00:04:14.991 --> 00:04:17.033
‫چون تو هر مهمونیِ کوفتی‌ای که میای، ضدحالی

00:04:17.058 --> 00:04:18.309
‫داری شوخی می‌کنی دیگه

00:04:18.334 --> 00:04:20.679
‫همیشه می‌بینمت که یه گوشه
کز کردی و پاپیچِ یه بدبختی شدی

00:04:20.704 --> 00:04:22.380
‫- و درباره‌ی یه مشت چرندیات مخشو می‌زنی
‫- پاپیچ شدن؟

00:04:22.405 --> 00:04:24.912
‫- من اصلاً بمب انرژیِ مهمونی‌ام
‫- همین چند روز پیش تو خونه‌ی سم آدامز،

00:04:24.913 --> 00:04:27.213
‫دیدمت که یه ریز داشتی
‫درباره‌ی کفش زر زر می‌کردی

00:04:27.238 --> 00:04:29.948
‫ما کلاً یه مدل کفش داریم
که به هر دو تا پا می‌خوره

00:04:29.973 --> 00:04:33.184
‫اون‌وقت تو داشتی می‌گفتی:"به نظرم باید
"کفش لنگه چپ و لنگه راست داشته باشیم

00:04:33.213 --> 00:04:35.493
‫- داری چه کصشعری می‌گی واسه خودت؟
‫- من دارم کصشعر می‌گم؟

00:04:35.518 --> 00:04:38.103
‫- تو تا حالا به یه پا نگاه کردی اصلاً؟
‫- یه مخ‌بازیِ دیگه‌ت تو مهمونی‌ها اینه که

00:04:38.128 --> 00:04:40.629
‫همیشه کلید می‌کنی و یه بند
‫درباره‌ی زن‌های سرخ‌پوست حرف می‌زنی

00:04:40.654 --> 00:04:42.607
‫اوه، یعنی من از
زن‌های قبیله‌ی ایروکوا خوشم میاد؟

00:04:42.632 --> 00:04:44.800
‫آره، خوشم میاد. خب که چی؟ جرمه مگه؟

00:04:44.825 --> 00:04:46.476
‫تا حالا با یه دختر ایروکوا لب گرفتم؟

00:04:46.501 --> 00:04:48.165
‫آره، گرفتم. و می‌دونی چیه؟

00:04:48.190 --> 00:04:50.728
‫به نظرم که تجربه‌ی کاملاً توپی بود ‫

00:04:50.753 --> 00:04:52.427
مبارکت باشه، لری
‫- می‌دونی؟ تازه اینم بگم،

00:04:52.452 --> 00:04:53.937
‫اگه تو هم از یه زن ایروکوا لب گرفته بودی...

00:04:53.962 --> 00:04:55.296
‫لری، منم از زن‌های ایروکوا لب گرفتم

00:04:55.321 --> 00:04:56.676
‫ تو از یه زن ایروکوا لب گرفتی؟

00:04:56.701 --> 00:04:57.820
‫- آره، معلومه که گرفتم
‫- کصشعر نگو بابا

00:04:57.845 --> 00:04:59.061
‫- آره، اصلاً دوست‌دختر دارم
‫- جدی؟

00:04:59.086 --> 00:05:00.711
‫- یه دوست‌دختر از قبیله‌ی ایروکوا
‫- آره جون عمت، کجاست حالا؟

00:05:00.736 --> 00:05:02.763
‫- تو کاناداست. تو نمی‌شناسیش
‫- عجب کصشعر نابی!

00:05:02.788 --> 00:05:04.447
‫تو هیچ دختری تو کانادا نداری

00:05:04.472 --> 00:05:07.265
‫آره خب، من مثل تو تو بازارچه‌های مرزی
واینمیستم زل بزنم بهشون

00:05:07.290 --> 00:05:09.124
‫تو فقط زل می‌زنی و اونجا تلپ می‌شی

00:05:09.165 --> 00:05:11.583
‫کارت رو بکن. بشکه‌هات رو بفروش
و هر چه زودتر سیکتیر کن

00:05:11.584 --> 00:05:13.085
‫واسه همین کص‌کلک‌بازی‌ها
می‌خوای بیای تو کشتی؟

00:05:13.086 --> 00:05:14.771
‫- نه بابا
‫- این کلاه‌پرهای سرخ‌پوستی چشمت رو نگیره

00:05:14.796 --> 00:05:16.432
‫- نه، خودم می‌دونم
‫- هیچ زنی تو این قایق نیست

00:05:16.457 --> 00:05:18.208
‫- منم همچین حرفی نزدم
‫- و دقیقاً واسه همینه که

00:05:18.233 --> 00:05:19.474
‫به این مهمونیِ کوفتی دعوت نشدی، لری

00:05:19.499 --> 00:05:21.041
‫اوکی، بیخیال دیگه
بذار بیام روی این پلِ تخته‌ای

00:05:21.066 --> 00:05:22.650
‫نخیر. تو نمی‌تونی بیای روی این پل، لری

00:05:22.675 --> 00:05:24.907
‫- این پل فقط واسه اعضای اکیپه
‫- چرا من نباید تو اکیپ باشم؟

00:05:24.932 --> 00:05:27.527
‫هی لری، وقتی تو اکیپ نیستی
واقعاً نباید روی پل تخته‌ای هم باشی

00:05:27.559 --> 00:05:30.894
‫من پارسال بهت
!یه بشکه‌ی مجانی دادم، کونیِ خایه‌مال

00:05:30.895 --> 00:05:32.376
‫بچه‌ها، مهمونی چای دیگه تمومه

00:05:32.401 --> 00:05:34.534
‫- چی؟
‫- آره، لری قشنگ رید توش

00:05:34.559 --> 00:05:36.018
‫ولی هنوز کلی چای مونده که بریزیم تو آب

00:05:36.043 --> 00:05:37.294
‫- لری رید تو همه چی
‫- بیخیال باو

00:05:37.319 --> 00:05:38.652
‫- فاز رو پروند
‫- دستت درد نکنه، لری

00:05:38.653 --> 00:05:40.195
‫- من هیچ کاری نکردم
‫- دمت گرم لری، گند زدی

00:05:40.196 --> 00:05:43.576
‫به خودتون نگاه کنین اسکل‌ها، با اون پرهای
مسخره‌ و لباس سرخ‌پوستی پوشیدین

00:05:43.601 --> 00:05:45.185
‫عین عقب‌مونده‌ها شدین

00:05:45.210 --> 00:05:47.140
‫مثلاً منم باور کردم شما سرخ‌پوستین

00:05:47.165 --> 00:05:49.082
‫واقعاً از همه‌تون ناامید شدم

00:05:49.107 --> 00:05:51.525
‫- بعداً تو میخونه می‌بینمت، باشه‌؟
‫- هِرری، تامپسون

00:05:51.550 --> 00:05:53.051
‫برو بمیر، اسلاتر

00:05:53.076 --> 00:05:55.828
‫- اون بشکه‌ای که دادی نشتی داشت
‫- کصشعر نگو

00:05:55.853 --> 00:05:57.895
‫آره ارواح عمت، تو هم مثلاً سرخ‌پوستی، گیلیام

00:05:57.922 --> 00:05:58.879
‫واقعاً که دمت گرم، لری

00:05:58.904 --> 00:06:01.144
‫فردا می‌رم کفاشی‫
می‌خوای واسه کفاشی هم دعوتت کنم؟

00:06:01.169 --> 00:06:03.310
‫- باید از قبل آمارش رو بهت بدم؟
‫- عجب اسکل‌هایی!

00:06:03.335 --> 00:06:06.045
‫دارم می‌رم بالا
می‌خوام چند تا جعبه پرت کنم

00:06:06.070 --> 00:06:07.404
‫هر غلطی می‌خوای بکن، لری

00:06:07.432 --> 00:06:09.392
‫اوکی، الان می‌رم
نشونتون می‌دم چطور پرت می‌کنن

00:06:09.417 --> 00:06:10.869
آره جون عمت
تو این کار یه قهرمان کیری هم نیستی

00:06:10.894 --> 00:06:12.811
‫الان می‌بینین چای‌انداختنِ واقعی یعنی چی

00:06:12.812 --> 00:06:14.342
‫من اصلاً مایل نبودم
‫تو اکیپ مسخره‌ی شما باشم

00:06:14.367 --> 00:06:16.744
‫می‌دونین چیه؟
!خودم یه اکیپ جدید راه می‌اندازم

00:06:16.775 --> 00:06:18.291
‫ما مثل شما لباس سرخ‌پوستی نمی‌پوشیم

00:06:18.316 --> 00:06:20.150
‫از حسودی می‌ترکین. ولی می‌دونین چیه؟

00:06:20.175 --> 00:06:21.593
‫اینم از این، تماشا کنین

00:06:22.262 --> 00:06:23.739
ها ها! ‫منو ببینین!

00:06:23.974 --> 00:06:25.741
!اووه، هاها

00:06:26.013 --> 00:06:27.832
‫هوی! تو اونجا!

00:06:27.857 --> 00:06:30.138
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- نه، نه، این چای مال من نیست

00:06:30.163 --> 00:06:32.581
‫راست می‌گی، چای تو نیست
چایِ شخص اعلی‌حضرتـه

00:06:32.582 --> 00:06:34.084
‫نه، نه، نه! چایِ فینیه

00:06:34.109 --> 00:06:36.922
‫- اون بالا مهمونی چای راه انداخته بود
‫- جناب، من اصلاً این یارو رو نمی‌شناسم

00:06:36.961 --> 00:06:39.254
‫فقط می‌دونم داشت یه بند درباره‌ی
‫کارای اکیپی عربده می‌زد،

00:06:39.255 --> 00:06:40.589
‫و اینکه چقدر از چای متنفره

00:06:40.590 --> 00:06:42.674
‫نه، نه! اشتباه گرفتین. داره کصشعر می‌گه!

00:06:42.675 --> 00:06:44.927
‫این مهمونیِ مایکل فینیه!
حتی منو دعوت هم نکرد

00:06:44.928 --> 00:06:46.637
‫- اون همون دیوثیه که باید بازداشتش کنین
‫- یالا راه بیفت

00:06:46.638 --> 00:06:48.639
‫فینی! تو...
می‌دونین چیه؟ من کت قرمز دارم

00:06:48.640 --> 00:06:50.100
‫یه کت قرمز عین خودتون!

00:06:50.517 --> 00:06:56.213
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ...

00:06:58.274 --> 00:07:01.652
‫تا زمانی که برده‌داری
‫تو ایالات متحده جریان داشت،

00:07:01.653 --> 00:07:03.837
‫برده‌هایی بودن که
‫می‌خواستن به سمت آزادی فرار کنن

00:07:03.862 --> 00:07:06.532
‫خیلی از اونا از
راه‌آهن زیرزمینی استفاده می‌کردن

00:07:06.557 --> 00:07:10.510
‫این راه‌آهن شبکه‌ای از افراد
مسیرها و مکان‌هایی بود

00:07:10.535 --> 00:07:14.373
‫که به برده‌های فراری جنوب
پناهگاه و کمک می‌رسوندن

00:07:14.755 --> 00:07:17.340
‫سفر به سمت شمال برای آزادی
خطرناک، طاقت‌فرسا

00:07:17.365 --> 00:07:19.089
و اغلب مرگبار بود

00:07:19.304 --> 00:07:21.218
‫اما چیزی که هیچ‌کس بهش توجه نمی‌کنه،

00:07:21.679 --> 00:07:23.979
سختی‌هایی بود که میزبان‌ها متحمل می‌شدن

00:07:24.004 --> 00:07:27.433
‫زندگی با خانواده‌ی خودِ آدم
به اندازه‌ی کافی سخت هست

00:07:27.458 --> 00:07:29.389
‫چه برسه به یه غریبه

00:07:29.519 --> 00:07:30.989
"میسوری سال 1850"

00:07:34.936 --> 00:07:36.104
‫بفرما تو، خواهش می‌کنم

00:07:36.324 --> 00:07:37.289
آه

00:07:37.313 --> 00:07:39.441
‫بالاخره رسیدم. خب، کسی تعقیبم نکرد

00:07:39.818 --> 00:07:41.577
‫- به خونه‌ی من خوش اومدی
‫- چاکریم

00:07:41.602 --> 00:07:44.619
‫امیدوارم اینجا احساس امنیت و آرامش کنی

00:07:44.644 --> 00:07:46.604
‫- هی، من جونزی‌ام
‫- منم لارنس

00:07:46.629 --> 00:07:47.805
‫- چیزی تا آزادیم نمونده
‫- آره

00:07:47.830 --> 00:07:50.761
‫در حال فرارم، ولی پسر
حس خوبیه که دارم می‌رم سمت شمال

