﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:18.423 --> 00:00:27.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:29.944 --> 00:00:33.316
‫در شب 17 ژوئن 1972،

00:00:33.341 --> 00:00:37.184
‫سارقان وارد دفاتر ‫کمیته ملی حزب دموکرات

00:00:37.185 --> 00:00:40.217
‫در مجتمع اداری واترگیت ‫در واشنگتن دی.سی شدن

00:00:40.897 --> 00:00:43.345
‫این رسوایی به اسم ‫"واترگیت" معروف شد

00:00:43.370 --> 00:00:47.090
‫و در نهایت باعث ‫استعفای
نیکسون از ‫سمت ریاست‌جمهوری شد

00:00:47.529 --> 00:00:48.978
‫خبرنگارهای واشنگتن پست،

00:00:49.003 --> 00:00:51.449
‫باب وودوارد
‫و کارل برنستین، ‫این قضیه رو رو کردن

00:00:51.450 --> 00:00:53.266
‫اونم با تحقیقاتِ ‫سرسختانه‌شون...

00:00:53.618 --> 00:00:54.869
‫اما بدون یه منبع آگاه

00:00:54.870 --> 00:00:57.602
‫که بهش می‌گفتن "دیپ تروت"
‫عمراً نمی‌تونستن کاری از پیش ببرن

00:00:57.627 --> 00:01:00.374
‫کسی که ناشناس و مخفیانه
‫اطلاعات رو بهشون لو می‌داد،

00:01:00.375 --> 00:01:01.939
‫اونم تو یه پارکینگ تو دی.سی،

00:01:01.964 --> 00:01:03.419
‫همون‌طور که این ماجرا

00:01:03.420 --> 00:01:05.547
‫توی فیلم " مردان رئیس‌جمهور" ‫جاودانه شد

00:01:06.196 --> 00:01:07.279
‫فیلم معرکه‌ایه

00:01:07.304 --> 00:01:09.050
‫ما اینم فهمیدیم ‫که "دیپ تروت"

00:01:09.051 --> 00:01:10.509
‫حرفای خیلی بیشتری واسه گفتن داشت،

00:01:10.510 --> 00:01:12.991
‫بسیار بیشتر از چیزی که وودوارد
‫و برنستین بروز دادن

00:01:41.322 --> 00:01:43.449
‫- کجا بودی؟
‫- گیر کردم

00:01:44.070 --> 00:01:45.819
‫داستانمون به بن‌بست خورده

00:01:47.302 --> 00:01:48.721
‫فکر کردی من کمکت می‌کنم؟

00:01:49.210 --> 00:01:50.495
‫عمراً اسمت رو بیارم

00:01:51.495 --> 00:01:54.147
‫حتی به عنوان منبع ناشناس هم
‫نقل‌قولی ازت نمی‌کنم

00:01:54.600 --> 00:01:56.561
‫منظورم اینه که،
‫اطلاعاتت کاملاً محفوظ می‌مونه

00:01:57.497 --> 00:01:58.894
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

00:02:00.790 --> 00:02:01.874
‫بگو دیگه

00:02:01.899 --> 00:02:04.234
‫می‌شه بگی از واترگیت ‫چی می‌دونی؟

00:02:04.871 --> 00:02:06.331
‫یه چیزایی شنیدم

00:02:06.934 --> 00:02:08.102
‫سراپا گوشم

00:02:09.003 --> 00:02:10.754
‫شرکت سرمایه‌گذاری فرگوسن رو می‌شناسی؟

00:02:10.779 --> 00:02:13.030
‫طبقه پنجم‍ن. دارن ورشکست می‌شن

00:02:13.055 --> 00:02:16.396
‫پدر و پسر سرِ شرکت ‫افتادن به جون هم

00:02:17.389 --> 00:02:18.531
‫قضیه داره بالا می‌گیره

00:02:18.821 --> 00:02:21.768
‫خب... خب این چه ربطی ‫به سرقت داره؟

00:02:22.107 --> 00:02:23.775
‫خب، خودت اسم ساختمون رو آوردی

00:02:24.071 --> 00:02:26.447
‫فکر کردم داری درباره
‫ساختمون واترگیت حرف می‌زنی

00:02:26.472 --> 00:02:27.938
‫نه، ساختمون که واسم مهم نیست

00:02:27.963 --> 00:02:29.784
‫دارم درباره ‫رسوایی واترگیت حرف می‌زنم

00:02:29.809 --> 00:02:31.423
‫کمپین انتخاباتی مجدد نیکسون

00:02:31.424 --> 00:02:34.599
گذاشتنِ شنود توی دفترِ
حزب دموکرات تو ساختمون واترگیت