00:07:50.786 --> 00:07:51.809
...‫فردا دیگه

00:07:51.834 --> 00:07:54.079
‫- می‌تونی از مرز رد بشی
‫- بدجور منتظرشم

00:07:54.080 --> 00:07:55.915
‫- سفرت چطور بود؟
‫- خیلی سگی بود. یه بند می‌دویدم

00:07:55.940 --> 00:07:57.779
‫- سگ‌ها پشتم بودن، اسب‌ها هم
‫- یا خدا

00:07:57.804 --> 00:07:59.763
‫15 دقیقه تو باتلاق زیر آب قایم شده بودم

00:07:59.788 --> 00:08:01.311
‫- پانزده دقیقه؟
‫- با یه نی نفس می‌کشیدم

00:08:01.336 --> 00:08:02.935
‫قشنگ صدای خفه‌ی سگ‌ها رو می‌شنیدم

00:08:03.549 --> 00:08:05.118
‫طفلی مرد، چه زجری کشیدی

00:08:05.143 --> 00:08:06.878
:‫تازه زیر آب هم نمی‌تونستم داد بزنم
"خفه شین کصکشا"

00:08:06.903 --> 00:08:09.553
‫باید هی به خودم می‌گفتم:
"نگو خفه شین کصکشا"

00:08:09.554 --> 00:08:11.841
‫اونم تو موقعیتی که قشنگ معلوم بود
وقتِ گفتنِ"خفه شین کصکشا"ست

00:08:11.866 --> 00:08:13.659
‫آره، منم یه بار افتادم جلوی...

00:08:14.567 --> 00:08:15.994
‫- یه بز نر
‫- اوه، عجب

00:08:16.019 --> 00:08:17.426
به یه دلیلی بدجور باهام لج افتاده بود -
‫- آره

00:08:17.451 --> 00:08:19.326
‫نمی‌دونم چرا ‫مجبور شدم از روی حصار بپرم

00:08:19.351 --> 00:08:21.374
‫این کصشعرا اصلاً شبیه اون نیست
که واسه نجات جونِ کیریت

00:08:21.399 --> 00:08:22.858
زیر آب نفس‌نفس بزنی

00:08:22.859 --> 00:08:24.485
‫- وقتی یه مشت سگ یه بند واق‌واق می‌کنن
‫- آره

00:08:24.486 --> 00:08:26.998
‫اون زیر موندی و با خودت کلنجار می‌ری
که بگی ‫"خفه شو کصکش" یا نه ‫

00:08:27.023 --> 00:08:29.397
آره، فقط یه جورایی
با تجربه‌ت همزادپنداری می‌کنم

00:08:29.422 --> 00:08:31.652
‫معلومه که اون‌قدرها سگی نبوده
ولی خب خوشایند هم نبوده

00:08:31.677 --> 00:08:32.800
‫اینو راحت می‌تونم بهت بگم

00:08:32.825 --> 00:08:34.547
‫آره، ولی اون یه حیوون اهلیه

00:08:34.572 --> 00:08:37.258
‫مگه اون بزه می‌خواست تو رو برگردونه
و دوباره ببندت به زنجیر و این کص‌شعرها؟

00:08:37.283 --> 00:08:40.236
‫مگه می‌خواست بهت بگه:"برگرد سر کار"
و کونت رو بذاره تو زمین کشاورزی؟

00:08:40.261 --> 00:08:42.391
‫- خیلی‌خب، حرفت رو قبول دارم
‫- باید اصلاً این حرفم تو کُتت بره

00:08:42.416 --> 00:08:44.394
آره، حرفت رو قبول دارم -
‫- نه، منم که حرف رو به کرسی نشوندم

00:08:44.419 --> 00:08:46.316
‫نه، تو قبول نداری
خودم این نکته رو بهت فهموندم

00:08:46.341 --> 00:08:47.988
‫نه، من نکته رو گرفتم و پرونده‌ش رو بستم

00:08:48.013 --> 00:08:49.938
‫من اول گفتم که نکته رو گرفتم

00:08:49.963 --> 00:08:51.739
‫تو هیچ گوهی از حرفم دستگیرت نشده
اصلاً نمی‌تونی رو حرفم حرف بزنی

00:08:51.764 --> 00:08:52.778
‫- من الان سوار بر...
‫- باشه

00:08:52.803 --> 00:08:54.233
‫- این بحث کیری‌ام
‫- باشه. اصلاً حرف، حرف توئه

00:08:54.258 --> 00:08:56.434
‫- بیخیالِ این قضیه بشیم
‫- اوکی. می‌دونی...

00:08:57.873 --> 00:08:59.353
‫فقط بدجور هیجان دارم برسم شمال

00:08:59.354 --> 00:09:01.313
‫و شروع کنم به کردنِ چند تا از اون
داف‌های ترگل‌ورگلِ شمالی

00:09:01.314 --> 00:09:02.648
‫می‌دونی، من تو شمال زندگی کردم

00:09:02.649 --> 00:09:04.792
‫باید بهت بگم که از این خبرا نبود
و کسی به ما پا نمی‌داد

00:09:04.817 --> 00:09:05.948
‫حداقل واسه من که این‌طور بود

00:09:05.973 --> 00:09:07.143
‫- خب معلومه واسه تو از این خبرا نبوده
‫- آره

00:09:07.168 --> 00:09:08.460
‫بعضی‌ها خایه‌اش رو دارن
واسه این کار ساخته شدن

00:09:08.485 --> 00:09:09.921
‫اوکی، بیا یه آمار از این خونه بگیریم

00:09:10.949 --> 00:09:11.915
‫خیلی‌خب، خوب...

00:09:11.940 --> 00:09:13.850
‫- ببینیم این خونه‌ی امن چطوریه
‫- آره. آره

00:09:13.875 --> 00:09:15.582
‫- ببینیم چه خبره اینجا. اوکی
‫- آره

00:09:15.760 --> 00:09:17.455
‫- اینجا اتاق پذیراییـه
‫- اوکی

00:09:17.480 --> 00:09:18.805
‫- راحته
‫- آره

00:09:19.360 --> 00:09:20.791
‫- بذار رک بهت بگم
‫- بگو راحت باش

00:09:20.792 --> 00:09:23.335
‫باید بهت بگم که
اینجا بدجور بوی نم و کپک می‌ده

00:09:23.336 --> 00:09:25.045
‫- چی؟
‫- بوی نم و نا میاد

00:09:25.046 --> 00:09:27.381
‫- این‌جور چیزا رو باید از قبل به آدم بگی
‫- اوه، جداً؟

00:09:27.382 --> 00:09:29.183
‫یه رطوبتِ موندگاری تو این خونه‌س

00:09:29.208 --> 00:09:31.051
‫- حس می‌کنی رطوبت داره؟
‫- رطوبتِ کپک‌مانند

00:09:31.052 --> 00:09:32.691
‫جونزی، آدم‌های زیادی تو این خانه موندن،

00:09:32.716 --> 00:09:34.197
‫تا حالا هیچ‌کدومشون از رطوبت شاکی نبودن

00:09:34.222 --> 00:09:36.056
‫می‌دونی چیه؟
پوستِ سفیدپوست‌ها کلاً خودش نم داره

00:09:36.057 --> 00:09:39.236
‫سفیدپوست‌ها ذاتاً خیس و نم‌دارن؟
اینو داری به من می‌گی؟

00:09:39.261 --> 00:09:42.437
‫معلومه، سفیدپوست‌ها کلاً خیسن
شماها جماعتِ نمدار و مرطوبی هستین

00:09:42.438 --> 00:09:44.816
‫جونزی، با تمام احترامی که برات قائلم،

00:09:44.841 --> 00:09:47.794
‫تو 15 دقیقه زیر آب بودی
‫و داشتی با نی نفس می‌کشیدی

00:09:47.819 --> 00:09:50.713
‫مشکل از خونه نیست، جونزی‫
!مشکل از خودته. خودت نم داری

00:09:50.738 --> 00:09:52.521
‫اون واسه سه روز پیش بود. من خشکِ خشکم

00:09:52.546 --> 00:09:54.356
‫خشکم، هیچ بوی نم و کپکی هم نمی‌دم

00:09:54.381 --> 00:09:57.720
‫شاید الان خشک شده باشی،
‫ولی اون رطوبت تو وجودت موندگار شده

00:09:57.745 --> 00:09:59.329
‫فهمیدم چی شد
نمی‌خوای نمدار بودنت رو قبول کنی

00:09:59.330 --> 00:10:00.872
‫نه، تو نمی‌خوای نمدار بودنت رو قبول کنی

00:10:00.873 --> 00:10:03.535
‫- من هیچ رطوبتی ندارم که بخوام قبولش کنم
‫- اوکی، اینم نظر توئه

00:10:03.560 --> 00:10:06.103
‫قبلش یکم رطوبت داشتم‫، ولی
وقتی اومدم تو، دوباره رطوبت جذب کردم

00:10:06.128 --> 00:10:08.731
‫انگار تا پام رو گذاشتم اینجا
دوباره خیس شدم. قشنگ حسش کردم

00:10:08.756 --> 00:10:10.173
‫نمی‌دونم، انگار... انگار... انگار...

00:10:10.174 --> 00:10:12.552
‫اینجا سنگینیِ ارواح رو هم حس می‌کنم
کسی روی این مبل مُرده؟

00:10:13.123 --> 00:10:15.180
‫- نه
‫- ولی حس مرگ از این مبل می‌گیرم

00:10:15.205 --> 00:10:18.270
‫خب، یه بنده خدایی روی مبل
بدجور مریض بود، ولی بعدش رفت بالا مُرد

00:10:18.295 --> 00:10:20.324
‫موقع رفتن به اون دنیا...

00:10:20.349 --> 00:10:22.120
‫کپک هم زده بود؟

00:10:22.145 --> 00:10:23.810
‫نخیر، کپک نزده بود

00:10:23.835 --> 00:10:27.128
‫بذار یه نصیحتی بهت بکنم
وقتی یکی روی مبل می‌میره

00:10:27.153 --> 00:10:29.122
‫باید اون تشک مبل کوفتی رو برعکس کنی

00:10:29.147 --> 00:10:30.366
‫باشه، این حرفت رو قبول دارم

00:10:30.391 --> 00:10:33.688
‫تو که چند دقیقه پیش یه بار حرفمو قبول کردی
‫حالا می‌خوای امتیازی که گرفتم رو پس بگیری؟

00:10:33.713 --> 00:10:35.498
‫- نه، فقط دارم می‌گم که تو...
‫- من اونجا حرفم رو به کرسی نشوندم

00:10:35.523 --> 00:10:36.893
‫حالا دوباره می‌گی"حرفت رو قبول دارم"‫

00:10:36.918 --> 00:10:38.328
دارم می‌گم ‫حرف قشنگی زدی
و منم قبولش دارم. همین

00:10:38.353 --> 00:10:40.394
‫- باشه، حق منو بالا نکش. اوکی
‫- می‌دونی چیه جونزی؟

00:10:40.419 --> 00:10:42.035
‫- بیا از اول شروع کنیم
‫- بیا از اول شروع کنیم

00:10:42.060 --> 00:10:43.951
‫- آره، بیا از اول شروع کنیم
و فرض کنیم هر دوتامون یکم نم داریم -

00:10:43.976 --> 00:10:44.890
‫خب... اوکی؟

00:10:44.915 --> 00:10:48.526
‫خب، بیا این‌طور بگیم که ‫با توجه به
...اینکه تو 15 دقیقه تو باتلاق بودی

00:10:48.551 --> 00:10:50.855
...‫و با توجه به اینکه
یه نفر روی اون مبل ریقش دراومده

00:10:50.880 --> 00:10:53.298
‫اون طرف روی مبل نمُرد. طبقه بالا مُرد

00:10:53.323 --> 00:10:55.324
‫دم مرگ بوده، بعد رفت طبقه بالا،

00:10:55.349 --> 00:10:58.181
‫اونجا کارش تموم شده و
طبقه بالا غزل خداحافظی رو خونده

00:10:58.206 --> 00:10:59.557
‫ولی خب از قبل پیش‌مرگ شده بود دیگه

00:10:59.582 --> 00:11:01.791
‫ببین چی می‌گم، اگه اینجا راحت نیستی،

00:11:01.816 --> 00:11:03.357
‫و بهت خوش نمی‌گذره،

00:11:03.382 --> 00:11:07.137
‫و حس می‌کنی ارواح خبیثه دورت رو گرفتن
!هِرری! راه باز جاده دراز

00:11:07.162 --> 00:11:08.704
‫ببین چی می‌گم
از این بدترهاش رو رد کردم

00:11:08.983 --> 00:11:11.571
‫آخرین جایی که توش موندم
یه مبل پشت‌بلند داشت

00:11:11.596 --> 00:11:14.322
‫جلوی اونم یه مبل کوچیک‌تر بود
که وقتی روش می‌نشستی

00:11:14.347 --> 00:11:16.447
‫می‌تونستی پاهات رو
بذاری روش و این‌طوری لم بدی

00:11:16.472 --> 00:11:18.450
‫آره، آره
به اون می‌گن مبل جلوپایی یا عثمانی

00:11:18.451 --> 00:11:20.327
‫"عثمان" لعنتی
من یه رفیق دارم اسمش عثمانـه

00:11:20.328 --> 00:11:22.788
‫اصلاً روحم هم خبر نداشت
چه ربطی بین ارباب برده‌دار

00:11:22.789 --> 00:11:25.123
‫که اسمش رو گذاشته بود عثمانی
با این مبل کوفتی جلوپایی داره

00:11:25.124 --> 00:11:27.659
‫این دیوث انگار کرمِ لوازم خانگی داشته

00:11:27.684 --> 00:11:29.561
‫اسم برده‌هاش رو
از روی مبل و صندلی انتخاب می‌کرده

00:11:29.586 --> 00:11:32.029
‫آره. اسم آهنگره رو گذاشته بود آرموآر
[آرموآر=کمد لباس]

00:11:32.054 --> 00:11:33.759
‫یه غول مادرجنده به اسم آرموآر!

00:11:33.784 --> 00:11:34.838
‫- آرموآر؟
‫- یه غول مادرجنده بود

00:11:34.863 --> 00:11:36.117
‫همش با خودم می‌گفتم پسر

00:11:36.142 --> 00:11:38.645
"این اتان آلنِ کصکش، عجب سفیدپوستِ روانی‌ایه"

00:11:38.680 --> 00:11:40.931
‫موندم چه کرم و وسواسی به مبل و صندلی داشته

00:11:40.932 --> 00:11:42.974
‫اوکی، صبحونه چی داریم؟ نظرت چیه؟

00:11:42.975 --> 00:11:43.955
‫- ها؟
‫- صبحونه!

00:11:43.980 --> 00:11:45.355
‫- صبحونه؟
‫- بساطش کجا پهن می‌شه؟

00:11:45.380 --> 00:11:47.529
‫- پایه‌ای؟
‫- آره، قضیه‌ش چجوریه؟

00:11:47.855 --> 00:11:49.941
‫آره، صبحونه هست، ردیفش می‌کنم

00:11:49.966 --> 00:11:53.169
‫اوه، این همون زنیه که مُرده؟ خودشه؟

00:11:53.194 --> 00:11:55.696
‫- آره، خودِ نمک‌نشناس‌شه
‫- اوه، عجب. خدا بیامرزدش

00:11:55.697 --> 00:11:57.708
‫- حالا چیزی هم بهت می‌ماسید؟
‫- نه بابا، اصلاً محل سگ هم بهم نمی‌داد

00:11:57.733 --> 00:12:00.769
‫منم که اون‌قدر اسکلم
که نشستم به تر و خشک کردنش

00:12:00.794 --> 00:12:02.779
‫خب گاهی آدم باید قدردانِ این باشه
که داری جورش رو می‌کشی

00:12:02.804 --> 00:12:05.594
‫و مثلاً بذاره گهگداری
یه ممه‌ای چیزی لیس بزنی

00:12:05.619 --> 00:12:07.077
...‫این یه جور هدیه‌ست."خیلی ممنون

00:12:07.102 --> 00:12:08.910
‫- که ازم مراقبت می‌کنی"
‫- دقیقاً."خیلی ازت ممنونم"

00:12:08.935 --> 00:12:11.005
‫- فقط باید همین کارو بکنه
‫- یه حالِ این‌طوری بهت بده، حق با توئه

00:12:11.030 --> 00:12:12.254
‫وایسا، پنکیک داری؟

00:12:12.279 --> 00:12:15.483
‫- نه، فقط یه کم فرنی
‫- شرط می‌بندم اونم شل و خیسه

00:12:15.508 --> 00:12:17.467
‫یه کاسه فرنیِ مزخرفِ آبکی

00:12:17.468 --> 00:12:19.136
‫- آره، کم و بیش
‫- مسخره‌ست

00:12:19.137 --> 00:12:20.846
‫من خودم کارشناسِ این‌جور اقامتگاه‌هام،

00:12:20.847 --> 00:12:24.766
‫و بازخورد‌های چندان جالبی
درباره‌ی این خراب‌شده نشنیده بودم

00:12:24.767 --> 00:12:28.395
‫بذار رک بهت بگم، ملت میان اینجا
بوی مرگ می‌شنون، حس خیسی می‌کنن

00:12:28.396 --> 00:12:30.731
‫دارم بهت می‌گم
امتیازت تو فضای مجازی بدجور ریده

00:12:30.732 --> 00:12:32.899
‫ کامنت‌های منفی؟ خیلی بی‌انصافیه!

00:12:32.900 --> 00:12:34.526
‫می‌دونی، اون زن رو بغل می‌کردم
می‌بردم بالای پله‌ها

00:12:34.527 --> 00:12:36.124
‫کمرم داغون شد
دیگه نمی‌تونستم هیزم بشکنم

00:12:36.149 --> 00:12:38.923
‫آب گرم هم قطع بود. واسه همین
چهار تا کامنت منفی برام گذاشتن

00:12:38.948 --> 00:12:42.380
‫این نظر منه، من به این خراب‌شده
بیشتر از 2 امتیاز نمی‌دم

00:12:42.405 --> 00:12:45.533
‫خیلی‌خب، ببین چی می‌گم
خودم پنکیک درست می‌کنم

00:12:45.558 --> 00:12:47.937
‫دو تا تخم‌مرغ با یکم آرد
بریز تو اون کاسه‌ی کوفتی

00:12:47.962 --> 00:12:49.677
‫لازم نیست یادم بدی
خودم بلدم پنکیک درست کنم

00:12:49.702 --> 00:12:50.868
‫مچ دستت باید این‌طوری بچرخه

00:12:50.893 --> 00:12:52.352
‫خیلی‌خب، عالیه. تو که این‌قدر استادِ

00:12:52.377 --> 00:12:53.629
‫پنکیک درست کردنی،

00:12:53.933 --> 00:12:55.102
چرا خودت دست‌به‌کار نمی‌شی؟

00:12:55.127 --> 00:12:59.296
‫واو، واو، واو، واو!
‫من برده‌ی تو نیستم، مرد

00:12:59.321 --> 00:13:01.221
‫- واو، واو، واو، واو!
‫- واو!

00:13:01.246 --> 00:13:03.420
‫- هیچ‌وقت چنین حرفی نزدم
‫- چرا، واو! گفتی

00:13:03.445 --> 00:13:05.117
‫- نه. واو! نه بابا
‫- واو! این"واو" واسه منه

00:13:05.142 --> 00:13:06.124
‫- نه،"واو" مال منه
‫- اوه، نه، نه

00:13:06.149 --> 00:13:07.720
‫- حقِ مالکیتِ این"واو" دست منه
‫-"واو" مال منه

00:13:07.745 --> 00:13:09.454
‫-"واو" مال منه. اوه، نه!
‫- من اول گفتم"واو"

00:13:09.479 --> 00:13:11.399
‫ازم می‌خوای پنکیک درست کنم؟
خودش یه"واو" بزرگ داره

00:13:11.424 --> 00:13:12.760
‫آره، می‌گی فکر می‌کنم تو برده‌ای؟

00:13:12.785 --> 00:13:13.600
‫خودش یه"واو" داره

00:13:13.625 --> 00:13:15.793
‫ این از اون"واو‌هایی" که
عمراً دست به سیاه و سفید بزنم

00:13:15.818 --> 00:13:18.330
‫این چه ربطی به برده‌داری داره؟
‫من که نگفتم تو برده‌ای

00:13:18.355 --> 00:13:19.897
‫این فقط لطف کردن در حق یه نفره

00:13:19.922 --> 00:13:21.060
‫می‌دونی برده‌داری چی بود؟

00:13:21.085 --> 00:13:24.761
‫یه لیستِ طولانی و کیری از همین لطف‌ها!

00:13:24.786 --> 00:13:27.960
‫- هیچ‌وقت این‌طوری بهش فکر نکرده بودم، جونزی
‫- آره. حالا بگو"حرفت رو قبول دارم"

00:13:27.985 --> 00:13:29.557
‫- چطوره؟
‫- نه

00:13:29.582 --> 00:13:30.596
‫- می‌دونی چرا؟
‫- چرا؟

00:13:30.621 --> 00:13:31.777
‫چون دوباره پسش می‌گیری

00:13:31.802 --> 00:13:33.644
‫- اوم، نه
‫- از این کلمه‌ی"قبول دارم" خوشت نمیاد؟

00:13:33.669 --> 00:13:36.714
‫خوشم میاد وقتی یکی حرفم رو قبول کنه،
‫فقط دلم نمی‌خواد امتیاز دزدی کنی

00:13:38.174 --> 00:13:39.169
‫من می‌رم بکپم

00:13:39.407 --> 00:13:40.657
‫یکم استراحت کنم مرد

00:13:40.682 --> 00:13:42.848
‫- شب خوبی داشته باشی
‫- آره

00:13:42.873 --> 00:13:44.719
‫- جونزی...
‫- مخلصیم لارنس!

00:13:44.951 --> 00:13:47.393
‫پله‌ها رو که رفتی بالا بپیچ راست، نرو چپ

00:13:47.610 --> 00:13:49.476
‫- اونجا اتاقِ مُرده‌ست
‫- اوکی

00:13:51.813 --> 00:13:53.949
‫ این تشک خیلی نرمه!

00:13:54.941 --> 00:13:56.671
‫خیلی بد شد، لعنتی!

00:13:56.696 --> 00:13:59.155
‫- هوی
‫- اوه. اوه، نه، نه

00:13:59.180 --> 00:14:00.973
‫- واو
‫- نه، اوه، واو

00:14:00.998 --> 00:14:03.332
‫- واو! این"واو" واسه منه!
‫-"واو" مال منه!

00:14:03.357 --> 00:14:05.317
‫-"واو" مال منه!
‫- اوه، نه."واو" مال منه!

00:14:05.342 --> 00:14:07.336
‫- حقِ"واو" با منه!
‫-"واو" مال منه!

00:14:07.361 --> 00:14:08.803
‫- واو!
‫- نه!

00:14:10.255 --> 00:14:12.072
"...یـک مـاه بعـد"

00:14:12.625 --> 00:14:14.961
‫به به، بر و روت رو برم
‫قشنگ معلومه معرکه شدی

00:14:14.986 --> 00:14:16.172
اوه، وای

00:14:16.691 --> 00:14:17.908
آه

00:14:17.933 --> 00:14:20.476
‫ترکیبی از فلپ‌جک، هات‌کیک و پنکیک

00:14:20.501 --> 00:14:22.919
‫- پنکیک‌های مخصوص جونزی. آره!
‫- اوه خدای من

00:14:24.053 --> 00:14:25.513
‫چه غلطی کردی کصکش؟

00:14:26.779 --> 00:14:28.231
‫قشنگ خودتو توش غرق کن

00:14:28.526 --> 00:14:31.411
‫اینجا چه خبره؟ نصفه‌شبی...