00:02:35.082 --> 00:02:36.096
‫صحیح

00:02:39.888 --> 00:02:41.972
‫شنیدم جی. گوردون لیدی هم دست داره

00:02:42.005 --> 00:02:43.173
‫از لیدی برام بگو

00:02:44.919 --> 00:02:46.165
‫خب، می‌دونم که دخترش

00:02:46.190 --> 00:02:48.128
‫هفته دیگه ارتودنسی دندوناش رو باز می‌کنه

00:02:48.153 --> 00:02:50.250
‫و شنیدم قراره واسش ‫یه دوچرخه نو بخرن

00:02:50.942 --> 00:02:52.294
‫سیم‌کشی‌ها رو تحمل کرد،

00:02:53.008 --> 00:02:54.220
‫دوچرخه هم گیرش میاد

00:02:55.040 --> 00:02:56.120
‫خب که چی؟

00:02:56.373 --> 00:02:58.499
‫شنیدم الان دندونش تیز شده
‫و دیگه دوچرخه هم نمی‌خواد

00:02:58.524 --> 00:02:59.760
‫یه اسب پونی می‌خواد

00:03:00.588 --> 00:03:01.808
‫خیلی گرون درمیاد

00:03:02.442 --> 00:03:04.452
‫آره، آره،
‫پونی خیلی گرونه، آره

00:03:04.856 --> 00:03:06.354
‫فکر نکنم واسش بخره

00:03:06.379 --> 00:03:09.666
‫داری سعی می‌کنی بهم بگی
‫که اون آدم دهن‌بینیه و زود خام می‌شه؟

00:03:09.691 --> 00:03:11.087
‫نه، فقط دارم بهت می‌گم که

00:03:11.112 --> 00:03:13.320
‫پیرمرد دلش نمیاد ‫واسه دخترش پونی بخره

00:03:13.345 --> 00:03:14.883
‫آخه این چه ربطی ‫به واترگیت داره؟

00:03:14.908 --> 00:03:16.844
‫دختر لیدی و پونی به تخمم نیست

00:03:16.845 --> 00:03:19.104
‫منظورم اینه یه چیزی بهم بده
‫که بتونم تو روزنامه چاپش کنم

00:03:19.435 --> 00:03:22.621
‫شنیدم اوضاع خونواده هولدمن
‫اصلاً تعریفی نداره

00:03:22.646 --> 00:03:23.813
‫چطور مگه؟

00:03:23.838 --> 00:03:26.689
‫می‌دونی که زنش، جوآن،
‫اون کمردرد شدیدی داره؟

00:03:26.714 --> 00:03:27.689
‫آره

00:03:27.714 --> 00:03:29.633
‫خب، یه ماساژور مرد آورده خونه

00:03:30.270 --> 00:03:32.928
‫و بذار این‌طوری بگم که
‫حالش خیلی رو به راه شده،

00:03:32.953 --> 00:03:34.406
‫اگه بگیری چی می‌گم

00:03:35.514 --> 00:03:36.678
‫دارن همو می‌کنن

00:03:37.136 --> 00:03:39.069
‫- خب که چی؟
‫- خب، من یارو رو دیدم،

00:03:39.094 --> 00:03:40.262
‫قدش کلاً 160 سانته

00:03:40.952 --> 00:03:41.953
‫یه الف بچه‌ست

00:03:42.443 --> 00:03:43.397
‫بعدش؟

00:03:43.422 --> 00:03:45.579
‫جوآن قشنگ یه سر و گردن ‫ازش بلندتره

00:03:45.874 --> 00:03:47.740
‫این از اختلاف سنی زیاد هم بدتره

00:03:47.959 --> 00:03:50.065
‫البته اگه مرده بزرگ‌تر باشه، غمی نیست

00:03:50.090 --> 00:03:52.883
‫اما اگه زنه بزرگ‌تر باشه، ‫یه حرفی

00:03:52.908 --> 00:03:54.603
‫اینا هیچ ربطی ‫به واترگیت نداره

00:03:54.949 --> 00:03:56.568
‫برام... برام مهم نیست، ‫این اراجیف

00:03:56.593 --> 00:03:59.178
‫فکر کردم... گفتی ‫که اطلاعات مهمی داری

00:03:59.179 --> 00:04:01.988
‫خب همین الان بهت اطلاعات دادم دیگه
‫به نظرت این جذاب نیست؟