00:14:31.436 --> 00:14:33.711
‫با بوی بیکن منو از خواب بیدار کردی

00:14:33.736 --> 00:14:34.914
‫نمی‌تونی بیکن رو متهم کنی

00:14:34.939 --> 00:14:36.528
‫این یکی از
‫شناخته‌شده‌ترین بوهای دنیاست

00:14:36.553 --> 00:14:38.584
‫بوی بیکن رو حتی
از وسط گوهِ سگ هم می‌شه فهمید

00:14:38.609 --> 00:14:40.657
‫اینجا راه‌آهن زیرزمینیه

00:14:40.682 --> 00:14:42.516
‫- آره
‫- و کارِ راه‌آهن چیه؟

00:14:42.727 --> 00:14:45.645
‫حرکت کردن
‫باید دوباره سوار قطار بشی بری

00:14:46.149 --> 00:14:47.927
برگرد سوار قطار شو

00:14:47.952 --> 00:14:49.327
‫ایده‌ی جالبیه. می‌دونی چیه؟

00:14:49.328 --> 00:14:50.660
‫خیلی به این قضیه فکر کردم

00:14:50.685 --> 00:14:52.037
‫و تصمیم گرفتم همین‌جا بمونم

00:14:52.062 --> 00:14:54.725
‫بمونم و به بقیه‌ی برده‌ها کمک کنم
تا راهشون رو به سمت شمال پیدا کنن

00:14:54.750 --> 00:14:57.378
‫پسر، یه ماه پیش که اومدی اینجا،

00:14:57.761 --> 00:15:01.065
‫بند رو آب دادی که بری شمال
‫و داف‌های اونجا رو تور کنی

00:15:01.090 --> 00:15:04.551
‫قرار بود بری صفا‌سیتی
‫پس اون داف‌ها چی شدن؟ اونا منتظرتن

00:15:04.552 --> 00:15:05.927
‫- آره
‫- همشون منتظرن بری سراغشون

00:15:05.928 --> 00:15:07.596
‫همه دارن می‌گن:"جونزی کجاست"

00:15:07.597 --> 00:15:09.254
‫-"جونزی کجاست"
‫-"ما منتظریم بیاد پا بده"

00:15:09.788 --> 00:15:11.413
‫بذار یه چیزی بهت بگم
‫بابام همیشه بهم می‌گفت:

00:15:12.171 --> 00:15:13.764
"داف همیشه هست، هیچ‌جا نمی‌ره"

00:15:14.187 --> 00:15:16.223
"هر وقت برسی اونجا منتظرتـه"

00:15:16.248 --> 00:15:19.816
‫جونزی، می‌دونم چقدر روی کلمه‌ی"لطف" حساسی،

00:15:19.817 --> 00:15:25.760
‫ولی توقع زیادیه اگه بگم، می‌دونی،
‫یکم کارای اینجا رو دست بگیری؟

00:15:25.785 --> 00:15:28.509
‫یعنی می‌خوای اینجا برات حمالی کنم؟

00:15:28.534 --> 00:15:31.036
‫نه، من فقط... فقط می‌خوام کمک کنی

00:15:31.037 --> 00:15:32.162
‫الان جدی این حرفو می‌زنی؟

00:15:32.163 --> 00:15:33.872
‫- جدی می‌گی؟
‫- جدی می‌گی؟

00:15:33.873 --> 00:15:35.206
‫من ازت می‌خوام کفشات رو دربیاری

00:15:35.207 --> 00:15:36.791
‫- این برده‌داریـه؟
‫- کصشعرِ محضِ برده‌داریـه

00:15:36.792 --> 00:15:39.210
‫اوکی، ازت می‌خوام چند تا شمع برداری

00:15:39.211 --> 00:15:40.754
‫اگه واسه خودم نباشه، برده‌داریـه

00:15:40.755 --> 00:15:42.005
‫اگه شمع‌ها رو با هم استفاده کنیم چی؟

00:15:42.006 --> 00:15:43.837
‫اگه تو هم توش دخیل باشی، برده‌داریـه

00:15:43.862 --> 00:15:45.675
‫- نه، نیست، فقط یه لطفه
‫- جون عمت. نه نیست

00:15:45.676 --> 00:15:47.427
‫- این یه لطفه
‫- باز هم لطف می‌خوای؟

00:15:47.428 --> 00:15:49.763
‫تو تا 400 سالِ آینده حق نداری

00:15:49.764 --> 00:15:53.099
‫از یه سیاه‌پوست هیچ لطف کوفتی هم بخوای!

00:15:53.100 --> 00:15:54.392
‫- این‌طوریه؟
‫- دقیقاً همین‌طوریه

00:15:54.393 --> 00:15:56.603
‫می‌دونی چیه؟
بوی این بیکن بدجور داره مستم می‌کنه

00:15:56.604 --> 00:15:59.148
‫معلومه کصکش. بهتره کونت رو بذاری زمین
و این‌قدر نق نال نکنی

00:15:59.173 --> 00:16:00.200
هوم؟

00:16:00.224 --> 00:16:02.422
‫می‌شه پنکیک‌ها رو بدی این‌ور
یا اینم برده‌داریـه؟

00:16:02.447 --> 00:16:04.084
‫اینو می‌دم دستت
چون پنکیک‌های مخصوصِ جونزیه

00:16:04.109 --> 00:16:05.686
‫- شوخی می‌کنی
‫- باید پنکیک‌های جونزی رو امتحان کنی

00:16:05.711 --> 00:16:07.135
‫می‌دونی چیه؟
فکر کنم داریم کلی پیشرفت می‌کنیم

00:16:07.160 --> 00:16:09.072
‫- فکر کنم رابطه‌مون داره بهتر می‌شه
‫- اینو تماشا کن

00:16:09.097 --> 00:16:10.029
اوه

00:16:10.054 --> 00:16:12.111
‫- ممکنه در رو باز کنی؟
‫- برده‌داری

00:16:14.335 --> 00:16:15.643
‫- اوه
عصر بخیر -

00:16:15.668 --> 00:16:17.601
منتظر کسی نبودم

00:16:22.828 --> 00:16:24.815
‫- سلام
‫- چاکریم آقای سفیدپوست

00:16:24.840 --> 00:16:26.516
‫تو باید یکی از اون آدم خوباشون باشی

00:16:27.818 --> 00:16:30.027
‫آرموآر، عثمان! پشمام، چی؟

00:16:30.052 --> 00:16:31.637
‫- جونزی!
‫- بیا بغلم پسر! بیا!

00:16:32.517 --> 00:16:34.818
‫می‌دونستم اینجایی!
!آمارم بهم می‌گفت اینجایی

00:16:34.843 --> 00:16:35.994
‫عمراً بتونن منو بگیرن!

00:16:36.019 --> 00:16:39.066
‫اینا همونایی‌ان که برات تعریف می‌کردم!
آرموآر و عثمان، همین‌جا جلوتن

00:16:39.091 --> 00:16:41.147
‫آرموآر و عثمان، آره، آره. مالِ اتان آلن؟

00:16:41.148 --> 00:16:42.298
‫- آره!
‫- آره، آره، خودشه

00:16:42.323 --> 00:16:44.574
‫- حالا کجا دارین می‌رین؟
‫- خب، ‌خواستیم امشب رو اینجا بمونیم

00:16:44.599 --> 00:16:48.431
‫و فردا یه مسیر سگیِ 18 مایلی رو
بریم تا برسیم به یه خونه تو جاپلین

00:16:48.456 --> 00:16:50.259
‫آره، آره، قدمتون روی چشم
امشب رو همین‌جا بمونین

00:16:50.284 --> 00:16:51.783
‫- معلومه که آره
‫- ممنون

00:16:51.784 --> 00:16:53.884
‫- کیرم توش، هر چقدر دلتون می‌خواد بمونین
‫- ها؟

00:16:53.909 --> 00:16:55.230
‫یه تعطیلات طولانی به خودتون بدین

00:16:55.255 --> 00:16:56.673
‫- جدی می‌گی؟
‫- جدیِ جدی

00:16:56.698 --> 00:16:59.530
‫- داری این حرف‌ها رو از زبونِ جونزی می‌شنوین
‫- دمت گرم جونزی، خیلی آقایی

00:16:59.555 --> 00:17:01.352
‫عثمان، برو اون تو و پاهات رو بذار و لم بده

00:17:01.377 --> 00:17:03.281
‫- لازم نیست دو بار بهم بگی
‫- اوکی؟ شما دو تا برین یه چیزی بخورین

00:17:03.306 --> 00:17:05.542
‫- شنیدی عثمان چی گفت؟
‫- برین بخورین و به اون پاهای خسته استراحت بدین

00:17:05.567 --> 00:17:07.109
‫آره. چاکرتونیم همگی

00:17:07.134 --> 00:17:09.037
‫لارنس سه تا دیگه از این رداها داره، مرد

00:17:09.062 --> 00:17:10.312
‫حواسم هست. نگرانش نباش

00:17:10.337 --> 00:17:12.112
‫یا خدا، جونزی، اینجا واقعاً بدجور نم داره

00:17:12.137 --> 00:17:13.120
‫بهت که گفته بودم

00:17:13.145 --> 00:17:16.856
‫هی آرموآر
یه تخته‌سنگ بزرگ جلوی انبار افتاده

00:17:16.881 --> 00:17:19.360
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی
فردا صبح کمک کنی جابجاش کنیم؟

00:17:19.385 --> 00:17:20.510
‫برده‌داری؟

00:17:22.022 --> 00:17:23.064
‫آره، البته

00:17:31.032 --> 00:17:34.795
‫در 17 دسامبر 1903
در کیتی هاکِ کارولینای شمالی

00:17:34.820 --> 00:17:37.722
‫مخترعان آمریکایی، ویلبر و اورویل رایت،

00:17:37.747 --> 00:17:40.833
اولین بار تونستن با یه
هواپیمای موتوردار کنترل‌شده پرواز کنن

00:17:41.271 --> 00:17:42.646
‫یعنی"رایت فلای"

00:17:42.835 --> 00:17:47.246
‫این پرواز 12 ثانیه طول کشید
و مسافت 120 فوت رو طی کرد

00:17:47.618 --> 00:17:49.565
‫خب، هر کاری باید از یه جایی شروع بشه

00:17:49.886 --> 00:17:54.562
‫و با این کار
برادران رایت عصر پرواز رو آغاز کردن

00:17:54.956 --> 00:17:59.336
ولی یه برادر سوم رایت هم بود
که تو کتابای تاریخ ازش چیزی ننوشتن

00:18:00.144 --> 00:18:01.604
‫البته دلیل خوبی هم برای این کار داشتن

00:18:03.288 --> 00:18:05.957
‫حواست باشه کل هواپیما
توی کادر باشه، یکی از ما هم بیفته

00:18:05.982 --> 00:18:08.214
‫- یه عکس مسخره و خنده‌دار هم بگیریم
‫- سه، دو، یک

00:18:08.473 --> 00:18:11.464
‫حله. حالا یه دونه دیگه...
یه دونه دیگه خیلی جدی

00:18:11.489 --> 00:18:13.220
‫- جوری که مثلاً خیلی خفنیم
‫- هی! هی!

00:18:13.245 --> 00:18:14.118
‫همین‌طوری. عالیه

00:18:14.143 --> 00:18:15.782
‫- اورویل! اورویل!
‫- اوه ریدم. اوه ریدم

00:18:15.807 --> 00:18:17.701
‫- ریدیم، ریدیم. یالا برو، برو، برو
‫- برو کنار. برو، برو، برو

00:18:17.726 --> 00:18:20.372
‫- روشن کن. هندل بزن
‫- اینجا چه خبره؟ چه غلطی می‌کنین؟

00:18:20.414 --> 00:18:21.365
‫هی، ما...

00:18:21.390 --> 00:18:23.365
‫- فقط داشتیم عکس... واسه توئه
‫- منتظرت بودیم بیای

00:18:23.390 --> 00:18:25.086
‫- ولی اصلاً این‌طور به نظر نمیومد
‫- نه، نه بابا

00:18:25.111 --> 00:18:26.696
‫ مجبور بودیم همه‌ی تجهیزات رو تست کنیم...

00:18:26.721 --> 00:18:27.973
‫که مطمئن بشیم کار می‌کنه

00:18:27.998 --> 00:18:29.665
‫- و همه‌چی واسه پرواز آماده‌ست
‫- آره، اینا همش...

00:18:29.690 --> 00:18:31.233
‫- داره کار می‌کنه
‫- و بعدش تو آخرین،

00:18:31.258 --> 00:18:33.443
‫- آخرین مجهولِ این معادله بودی
‫- جداً؟ راست می‌گی؟

00:18:33.468 --> 00:18:35.614
‫- آره
‫- قشنگ معلوم بود داشتین می‌پریدین،

00:18:35.639 --> 00:18:36.971
‫ نه، اصلاً و ابداً!

00:18:36.996 --> 00:18:38.833
‫- باد اون‌قدرها موافق نبود!
‫- اصلاً چرا باید بدون تو بپریم؟

00:18:38.858 --> 00:18:41.452
‫- ما برادران رایتیم. بیخیال پسر!
‫- آره مگه می‌شه!

00:18:41.477 --> 00:18:43.394
‫- بیا سوار شو
‫- بیا. می‌تونی درست همین‌جا بشینی

00:18:43.395 --> 00:18:44.644
‫- اینجا بشینم؟
‫- آره

00:18:45.022 --> 00:18:46.314
‫- بشین داداش
‫- این وسط؟

00:18:46.315 --> 00:18:47.607
‫- آره
‫- دقیقاً همین وسط، رفیق

00:18:47.608 --> 00:18:48.691
‫- چی؟
‫- آره دیگه

00:18:48.692 --> 00:18:49.919
‫ این‌طوری که خیلی تخمیه

00:18:49.944 --> 00:18:52.155
‫- نه بابا، قراره خیلی هم حال بده‫
اینجا اصلاً راحت نیست -

00:18:52.180 --> 00:18:53.738
‫می‌دونی، اگه بخوای
می‌تونی یکم لم بدی به عقب

00:18:53.739 --> 00:18:55.633
‫من صندلیِ وسط رو نمی‌خوام
بذارین بشینم اون کناری

00:18:55.658 --> 00:18:57.992
‫- نه، نه، من باید با اهرم‌ها کار کنم
‫- نه، نه، نه. اون باید حواسش به اونا باشه

00:18:57.993 --> 00:18:59.077
‫منم باید حواسم به موتور باشه

00:18:59.078 --> 00:19:00.881
‫- تو قشنگ همین وسط بتمرگ
‫- نمی‌تونم وسط بشینم

00:19:00.906 --> 00:19:03.140
‫- تو فضای تنگ نفسم می‌گیره
این تنها صندلیِ باقی‌مونده‌ست -

00:19:03.165 --> 00:19:04.809
‫من اصلاً درک نمی‌کنم
‫چرا باید صندلیِ وسط وجود داشته باشه

00:19:04.834 --> 00:19:07.007
‫چرا یه صندلی ساختین که
‫این‌قدر از بقیه گندتره؟

00:19:07.032 --> 00:19:08.532
‫دارین یه اختراعِ بزرگ رو به گند می‌کشین

00:19:08.557 --> 00:19:10.773
‫راستی، باید اینو بذاری ‫زیر صندلیت

00:19:10.798 --> 00:19:11.853
‫- چی؟ چرا؟
‫- فقط واسه ایمنی

00:19:11.878 --> 00:19:13.926
‫منظورت از"ایمن" چیه؟
‫من روی یه جعبه‌ی چوبیِ هلو نشستم!

00:19:13.951 --> 00:19:16.069
‫کلِ بارِ همراهِ مسافر باید ‫بره زیر صندلی

00:19:16.094 --> 00:19:18.509
‫- جاش دقیقاً همون‌جاست
‫- خب چرا نمی‌تونم بذارمش روی پام؟

00:19:18.534 --> 00:19:19.931
‫این‌طوری خیلی خطرناکه

00:19:19.932 --> 00:19:21.705
‫اصلاً جاش رو جوری طراحی کردیم
که کیف بره اون زیر

00:19:21.730 --> 00:19:23.309
‫- اوکی، می‌دونی چیه؟
‫- باید بره زیر صندلی

00:19:23.334 --> 00:19:24.353
‫- باشه، باشه
‫- آره، نه روی پات

00:19:24.378 --> 00:19:26.109
‫- می‌دونی...
‫- باشه بابا

00:19:26.432 --> 00:19:27.646
‫- حالا راحت شدی؟
‫- آره

00:19:27.671 --> 00:19:28.815
‫- من که راحتم
‫- آره، تو چی، خیالت راحته؟

00:19:28.816 --> 00:19:30.608
‫- آماده‌ی حرکتیم
‫- اوه، چقدر احساسِ امنیت می‌کنم!

00:19:30.609 --> 00:19:31.985
‫- وقتِ رفتنه
‫- اصلاً امنیت ازم می‌باره!

00:19:31.986 --> 00:19:33.796
‫- آره
‫- خداروشکر که کیف دستی زیر صندلیه!

00:19:33.821 --> 00:19:35.671
‫خب این‌طوری اگه یه وقت
دست‌اندازی چیزی شد، دستات آزاده

00:19:35.696 --> 00:19:37.986
‫- اگه مشکلی پیش اومد
می‌تونی خودتو محکم بگیری

00:19:38.011 --> 00:19:39.929
‫- می‌تونی این‌طوری کنی، مگه نه؟
‫- این مدلی، خب؟

00:19:39.954 --> 00:19:41.204
‫- یا مثلاً این‌طوری
‫- آره، از این ژست‌ها

00:19:41.229 --> 00:19:43.231
‫- بعدش می‌تونی این کارو کنی
‫- اگه هواپیما کج شد این‌طوری،

00:19:43.256 --> 00:19:45.833
‫- خودت رو سفت نگه می‌داری
‫- اوکی، فهمیدم. گرفتم چی می‌گی

00:19:45.858 --> 00:19:48.725
‫- گرفتم مطلب رو، اوکی؟ حله
‫- بسیارخب. حالا دیگه آماده‌ی تیک‌آف‌یم

00:19:48.750 --> 00:19:50.157
‫عالیه!

00:19:50.182 --> 00:19:53.065
‫- آماده‌ایم؟
‫- می‌دونی، فقط باید یه چیزی رو بگم، اوکی؟

00:19:53.090 --> 00:19:55.018
‫- آره
‫- یعنی می‌خوام بگم من خر نیستم

00:19:55.043 --> 00:19:57.444
‫می‌دونم داشتین تلاش می‌کردین بدون من بپرین

00:19:57.469 --> 00:19:58.887
‫و خودت هم می‌دونی، ویلبر...

00:19:58.888 --> 00:20:00.313
‫من یه بار جونت رو نجات دادم

00:20:00.338 --> 00:20:02.595
‫- فکر کنم حداقلش اینه که بهم مدیونی و...
‫- اوه، باز شروع شد

00:20:02.620 --> 00:20:04.166
‫آره، که حداقل منتظرم بمونی

00:20:04.191 --> 00:20:05.768
‫داری در مورد چی زر می‌زنی؟
تو کِی جون منو نجات دادی؟

00:20:05.769 --> 00:20:07.854
‫داشتی غرق می‌شدی
من یه پارو دادم دستت و نجاتت دادم

00:20:07.855 --> 00:20:09.939
‫آره. احتمالاً خودمم می‌تونستم
بیام بیرون، ولی باز دستت درد نکنه

00:20:09.940 --> 00:20:11.441
‫نه بابا، عمراً می‌تونستی خودت بیای بیرون

00:20:11.442 --> 00:20:13.189
‫- داشتی گریه می‌کردی
‫- من گریه نمی‌کردم!

00:20:13.214 --> 00:20:14.652
‫- داشتی جیغ‌وجار راه می‌انداختی
‫- اونا آب دریاچه بود روی صورتم

00:20:14.653 --> 00:20:15.644
‫ اصلاً جیغ نمی‌زدم

00:20:15.655 --> 00:20:16.765
صدای جیغت رو

00:20:16.790 --> 00:20:19.125
‫- هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.
‫- خیلی ضایع بود. من...

00:20:19.150 --> 00:20:21.136
‫- خیلی چیزای دیگه‌ای رو
که از خودت می‌بافی فراموش نمی‌کنی

00:20:21.160 --> 00:20:23.472
‫- آره
‫- خوشحالم که همه‌مون اینجا جمعیم،

00:20:23.497 --> 00:20:26.122
‫و آماده‌ی تیک‌آف‌یم
‫قراره یه پروازِ فوق‌العاده بشه

00:20:26.123 --> 00:20:27.582
‫- آره
‫- اینجا از خوراکی موراکی خبری نیست؟

00:20:27.583 --> 00:20:29.200
‫- چی؟ مگه چیزی نخوردی؟
‫- یه چیزی بده کوفت کنه

00:20:29.225 --> 00:20:30.853
‫ آره، من دارم میام توی هواپیما

00:20:30.878 --> 00:20:32.045
‫هیچ خوراکی‌ای نیست؟

00:20:32.046 --> 00:20:33.695
‫- خب یه چیزی بدی طفلک کوفت کنه‫
یه مقدار بادوم‌زمینی دارم -

00:20:33.720 --> 00:20:36.491
‫- بیا، یه خورده بادوم‌زمینی بخور
‫- بادوم‌زمینی؟ همین؟ این که غذای سیرکه!

00:20:36.516 --> 00:20:38.512
‫- نه بابا، امتحانش کن، خوشمزه‌ست
‫- کجاش مالِ سیرکه، باید بپریم

00:20:38.537 --> 00:20:39.904
‫قبل از اینکه اوضاع از این عجیب‌تر بشه

00:20:39.929 --> 00:20:42.629
‫- بسیارخب
‫- حله، آماده‌این؟ آقایون، عینک‌ها رو چشم

00:20:44.401 --> 00:20:46.152
‫- آماده‌ی حرکت؟
‫- بزن بریم

00:20:46.177 --> 00:20:48.329
‫- استارت
‫- استارت

00:20:48.354 --> 00:20:49.331
‫استارت شد

00:20:50.021 --> 00:20:51.633
‫ببین چطور می‌ره

00:20:51.941 --> 00:20:53.942
‫عالیه، داره مثل ساعت کار می‌کنه

00:20:53.943 --> 00:20:55.294
‫- اوه، آره‫
معرکه‌ست -

00:20:55.319 --> 00:20:57.321
‫اوه، فکر کنم ریدیم

00:20:57.963 --> 00:21:00.382
‫- آره، آره، خودشه. بذار خاموشش کنم
‫- اوه، آره، داره باز همون‌طوری می‌شه؟

00:21:00.407 --> 00:21:02.116
‫- چی شد؟
‫- بذار خاموشش کنم. بذار خفه‌ش کنم

00:21:02.117 --> 00:21:03.409
‫- کلبی! کلبی کجاست؟
‫- کلبی!

00:21:03.410 --> 00:21:04.661
‫- هی بچه‌ها، من اومدم
‫- خودش اومد

00:21:04.662 --> 00:21:06.704
‫فکر کنم باز همون شاتونه. شاتون زدیم

00:21:06.705 --> 00:21:08.164
‫- راحت باشین
‫- بذار یه نگاهی بهش بندازم

00:21:08.165 --> 00:21:09.999
‫- یکم طول می‌کشه، واسه همین...
‫- کلبی ردیفش می‌کنه. آدمِ خودمونه...

00:21:10.000 --> 00:21:11.626
‫- اوکی، باشه
‫- دست‌به‌آچاره، حله

00:21:11.627 --> 00:21:13.896
‫- نه، نه، نه. باید همین‌جا منتظر بمونیم
‫- داری در مورد چی زر می‌زنی؟

00:21:13.921 --> 00:21:15.370
‫باید توی هواپیما منتظر بمونیم
حق نداریم دی‌پِلی کنیم

00:21:15.395 --> 00:21:17.311
دی‌پِلی چه صیغه‌ایه؟ تا حالا نشنیدم

00:21:17.336 --> 00:21:18.883
‫- چرا؟ شوخی می‌کنی؟
‫- یعنی برعکسِ سوار هواپیما شدن

00:21:18.884 --> 00:21:20.301
‫- باید همین‌جا منتظر بمونیم...
‫-دی‌پِلی؟

00:21:20.302 --> 00:21:22.029
‫- تا این مشکل فنی رو حل کنن
‫- آره دیگه

00:21:22.054 --> 00:21:23.554
‫- دی‌پِلی؟
‫- اول ایمنی

00:21:23.555 --> 00:21:26.766
‫ما روی زمینِ سفت نشستیم!
‫کدوم ایمنی آخه؟!