00:04:02.013 --> 00:04:04.260
‫من یه چیزی می‌خوام که از

00:04:04.285 --> 00:04:06.759
‫ اتفاقی که توی واترگیت افتاد پرده برداره

00:04:06.784 --> 00:04:08.831
‫و اینکه چطور
به رئیس‌جمهور نیکسون ‫ربط پیدا می‌کنه

00:04:09.522 --> 00:04:11.691
‫بذار یه چیز دیگه هم
درباره جی. گوردون لیدی بهت بگم

00:04:11.942 --> 00:04:12.943
‫بگو

00:04:13.735 --> 00:04:14.945
‫کاخ سفید...

00:04:16.160 --> 00:04:19.496
‫نمی‌خواد کسی بفهمه
‫که اون حرف "جی" مخفف چیه

00:04:20.273 --> 00:04:21.607
‫مخفف چیه؟

00:04:22.041 --> 00:04:23.083
‫گوردون

00:04:25.227 --> 00:04:26.997
‫کاخ سفید نمی‌خواد ‫مردم بفهمن

00:04:26.998 --> 00:04:28.582
‫که اسمش گوردون گوردون لیدیه؟

00:04:28.583 --> 00:04:31.090
‫آره، به نظر منطقی نمیاد، ‫شاید گاس باشه

00:04:31.115 --> 00:04:32.687
‫داری ازم می‌پرسی یا خبر می‌دی؟

00:04:32.712 --> 00:04:34.448
‫جورج. گری

00:04:34.473 --> 00:04:35.798
‫اوه، پس داری الکی حدس می‌زنی؟

00:04:35.799 --> 00:04:37.299
‫- جری که با جی شروع می‌شه
‫- می‌دونی چیه؟

00:04:37.300 --> 00:04:38.884
‫این کار وقت تلف کردنه. من رفتم

00:04:38.885 --> 00:04:40.761
‫وایسا یه لحظه وایسا، ‫هی، وودوارد

00:04:40.762 --> 00:04:41.786
‫چیه؟

00:04:42.097 --> 00:04:43.566
‫پول پارکینگ رو بهم بدهکاری

00:04:43.591 --> 00:04:44.716
‫نه، نیستم

00:04:44.741 --> 00:04:46.598
‫کلی اطلاعات بهت دادما

00:04:46.623 --> 00:04:48.084
‫اطلاعات به درد نخور

00:04:48.895 --> 00:04:50.897
‫خیلی‌خب، چندتا چیز هست که باید بدونی

00:04:51.527 --> 00:04:52.611
‫می‌شنوم

00:04:52.636 --> 00:04:55.578
‫یه یارویی تو شهر هست
که به خودش می‌گه ‫"دکتر لاون"

00:04:56.174 --> 00:04:57.675
‫ولی اصلاً دکتر نیست

00:04:58.092 --> 00:04:59.209
‫آره، باغبونه

00:05:00.313 --> 00:05:03.190
‫مردم فکر می‌کنن واقعاً دکتره، ولی نیست

00:05:03.215 --> 00:05:04.882
‫چیه، فکر کردی دکتر واقعیه

00:05:04.907 --> 00:05:06.503
‫بعد فهمیدی ریده و بهت برخورده؟

00:05:06.528 --> 00:05:08.974
‫واسه هر ویزیت 400 دلار می‌گیره

00:05:08.999 --> 00:05:10.645
‫خب مگه حیاطت چقدر بزرگه؟

00:05:11.134 --> 00:05:13.635
‫- اونشو دیگه نمی‌تونم بهت بگم
‫- اصلاً واسه چی منو کشوندی اینجا؟