00:21:26.767 --> 00:21:28.142
‫یعنی باید توی هواپیما تلپ بشم

00:21:28.143 --> 00:21:29.810
‫- حالا هر چقدر هم که طول بکشه؟
‫- آره

00:21:29.835 --> 00:21:32.176
‫- اگه 5 ساعت طول بکشه چی؟
‫- اونوقت 5 ساعت منتظر می‌مونیم

00:21:32.201 --> 00:21:34.536
‫من باید این وسط بشینم
‫با یه مشت خوراکیِ مزخرف

00:21:34.561 --> 00:21:36.145
‫- و دست روی دست بذارم؟
‫- آره

00:21:36.170 --> 00:21:37.962
‫- واسه 5 ساعت؟ پاک رد دادین؟
‫- آره دیگه

00:21:37.987 --> 00:21:39.325
‫حس و حالِ هواپیما به همین چیزاشه

00:21:39.350 --> 00:21:41.572
‫این اصلاً حسِ خوبی نیست!
‫یه تجربه‌ی کاملاً تخمیه!

00:21:41.573 --> 00:21:43.074
‫این احمقانه‌ترین قانونیه که تا حالا شنیدم

00:21:43.075 --> 00:21:44.575
‫- به ما اعتماد کن. این واسه امنیتِ خودته
‫- آره

00:21:44.576 --> 00:21:46.641
‫- فقط لنگت رو دراز کن و راحت باش
‫- می‌دونین چیه؟

00:21:46.666 --> 00:21:48.589
‫من اسمم رو از روی این اختراع برمی‌دارم

00:21:48.614 --> 00:21:50.432
‫اورویل و ویلبر، مالِ خودتون، ارزانیِ خودتون

00:21:50.457 --> 00:21:52.000
‫نمی‌خوام هیچ ربطی
به این ماشینِ قراضه داشته باشم

00:21:52.001 --> 00:21:54.424
‫- بعداً پشیمون می‌شیا‫
اوه، اصلاً این‌طور فکر نمی‌کنم -

00:21:54.449 --> 00:21:55.670
‫دارم می‌گم، بدجور پشیمون می‌شی

00:21:55.671 --> 00:21:57.349
‫در ضمن، یه حسابِ کتابی هم هست
که باید باهات تسویه کنم

00:21:57.374 --> 00:21:59.316
‫- مطمئنم که هست. حالا باز چی شده؟
‫- باز شروع شد

00:21:59.341 --> 00:22:01.453
‫یادته قرار بود واسه یه هفته برم مسافرت؟

00:22:01.478 --> 00:22:03.303
‫- ازت خواستم به گل‌هام آب بدی
‫- معلومه، یادمه

00:22:03.304 --> 00:22:04.341
‫وقتی برگشتم خونه...

00:22:04.366 --> 00:22:07.442
‫- گل‌ها قشنگ سرسبز و قبراق بودن
‫- اونجا بود که فهمیدم تو

00:22:07.474 --> 00:22:09.600
‫توی خونه‌ی من سکس داشتی!

00:22:09.601 --> 00:22:11.644
‫از کجا فهمیدی ‫توی خونه‌ت سکس داشته؟

00:22:11.645 --> 00:22:15.356
‫چون دقیقاً کنار گل‌های بنفشه‌ی آفریقایی،
‫آثار جرمِ سکس مشهود بود!

00:22:15.357 --> 00:22:16.816
‫- این‌طوری فهمیدم
‫- من منکرش نمی‌شم،

00:22:16.817 --> 00:22:19.320
‫ولی خب نمی‌تونم توی خونه‌ خودم سکس کنم،
‫زنم اونجاست!

00:22:20.237 --> 00:22:22.280
‫در ضمن، بالاخره یه نفر باید
توی اون خونه سکس کنه یا نه؟

00:22:22.281 --> 00:22:24.866
‫- دمت گرم، دقیقاً! ولی این یکی کارِ من نبوده
‫- می‌دونی چیه ویلبر؟ کیرم دهنت

00:22:24.867 --> 00:22:26.367
‫کیرم دهنت. کیرم دهنت

00:22:26.368 --> 00:22:28.927
‫- اوه پسر، رفقا... بیخیال، کوتاه بیاین
‫- تو صندلیِ تخمی رو دادی به من،

00:22:28.952 --> 00:22:31.203
‫دقیقاً مثل عروسیت که جای تخمی رو دادی به من

00:22:31.228 --> 00:22:32.478
‫منو نشوندی درست بغلِ آشپزخونه

00:22:32.503 --> 00:22:34.254
‫هر گارسونی که رد می‌شد تنه می‌زد بهم

00:22:34.293 --> 00:22:37.651
‫- و موقع رفتن نزدیک بود چپم کنه
‫- من تو رو نشوندم سر میزِ مجردها

00:22:37.676 --> 00:22:39.464
‫خودت اون شب دنبالِ پا دادن و مخ‌زنی بودی،

00:22:39.465 --> 00:22:41.431
‫منم نشوندمت کنارِ خوشگل‌ترین دافِ اونجا

00:22:41.456 --> 00:22:43.176
‫اون که یه چشم داشت، اوکی؟

00:22:43.177 --> 00:22:45.386
‫- هی، پیش میاد دیگه
‫- حداقل یه چشم‌بند هم نزده بود

00:22:45.387 --> 00:22:47.566
‫انگار منو نشونده بودی کنارِ غولِ تک‌چشم

00:22:47.591 --> 00:22:49.891
‫من دقیقاً سمتِ کورش نشسته بودم،

00:22:49.892 --> 00:22:52.185
‫برگشت و کلِ سوپِ گوجه‌فرنگی‌ش رو
چپوند روی خشتکِ من

00:22:52.186 --> 00:22:54.020
‫- خب چرا این تقصیرِ اون طفلکیه؟
‫- تقصیرِ اون نیست

00:22:54.021 --> 00:22:55.772
‫می‌خواد یه چشم داشته باشه، باشه
ولی یه چشم‌بند کوفتی بزنه

00:22:55.773 --> 00:22:57.482
‫یکم مراعاتِ بقیه رو بکنه

00:22:57.483 --> 00:22:59.817
‫- می‌تونستی خیلی راحت باهاش دوست بشی
‫- با اون دوست بشم؟

00:22:59.818 --> 00:23:01.299
‫می‌دونی، همش داره در مورد تو حرف می‌زنه

00:23:01.324 --> 00:23:02.796
‫- در مورد من حرف می‌زنه؟
‫- آره به خدا، جدی می‌گم

00:23:02.821 --> 00:23:05.609
‫دفعه‌ی بعدی که دیدیش
بهش بگو یه چشم‌بند کپک‌زده بزنه

00:23:05.634 --> 00:23:07.617
‫هی، می‌دونی چه حرکتِ قشنگی می‌شه
اگه تو این کارو بکنی؟

00:23:07.618 --> 00:23:09.827
‫شاید خودت یکی براش بسازی و بگی:
"ببین، اینم واسه تو"

00:23:09.828 --> 00:23:13.039
‫- به نظر من که این بیشتر توهینه
‫- هدیه دادن به یه نفر توهینه؟

00:23:13.040 --> 00:23:15.375
‫ببین، اون خودش می‌دونه چشم‌بند چیه،

00:23:15.376 --> 00:23:17.043
‫فقط خودش کرم داره که نمی‌زنه

00:23:17.044 --> 00:23:19.337
‫اون یه مراسم رسمی بود
اونم چشم‌بندِ رسمی و مجلسی نداشت

00:23:19.338 --> 00:23:20.344
‫فکر کنم مشکلش همین بوده

00:23:20.369 --> 00:23:22.058
‫چرا یکی براش درست نمی‌کنی
که روش نگین‌کاری شده باشه؟

00:23:22.083 --> 00:23:23.744
‫- شاید اونجوری بذاره روی چشمش
‫- یه چیزِ شیک و باکلاس

00:23:23.769 --> 00:23:25.557
‫- چون خدایی دخترِ بدقیافه‌ای هم نیست
‫- منم دقیقاً همینو می‌گم

00:23:25.582 --> 00:23:27.709
‫آره، با پست براش می‌فرستم،

00:23:28.028 --> 00:23:29.305
‫- بدون نام و نشون
‫- بدون نام...

00:23:29.306 --> 00:23:31.329
‫- اورویل؟ آره
‫- دفعه‌ی بعد که دیدیش ضایع‌بازی درنیار

00:23:31.354 --> 00:23:33.022
‫- حله
‫- روی یادداشتِ همراش هم باید بنویسی:

00:23:33.047 --> 00:23:34.922
"زیبایی تنها در چشمِ بیننده‌ست"

00:23:34.947 --> 00:23:37.366
‫- عالیه، عاشقش شدم! بد چیزی نیستا
‫- می‌دونی چیه؟

00:23:37.398 --> 00:23:39.273
‫- بالاخره به یه دردی خوردی. آره‫
این خوبه، این خوبه -

00:23:39.274 --> 00:23:40.663
‫- بسیارخب، بریم واسه تیک‌آف
‫- آماده‌ی پریدنی؟

00:23:40.688 --> 00:23:43.276
‫- کلبی، اوضاع چطوره؟
‫- اوکیه بچه‌ها، ردیفه

00:23:43.301 --> 00:23:44.671
‫- همه‌چی ردیفه
‫- آماده‌ی حرکت

00:23:44.696 --> 00:23:45.863
‫- عینک‌ها به چشم
‫- بزن بریم

00:23:45.864 --> 00:23:48.215
‫- مسیر بازه
‫- هندل بزن کلبی. استارت

00:23:48.502 --> 00:23:49.419
‫موفق باشین

00:23:49.444 --> 00:23:52.933
‫- بزن بریم!
‫- اوه، اونجا رو نگاه کن

00:23:53.580 --> 00:23:55.206
‫فوق‌العاده می‌شه

00:23:55.207 --> 00:23:56.291
‫فرمون رو سفت نگه دار

00:23:58.877 --> 00:24:00.504
‫واو، کار کرد!

00:24:00.529 --> 00:24:01.814
‫- رفتیم تو هوا!
‫- نه، نه، نه!

00:24:01.839 --> 00:24:04.757
‫پشیمون شدم! نمی‌خوام بپرم!
‫حالم داره بد می‌شه، حالم داره به هم می‌خوره

00:24:04.758 --> 00:24:07.211
‫- الان بالا میارم
‫- بیا، بیا، اینو بگیر جلوت

00:24:08.916 --> 00:24:10.833
‫این ویویِ خوشگل رو نگاه کن آخه

00:24:10.858 --> 00:24:14.195
‫دارم می‌میرم!
‫نه، رفیق، نه! من نمی‌خوام بپرم!

00:24:23.823 --> 00:24:28.077
‫در دهه‌ی 1950 و در جریان جنگ سرد
‫بین روسیه و ایالات متحده،

00:24:28.102 --> 00:24:30.409
‫ترس از کمونیسم در همه‌جا رخنه کرده بود

00:24:30.701 --> 00:24:33.202
‫این هراسِ سرخ زمانی به اوج خود رسید

00:24:33.203 --> 00:24:36.581
‫که سناتور جمهوری‌خواه،
‫جو مک‌کارتی از ایالت ویسکانسین،

00:24:36.582 --> 00:24:39.333
‫مجموعه‌ای از تحقیقاتِ جنجالی و علنی رو

00:24:39.334 --> 00:24:42.795
‫درباره‌ی نفوذ ادعاییِ کمونیست‌ها
‫به تمام سطوح دولت آغاز کرد

00:24:42.796 --> 00:24:45.339
‫هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد با مک‌کارتی دربیفته،

00:24:45.340 --> 00:24:47.508
‫چرا که می‌ترسید برچسب کمونیست بودن بخوره

00:24:47.509 --> 00:24:49.969
‫حتی ارتش آمریکا نیز زیر ذره‌بین قرار گرفت

00:24:49.970 --> 00:24:52.556
‫که این امر به جلسات استماعِ معروفِ
ارتش و مک‌کارتی منجر شد

00:24:52.923 --> 00:24:55.800
‫جوزف ولچ، وکیل ارشد ارتش بود

00:24:55.825 --> 00:24:59.680
‫و مواجهه‌ی اون با مک‌کارتی
:جایی که اون جمله‌ی معروف رو به زبان آورد

00:25:00.064 --> 00:25:04.650
جناب سناتور، آیا در وجود شما"
‫ذره‌ای شرم و حیا باقی نمانده؟"

00:25:04.675 --> 00:25:06.426
‫به عنوان نقطه‌ی عطفی

00:25:06.451 --> 00:25:08.566
‫در این فصلِ تأسف‌بار از تاریخ ما شناخته شد

00:25:08.591 --> 00:25:10.301
‫اما طبق گفته‌های مک‌کارتی،

00:25:10.326 --> 00:25:13.579
‫او تنها کسی نبود که شرم و حیا سرش نمی‌شد

00:25:14.453 --> 00:25:16.378
‫با توجه به درخواستِ آقای ولچ،

00:25:16.658 --> 00:25:20.077
‫فکر می‌کنم باید به ایشون بگیم که
در دفتر حقوقیِ خود

00:25:20.102 --> 00:25:22.104
‫جوونکی به نام فیشر داره...