00:05:13.660 --> 00:05:15.184
‫شنیده بودم خبرای مهمی داری

00:05:15.209 --> 00:05:17.418
‫تیکه‌های پازل رو بذار کنار هم، وودوارد

00:05:17.443 --> 00:05:19.404
‫می‌فهمی چطور به هم ربط دارن؟

00:05:19.924 --> 00:05:21.132
‫ردِ پول رو بگیر

00:05:21.157 --> 00:05:22.533
‫"رد پول رو بگیر"؟

00:05:23.070 --> 00:05:24.195
‫کدوم... کدوم پول؟

00:05:24.220 --> 00:05:25.929
‫اصلاً نمی‌فهمم چیه این قضایا

00:05:25.954 --> 00:05:27.200
‫برنستین کجاست؟

00:05:27.225 --> 00:05:29.069
‫ انگار یکم مخش بهتر از تو کار می‌کنه،

00:05:29.094 --> 00:05:30.228
‫- البته اگه بهت برنمی‌خوره
‫- نه بابا

00:05:30.253 --> 00:05:32.229
‫همه‌ش کصشره
یه چیزی بهم بگو که به دردم بخوره

00:05:32.254 --> 00:05:34.274
‫هر چیزی که به کاخ سفید ربط داشته باشه

00:05:34.471 --> 00:05:36.661
‫اوکی، ولی این دیگه کاملاً بین خودمون بمونه

00:05:36.686 --> 00:05:37.813
‫البته

00:05:38.791 --> 00:05:40.826
‫شایعه شده که پت نیکسون رو

00:05:41.323 --> 00:05:44.533
‫موقع بلند کردنِ جنس از فروشگاه بندل خفت کردن

00:05:44.534 --> 00:05:47.318
‫توی کیفش یه لنگه کفش پیدا کردن

00:05:47.343 --> 00:05:49.843
‫فقط یه لنگه کفش. بهش فکر کن

00:05:49.868 --> 00:05:52.475
‫دارم فکر می‌کنم. یه لنگه کفش؟

00:05:52.500 --> 00:05:55.002
‫- کفشش رو گم کرده بوده؟
‫- دزدیده بودتش

00:05:55.003 --> 00:05:57.390
‫آخه چرا یه لنگه کفش دزدیده؟
با یه لنگه که نمی‌شه راه رفت

00:05:57.948 --> 00:06:00.724
‫دقیقاً. واسه این یکی آماده‌ای؟

00:06:00.749 --> 00:06:01.958
‫نه، فکر نکنم

00:06:01.983 --> 00:06:03.400
‫جرالد فورد با نوه‌هاش رفته بوده

00:06:03.425 --> 00:06:04.591
‫واسه قاشق‌زنیِ هالووین

00:06:04.637 --> 00:06:06.170
‫وقتی کسی نشناختتش،

00:06:06.195 --> 00:06:08.238
‫به بچه‌ها گفته شکلات‌ها رو پس بدن

00:06:08.263 --> 00:06:09.388
‫چی... چی...

00:06:09.413 --> 00:06:11.206
‫نوه‌هاش دیگه باهاش حرف نمی‌زنن

00:06:11.515 --> 00:06:12.853
‫داری درباره چی زر می‌زنی؟

00:06:12.854 --> 00:06:15.064
‫به کیرمم نیست
هالووین رفتنش اصلاً برام مهم نیست

00:06:15.065 --> 00:06:17.608
‫پونی، ارتودنسی، خیانت‌ها...
هیچ‌کدوم به تخمم نیستن

00:06:17.609 --> 00:06:20.109
‫هیچ‌کدوم از اینا واسم مهم نیست
فقط داری وقتمو تلف می‌کنی

00:06:20.134 --> 00:06:22.306
‫چیزی داری که واقعاً ‫به دردم بخوره؟

00:06:22.757 --> 00:06:24.758
‫چارلز کالسون با دمپایی لاانگشتی
‫اومد جلسه کاخ سفید

00:06:24.783 --> 00:06:26.468
‫نیکسون واسش مهم نبود،

00:06:26.493 --> 00:06:28.575
‫ولی هولدمن قشنگ
‫قضیه رو گنده کرد و بوی گندش رو درآورد

00:06:28.600 --> 00:06:30.017
‫خیلی‌خب، فکر کنم کارمون اینجا تمومه

00:06:30.042 --> 00:06:32.007
‫منم... منم دیگه ‫باید رفع زحمت کنم،

00:06:32.040 --> 00:06:35.928
‫چون لباسام رو انداختم
‫تو یه خشک‌کن عمومی،

00:06:35.953 --> 00:06:39.247
‫و می‌ترسم یه وقت
‫یکی لباسام رو زده باشه زیر بغلش

00:06:39.272 --> 00:06:40.397
‫باشه، آره

00:06:40.422 --> 00:06:41.922
‫- موفق باشی با اون لباسات
‫- پس...

00:06:41.947 --> 00:06:43.740
‫دمت گرم واسه همه‌چیز‫، واقعاً ممنون...

00:06:43.765 --> 00:06:46.030
‫سکه 25 سنتی داری؟
اگه لازم شد ‫دوباره بندازم تو دستگاه

00:06:46.930 --> 00:06:49.264
‫هی، انگار زیاد رو به راه نیستی
‫می‌تونی برسی خونه؟

00:06:49.265 --> 00:06:50.383
‫ماشین داری؟

00:06:50.790 --> 00:06:53.000
‫- با اتوبوس اومدم
‫- با اتوبوس اومدی؟

00:06:53.025 --> 00:06:54.822
‫ولی همین الان ‫پول پارکینگ می‌خواستی

00:06:54.847 --> 00:06:56.780
‫داشتی واسه پول پارکینگ منو تیغ می‌زدی؟

00:06:57.711 --> 00:06:58.995
‫کشف کردنش با خودته

00:06:59.020 --> 00:07:00.297
‫کیرم تو این وضعیت!

00:07:01.118 --> 00:07:03.467
‫ریدم توش بابا!
‫دیگه به من زنگ نزن! کارم تمومه!

00:07:03.977 --> 00:07:05.340
‫بگو برنستین بهم زنگ بزنه

00:07:05.365 --> 00:07:07.189
‫به برنستین زنگ نزن!

00:07:07.502 --> 00:07:08.813
‫دست از سرم بردار!

00:07:12.629 --> 00:07:13.714
‫یارو چقدر اسکل بود

00:07:16.778 --> 00:07:22.187
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ...

00:07:24.880 --> 00:07:27.071
‫در 15 جولای 1903...

00:07:27.096 --> 00:07:28.973
‫هنری فورد اولین سفارش رو

00:07:28.998 --> 00:07:30.134
واسه مدل اِی، گرفت

00:07:30.159 --> 00:07:32.952
‫خودرویی که توسط شرکتش یعنی
‫فورد موتور ساخته شده بود

00:07:32.977 --> 00:07:34.304
‫در دیترویتِ میشیگان

00:07:34.329 --> 00:07:37.545
‫تا آخر اون سال
کارخونه 1000 تا ماشین ساخت

00:07:37.570 --> 00:07:39.930
‫و انقلاب خودروسازی شروع شد

00:07:40.547 --> 00:07:43.616
‫فورد فقط یه مخترع ‫و صنعتگر نبود،

00:07:43.641 --> 00:07:46.580
‫بلکه یه یهودستیزِ افراطی و سگ‌اخلاق بود

00:07:46.605 --> 00:07:48.805
‫اون مالک روزنامه ‫دی‌یربورن ایندیپندنت بود

00:07:48.830 --> 00:07:52.918
‫و ازش واسه چاپ مقالاتی مثل
‫"یهود بین‌الملل" استفاده می‌کرد

00:07:53.527 --> 00:07:54.854
‫عجب دیوثی بوده

00:07:55.707 --> 00:07:58.563
‫طولی نکشید که
توی هر جاده‌ای تو آمریکا ماشین بود

00:07:58.588 --> 00:08:00.296
‫فورد رو ابرها سیر می‌کرد

00:08:00.321 --> 00:08:03.072
‫اما همون‌طور که تو محله‌های یهودی می‌گن،

00:08:03.097 --> 00:08:05.924
‫روزگار روش‌های جالبی داره

00:08:05.949 --> 00:08:07.742
‫واسه اینکه بزنه پسِ کله‌ت‫

00:08:12.166 --> 00:08:13.314
‫بله؟

00:08:13.339 --> 00:08:14.653
‫آقای فورد

00:08:14.678 --> 00:08:16.763
‫رهبران مدنی دیترویت اومدن

00:08:16.788 --> 00:08:18.539
‫- بگو بیان تو، کلیفتون جوان
‫- اوکی

00:08:18.564 --> 00:08:19.962
‫آقایون محترم،

00:08:19.987 --> 00:08:22.084
‫لطفاً اجازه بدید آقای فورد
شما رو ببره دوری بزنین

00:08:24.016 --> 00:08:26.601
‫آقایون، این...