00:25:23.295 --> 00:25:25.088
‫که سالیـانِ سالـه

00:25:25.881 --> 00:25:28.567
‫عضو سازمانی بوده،

00:25:28.592 --> 00:25:30.359
‫بله، سالیانِ سال پیش،

00:25:31.094 --> 00:25:34.613
‫که بازوی حقوقی و حامیِ
حزب کمونیست به شمار می‌ره

00:25:34.638 --> 00:25:38.410
‫بیاید بیش از این
شخصیتِ این پسر رو ترور نکنیم

00:25:38.435 --> 00:25:43.447
‫جناب سناتور، آیا بالاخره در وجود شما
‫ذره‌ای شرم و حیا پیدا نمی‌شه؟

00:25:43.734 --> 00:25:47.341
‫- آیا اصلاً بویی از انسانیت نبردین؟
‫- احسنت، احسنت!

00:25:47.366 --> 00:25:51.173
‫من بویی از انسانیت نبردم؟
پس خودِ شما چی، آقای ولچ؟

00:25:51.198 --> 00:25:55.243
‫دارم می‌بینم که بدون زیرلیوانی
دارین لیوان آب رو می‌نوشین

00:25:55.244 --> 00:25:57.672
‫و ردِ حلقه‌ی آب رو روی
این میزِ به این زیبایی جا می‌ذارین

00:25:57.697 --> 00:25:59.906
‫حالا کیه که بویی از شرم و حیا نبرده؟

00:25:59.931 --> 00:26:01.474
‫در دفاع از خودم باید بگم سناتور،

00:26:01.499 --> 00:26:05.335
‫به من گفته بودن که این میز رو
با یه اپوکسیِ مرغوب روکش کردن

00:26:05.379 --> 00:26:08.714
‫در ضمن، فکر کنم
این یه میزِ خیلی قدیمی هم هست

00:26:08.715 --> 00:26:12.510
‫آقای ولچ، من اعلام می‌کنم که شما
همون‌قدر که به این میز اهمیت نمی‌دین

00:26:12.511 --> 00:26:15.096
‫به قداستِ دموکراسیِ ما هم بی‌اعتنا هستین

00:26:15.097 --> 00:26:17.411
‫وگرنه، شما هم مثل من
یه زیرلیوانی همراهتون می‌آوردین

00:26:17.436 --> 00:26:19.536
‫درست مثل این یکی
که من از خونه با خودم آوردم

00:26:19.560 --> 00:26:22.728
‫یعنی شما امروز با زیرلیوانیِ
شخصیِ خودتون کوبیدین اومدین اینجا؟

00:26:22.729 --> 00:26:27.149
‫بله، کاملاً درسته
!چون من واسه چوب احترام قائلم

00:26:27.150 --> 00:26:31.487
‫مسئله اینه که شما ردِ لکه جا گذاشتین
و باز هم دارین به این کار ادامه می‌دین

00:26:31.488 --> 00:26:34.198
‫و من می‌تونم بهتون بگم
!چه کسایِ دیگه‌ای هم رد لکه جا می‌ذارن

00:26:34.199 --> 00:26:36.367
‫- کمونیست‌ها ردِ لکه جا می‌ذارن!
‫- اوه، بیخیال بابا

00:26:36.368 --> 00:26:38.578
‫- کمونیست‌ها اصلاً واسه میز ارزش قائل نیستن
‫- تذکر آیین‌نامه‌ای!

00:26:38.579 --> 00:26:40.871
‫کمونیست‌ها هیچ احترامی واسه چوب قائل نیستن

00:26:40.872 --> 00:26:41.956
‫منبع ذکر کن!

00:26:41.957 --> 00:26:44.417
‫و بذارین بهتون بگم چه کسای دیگه‌ای هم
‫بویی از شعور و نزاکت نبردن

00:26:44.418 --> 00:26:46.377
‫- سناتور سیمینگتون؟
‫- بله؟

00:26:46.378 --> 00:26:49.013
‫شما چند هفته پیش اومدین خونه‌ی من،

00:26:49.038 --> 00:26:52.666
‫و پاهاتون رو روی پادری پاک نکردین

00:26:52.691 --> 00:26:55.313
‫با پای گل‌آلود اومدین تو. این کارِ درستیه؟

00:26:55.338 --> 00:26:57.980
‫شما اصلاً چطوری اینو فهمیدین؟
وقتی اومدم تو، اصلاً صدام رو نشنیدین

00:26:58.015 --> 00:27:00.157
‫اون سرِ خونه توی اتاقِ کارتون بودین

00:27:00.182 --> 00:27:03.686
‫گوش‌های من همون‌قدر روی پاک کردنِ پا حساسه

00:27:03.687 --> 00:27:07.874
‫که روی نفوذِ کمونیست‌ها در وزارت امور خارجه تیزه!

00:27:07.899 --> 00:27:10.818
‫و بذارین بهتون بگم چه کسایِ دیگه‌ای هم
‫پاهاشون رو پاک نمی‌کنن

00:27:10.819 --> 00:27:11.944
‫نگو، تو رو خدا نگو

00:27:11.945 --> 00:27:13.597
‫کمونیست‌ها پاهاشون رو پاک نمی‌کنن!

00:27:13.622 --> 00:27:15.521
‫ من که تا حالا ندیدم یه کمونیست پاش رو پاک کنه‫

00:27:15.546 --> 00:27:17.089
اوکی، باز شروع شد

00:27:17.114 --> 00:27:20.007
‫توی اتحاد جماهیر شوروی
!چیزی به اسم پادری پیدا نمی‌شه

00:27:20.032 --> 00:27:23.855
‫کارل مارکس همش ردِ گل جا می‌انداخت
!انگلس هم در موردش کتاب نوشته

00:27:23.880 --> 00:27:27.466
‫خدمتکارِ من اهلِ رومانیه، خودش اینو بهم گفت

00:27:27.491 --> 00:27:29.914
‫توی کشورهای بلوک شرق اصلاً پادری وجود نداره

00:27:29.939 --> 00:27:33.028
‫یعنی از اون طرف
بخاطر نبودِ پادری فرار کرده اومده اینجا؟

00:27:33.053 --> 00:27:34.540
‫خب کی می‌تونه سرزنش‌ش کنه؟

00:27:34.565 --> 00:27:36.052
‫حالا که بحثِ بی‌نزاکتی شد،

00:27:36.053 --> 00:27:39.138
‫سناتور برد بهم گفت
نمی‌تونه بیاد به مهمونیِ باربیکیویِ من

00:27:39.139 --> 00:27:41.057
‫چون تولدِ دخترشه

00:27:41.058 --> 00:27:44.769
‫بعداً معلوم شد دخترش 28 سالشه!

00:27:44.770 --> 00:27:48.147
‫یعنی یه پدر حق نداره
یه روزِ خاص رو با دخترش بگذرونه؟

00:27:48.148 --> 00:27:49.857
‫نه در سنِ 28 سالگی!

00:27:49.858 --> 00:27:51.859
‫مثلاً می‌خوان چه غلطی بکنن سناتور ماند؟

00:27:51.860 --> 00:27:54.320
‫برن باغ‌وحش؟ صورتشون رو رنگ کنن؟

00:27:54.321 --> 00:27:56.452
‫پونی‌سواری برن؟ بستنی بخورن؟

00:27:56.477 --> 00:27:59.718
‫بهتون می‌گم آقایون
این کار بویی از شعور نبرده

00:27:59.743 --> 00:28:02.161
‫راستی، اگه اجازه بدین ادامه بدم،

00:28:02.162 --> 00:28:05.706
‫آمارهای مشترک از دستشوییِ سنا تایید کرده که

00:28:05.707 --> 00:28:09.794
‫سناتور دیرکسن وقتی دست‌هاش رو
!می‌شوره از صابون استفاده نمی‌کنه

00:28:09.795 --> 00:28:12.213
‫می‌تونم بهتون بگم چه کسای دیگه‌ای هم
از صابون استفاده نمی‌کنن

00:28:12.214 --> 00:28:13.798
‫- اگه قرار باشه حدس بزنم...
‫- کمونیست‌ها!

00:28:13.799 --> 00:28:15.299
‫- کمونیست‌ها!
‫- زدی تو خال

00:28:15.300 --> 00:28:20.346
‫لنکا، خدمتکارِ رومانیاییِ من
سیر تا پیازِ کمونیست‌ها رو برام تعریف کرده؛

00:28:20.347 --> 00:28:22.723
‫اینکه اونا توی خونه‌هاشون
اصلاً لباس تنشون نمی‌کنن

00:28:22.724 --> 00:28:25.427
‫اونا نه شرم سرشون می‌شه، نه حیا

00:28:25.452 --> 00:28:27.954
‫حتی خودِ لنکا هم هر از گاهی لختِ مادرزاد

00:28:27.979 --> 00:28:29.771
‫- توی خونه راه می‌ره...
‫- اوکی

00:28:29.796 --> 00:28:31.631
‫و من مجبورم بهش یادآوری کنم

00:28:31.656 --> 00:28:35.325
‫که الان توی آمریکاست
و ما اینجا لباس می‌پوشیم

00:28:35.362 --> 00:28:37.299
‫باز هم بی‌نزاکتی می‌خواین؟

00:28:37.324 --> 00:28:38.864
‫کمیته‌ی راه‌کارها و تامین مالی،

00:28:38.865 --> 00:28:41.325
‫هفته‌ی پیش
"برای ناهار رفتن رستورانِ "اولد ابیت

00:28:41.326 --> 00:28:46.338
‫و سناتور پاتر خودش سرخود
واسه کلِ میز غذا سفارش داد

00:28:46.363 --> 00:28:48.562
‫انگار که رئیسِ همه‌مونه!

00:28:49.386 --> 00:28:52.128
‫این کلمه واسه کسی آشنا نیست؟
زنگِ خطری رو براتون به صدا درنمی‌آره؟

00:28:52.129 --> 00:28:53.921
‫می‌تونم یه رئیسِ دیگه رو هم بهتون معرفی کنم

00:28:53.922 --> 00:28:55.715
‫اسمش نیکیتا خروشچفه،

00:28:55.716 --> 00:28:58.592
‫و ایشون رئیسِ حزب کمونیست

00:28:58.593 --> 00:28:59.844
‫توی اتحاد جماهیر شورویه!

00:28:59.845 --> 00:29:01.303
‫هیچ‌کدوم نمی‌تونستن تصمیم بگیرن چی می‌خوان

00:29:01.304 --> 00:29:03.514
‫اگه سفارش نداده بودم
هنوز داشتیم مِنو رو نگاه می‌کردیم

00:29:03.515 --> 00:29:06.058
‫حتی یه چیز هم نبود که من ازش خوشم بیاد

00:29:06.059 --> 00:29:07.435
‫ماهی سفارش داد

00:29:07.436 --> 00:29:10.813
‫یه ماهیِ پالتِ حال‌به‌هم‌زن، مزخرف و بودار!

00:29:10.814 --> 00:29:13.274
‫غذای ویژه‌ی روز بود
خیلی هم پیشنهادش می‌کردن

00:29:13.275 --> 00:29:16.569
‫بله، توسط یه گارسون شدیداً پیشنهاد می‌شد

00:29:16.570 --> 00:29:20.032
‫که یه پیراهنِ کاملاً سرخ تنش بود!

00:29:20.057 --> 00:29:22.616
‫یعنی الان داریم واسه کمونیسم
نشانه‌ی رنگی می‌ذاریم؟

00:29:22.617 --> 00:29:23.743
‫دقیقاً همین‌طوره

00:29:23.744 --> 00:29:25.953
‫خب، پس تکلیفِ بابانوئل چی می‌شه جناب؟

00:29:25.954 --> 00:29:28.247
‫من به بابانوئل هم بدجور مشکوکم؛

00:29:28.248 --> 00:29:31.454
‫اینکه اون همه کادو رو مجانی پخش می‌کنه
خونه به خونه می‌ره

00:29:31.479 --> 00:29:36.651
‫اطلاعات جمع می‌کنه و اون‌ها رو
!علیه آمریکایی‌های شریف به کار می‌گیره

00:29:37.271 --> 00:29:38.687
‫این یارو پاک رد داده

00:29:38.712 --> 00:29:41.445
‫این‌طور که به نظر می‌رسه
هر چیزی که شما ازش خوشتون نمیاد رو

00:29:41.470 --> 00:29:44.474
‫می‌شه با شرارت‌های کمونیسم مقایسه کرد

00:29:44.499 --> 00:29:47.889
‫منم اصلاً خوشم نمیاد
وقتی همسایه‌م به سگش اجازه میده

00:29:47.914 --> 00:29:50.134
‫توی حیاط من خودش رو خالی کنه،

00:29:50.159 --> 00:29:52.827
‫ولی فکر نمی‌کنم اون یه سگِ کمونیست باشه

00:29:52.856 --> 00:29:56.734
‫این اصلاً مسئله‌ی خنده‌داری نیست
ما داریم کار خیلی مهمی انجام می‌دیم

00:29:56.735 --> 00:30:01.906
‫تازه، من خودم با چشم‌های خودم
سناتور پاتر رو دیدم که توی رستوران

00:30:01.907 --> 00:30:05.034
‫یه مشت قرص نعنا
از کاسه‌ی جلوی صندوق‌دار برداشت

00:30:05.035 --> 00:30:07.411
‫اونجا بر پایه‌ی صداقت کار می‌کنه سناتور!

00:30:07.412 --> 00:30:11.373
‫اون قرص نعناها همش مالِ خودم نبود
بین پرسنل پخششون کردم

00:30:11.374 --> 00:30:14.877
‫چپوندنِ اون دستِ گنده و کثیف
توی یه مشت قرص نعنا

00:30:14.878 --> 00:30:17.087
‫چیزی نیست که رستوران تشویق کنه

00:30:17.088 --> 00:30:20.007
‫سناتور پاتر، اون قرص نعناها جلدِ تکی داشتن؟

00:30:20.008 --> 00:30:24.845
‫پوشش و جلدی که به اون معنا نداشت، ولی
!من برخلافِ دیرکسن دست‌هام رو می‌شورم

00:30:24.846 --> 00:30:28.140
‫آیا از صندوق‌دار اجازه گرفتین که
می‌تونین یه مشت قرص نعنا بردارین؟

00:30:28.141 --> 00:30:30.185
‫- این یه قانون نانوشته و بدیهیه
‫- نخیر، اصلاً هم بدیهی نیست

00:30:30.210 --> 00:30:34.338
‫قانونش اینه: برای هر نفر یه دونه قرص نعنا
!برای هر نفر یه دونه

00:30:34.363 --> 00:30:37.538
‫برای هر نفر یه دونه! برای هر نفر یه دونه!

00:30:37.563 --> 00:30:39.169
‫- برای هر...
‫- هیچ‌کس این رو باهات شعار نمیده

00:30:39.194 --> 00:30:41.296
‫- هیشکی قرار نیست باهات هم‌صدا بشه
‫- کسی شعار نمیده

00:30:41.321 --> 00:30:44.365
‫سناتور پاتر، فکر نکنم نیازی باشه بهت بگم،

00:30:44.366 --> 00:30:47.493
‫اگه توی مسکو بودی
بخاطر فراتر رفتن از سهمیه‌ی قرص نعنات

00:30:47.494 --> 00:30:49.956
‫الان جفت پا توی زندان بودی!

00:30:49.981 --> 00:30:53.639
‫اونجا دست‌هات رو قطع می‌کنن
انگشت‌های پات رو قطع می‌کنن

00:30:53.664 --> 00:30:55.447
‫پاهات رو از بیخ می‌زنن!

00:30:55.472 --> 00:30:57.432
‫مثل یه تنه درخت ولت می‌کردن،

00:30:57.457 --> 00:30:59.833
‫یه تیکه‌گوشت که فقط توی سیرک تماشاش کنن!

00:30:59.858 --> 00:31:01.407
‫بذارین بحث رو همین‌جا تمومش کنیم

00:31:01.432 --> 00:31:04.559
‫کس دیگه‌ای هم هست که
فهمیدنِ این اراجیف براش سخت باشه؟

00:31:04.592 --> 00:31:05.593
‫نه!

00:31:07.430 --> 00:31:11.058
‫من سناتور کیلگور و نماینده سالیوان رو
‫به هم معرفی کردم،

00:31:11.059 --> 00:31:12.768
‫بعد چشم باز کردم دیدم

00:31:12.769 --> 00:31:16.313
‫بدونِ من با هم پاشدن رفتن
‫مسابقه‌ی بیسبال تماشا کنن!

00:31:16.314 --> 00:31:18.274
‫- این کار بویی از معرفت نبرده
‫- خب که چی؟

00:31:18.275 --> 00:31:20.359
‫اونا هنوز اون‌قدر با هم ایاغ نشدن

00:31:20.360 --> 00:31:23.654
‫که بخوان دوتایی و بدونِ اینکه
‫منو بازی بدن، راه بیفتن برن بیرون

00:31:23.655 --> 00:31:25.836
‫من واسطه‌ی آشنایی‌شون بودم
اونا رو بهم رسوندم

00:31:25.861 --> 00:31:27.737
‫اونا عمداً منو پیچوندن،

00:31:27.762 --> 00:31:31.431
‫ولی هیچ‌کس مثل"تک‌تیرانداز جو"
‫بوی زیرآب‌زنی و کلاهبرداری رو حس نمی‌کنه

00:31:31.456 --> 00:31:34.726
‫شاید کاری با هم داشتن
که ‫ربطی به شما نداشته؟

00:31:34.751 --> 00:31:38.478
‫بله، کارهایی مثل سرنگونیِ ‫دولت ایالات متحده!

00:31:38.503 --> 00:31:39.853
‫اوه، بیخیال بابا

00:31:39.878 --> 00:31:41.385
‫- کوتا بیا
‫- مسخره‌ش اینجاست که

00:31:41.410 --> 00:31:43.467
‫این کار رو توی یه مسابقه‌ی بیسبال کردن؛

00:31:43.492 --> 00:31:45.819
‫آمریکایی‌ترین تفریحِ ممکن،

00:31:45.844 --> 00:31:48.679
‫جایی که آزادی
هر چی دلت خواست داد بزنی، ‫مثلاً بگی:

00:31:48.680 --> 00:31:51.445
"هی توپ‌زن، ریدی بابا، بوی گند می‌دی"

00:31:51.470 --> 00:31:54.818
"گندت بزنن! برو به جهنم! بمیر اصلاً"

00:31:55.353 --> 00:31:59.149
‫حالا همین‌ها رو برو توی مسکو بگو
‫ببین چی کارت می‌کنن!

00:31:59.174 --> 00:32:03.003
‫و اون‌وقت شما، آقای ولچ
می‌گین ‫که من بویی از نزاکت نبردم؟

00:32:03.028 --> 00:32:05.070
‫من فقط می‌گم
یکم نکته‌سنج باش و قضیه رو بگیر

00:32:05.071 --> 00:32:06.614
‫من اهلِ گرفتنِ این نکات نیستم

00:32:06.615 --> 00:32:10.075
‫من خودم آخرِ بمبِ خنده و مایه‌ی نشاط و

00:32:10.100 --> 00:32:11.642
‫- شادیِ جمعم!
‫- نه بابا

00:32:11.667 --> 00:32:13.972
‫و می‌خواین بدونین
چه کسای دیگه‌ای هم بویی از شعور نبردن؟

00:32:13.997 --> 00:32:14.771
‫نه اصلاً

00:32:14.796 --> 00:32:17.187
‫این چاقالوها هروقت یه چیزِ
‫مثلاً سالمی کوفت می‌کنن،

00:32:17.212 --> 00:32:18.643
‫دیگه فکشون رو بسته نگه نمی‌دارن

00:32:18.668 --> 00:32:21.962
‫من خودم واسه ناهار سالاد خوردم،
‫می‌بینین پز بدم و این‌ور اون‌ور جار بزنم؟

00:32:21.963 --> 00:32:24.298
‫- خنگِ احمق
‫- من هفته‌ی پیش موهام رو کوتاه کردم،

00:32:24.299 --> 00:32:25.829
‫پرنده‌ هم پر نزد، هیچ‌کس هیچی نگفت

00:32:25.854 --> 00:32:28.820
‫آدم وقتی موی کسی رو می‌بینه
باید یه تعارفی بزنه، ‫رسمِ معرفت اینه

00:32:28.845 --> 00:32:31.764
‫در ضمن سناتور گلدواتر، اون دکمه‌ی آسانسور رو

00:32:31.765 --> 00:32:33.807
‫هر چقدر بیشتر فشار بدی، سریع‌تر نمیاد پایین

00:32:33.808 --> 00:32:36.310
‫و خطاب به همه‌ی مردهای متأهلی که اون بیرون

00:32:36.311 --> 00:32:39.688
‫همش دارن در مورد سکس
با زن‌هاشون پز می‌دن و لاف می‌زنن؛

00:32:39.689 --> 00:32:40.898
‫مگه آپولو هوا کردین!

00:32:40.899 --> 00:32:44.610
‫جوری در موردش زر می‌زنین انگار
‫چه دستاوردِ شق‌القمری داشتین

00:32:44.611 --> 00:32:46.779
‫که چی مثلاً؟ رقت‌انگیزه

00:32:46.780 --> 00:32:49.281
‫من خودم شب و روز با زنم سکس دارم...

00:32:49.282 --> 00:32:51.461
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- اونم توی کلی پوزیشنِ مختلف،

00:32:51.486 --> 00:32:53.595
‫که بعضی‌هاشون قشنگ طرف رو ذلیل می‌کنه

00:32:53.620 --> 00:32:55.579
‫هر چی هم بگم نه نمی‌گه
هر کاری بخوام می‌کنه

00:32:55.580 --> 00:32:57.039
‫کلی هم لباسِ فانتزی و این چیزا

00:32:57.040 --> 00:32:59.375
‫ولی می‌بینین راه بیفتم همه‌جا چرت‌و‌پرت بگم؟

00:32:59.376 --> 00:33:02.920
‫سناتور، حواستون هست که این جلسات
‫داره از تلویزیون پخش می‌شه،

00:33:02.921 --> 00:33:05.094
‫و زنتون هم قطعاً داره تماشا می‌کنه؟

00:33:09.020 --> 00:33:10.020
!اوه

00:33:10.560 --> 00:33:11.560
چی؟

00:33:12.889 --> 00:33:14.765
‫دارم شوخی می‌کنم! شوخی کردم! شوخی بود!

00:33:14.766 --> 00:33:17.977
‫شوخی... عزیزم! شوخی کردم، جینی!

00:33:17.978 --> 00:33:20.267
‫خودت می‌دونی چه نظری در موردت دارم
‫منظورم اصلاً اون حرفا نبود

00:33:20.292 --> 00:33:22.147
‫همش شوخی بود
فقط واسه بازارگرمی و جلب توجه

00:33:22.148 --> 00:33:24.108
‫اصلاً خودت که می‌دونی،
‫کمونیست‌ها اصلاً واسم مهم نیستن

00:33:24.109 --> 00:33:25.805
‫عزیزم، تو رو خدا
باهام قهر نکن، خواهش می‌کنم

00:33:25.830 --> 00:33:28.342
‫نمی‌خواستم اون حرفا رو بزنم
‫فقط... فقط جوگیر شدم

00:33:28.367 --> 00:33:30.131
‫خودت که می‌دونی
وقتی هیجانی می‌شم چطور می‌شم

00:33:30.156 --> 00:33:34.139
‫اوه، جینی، واقعاً معذرت می‌خوام!
‫خیلی شرمنده‌تم!

00:33:34.613 --> 00:33:38.483
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس

00:33:38.513 --> 00:33:43.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:33:43.513 --> 00:33:53.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]