00:08:27.031 --> 00:08:28.040
‫پشمام

00:08:36.130 --> 00:08:37.682
‫- رئیس ماهونی
‫- خوشبختم

00:08:37.707 --> 00:08:39.042
‫- آقای هادسن
‫- هنری

00:08:40.071 --> 00:08:41.238
‫شما کی باشین؟

00:08:41.263 --> 00:08:44.439
‫من خاخام شموئل ‫بن-یانکلوویتس هستم،

00:08:44.464 --> 00:08:46.887
‫به‌تازگی برای شورای شهر انتخاب شدم

00:08:46.912 --> 00:08:48.405
‫ها؟ ها؟

00:08:49.302 --> 00:08:51.637
‫- تبریک می‌گم
‫- چه افتخاریه

00:08:51.638 --> 00:08:55.390
‫که من بخشی از این رویداد ‫تاریخی باشم

00:08:55.391 --> 00:08:57.476
‫اوه! مورمورم شد. پشمام ریخت

00:08:57.477 --> 00:08:58.852
‫اسم اینو چی گذاشتین؟

00:08:58.853 --> 00:09:01.271
‫ما به این می‌گیم ‫اتومبیل

00:09:01.272 --> 00:09:02.691
‫- اتومبیل؟
‫- فوق‌العاده‌ست

00:09:02.716 --> 00:09:03.728
‫- بله
‫- بله

00:09:03.753 --> 00:09:05.561
‫- این مدل اِی هستش
‫- می‌شه یه نگاهی بندازیم؟

00:09:05.586 --> 00:09:07.215
‫حتماً،
‫فقط دست نزنین،

00:09:07.240 --> 00:09:08.736
‫- ولی نگاه کردنش عیبی نداره
‫- بله، بله

00:09:08.761 --> 00:09:09.886
‫- واقعاً باوقاره
‫- اوه!

00:09:09.911 --> 00:09:11.461
‫اوه، آقای فورد‫

00:09:11.486 --> 00:09:13.805
...آقای فورد، شما
‫شما ترکوندین...

00:09:13.830 --> 00:09:15.862
‫این یه دستاورد ‫خفن و معرکه‌ست،

00:09:15.887 --> 00:09:17.575
‫- آقای فورد. خوشگله‫
خیلی چشمگیره، هنری -

00:09:17.600 --> 00:09:20.040
‫توی یک دقیقه شتابش از صفر
‫به هفت می‌رسه...

00:09:20.041 --> 00:09:22.417
‫- اوه
‫- و قدرتش معادل

00:09:22.418 --> 00:09:23.876
‫توانِ دو تا اسبـه

00:09:23.901 --> 00:09:25.587
‫- اوه!
‫- چشمگیره، هنری

00:09:25.588 --> 00:09:27.130
‫- چه افتخار بزرگی...
‫- واقعاً بی‌نظیره

00:09:27.131 --> 00:09:29.766
‫- عجب شاهکاری، آقای فورد
‫- خیلی ممنونم

00:09:29.791 --> 00:09:31.667
‫- می‌دونی، اون قدیما تو کراکوف...
‫- بله، خب

00:09:31.692 --> 00:09:33.522
‫یه یارویی بود به اسم هایمی فوردبرگ

00:09:33.547 --> 00:09:34.714
‫نسبتی باهاش داری؟

00:09:34.739 --> 00:09:36.991
‫فامیلی‌ت رو از فوردبرگ ‫کردی فورد؟

00:09:37.016 --> 00:09:38.475
‫ها؟ ها؟

00:09:38.476 --> 00:09:41.103
‫- کوتاش کردی؟
‫- نه، فامیلی من مخفف نشده

00:09:41.104 --> 00:09:42.312
‫فکر کنم کوتاش کردی

00:09:42.313 --> 00:09:44.356
‫- فوردبرگی در کار نیست، همون فو...
‫- کوتاش کردی دیگه؟

00:09:44.357 --> 00:09:48.068
‫- خیر آقا
‫- خب، بهتره... بهتره راه بیفتیم

00:09:48.069 --> 00:09:49.611
‫- آه، بله!
‫- صددرصد

00:09:49.612 --> 00:09:50.881
‫- بله
‫- بله، ایول

00:09:50.906 --> 00:09:54.033
‫متأسفانه این فقط دوتا مسافر ‫جا می‌گیره

00:09:54.058 --> 00:09:55.375
‫به‌علاوه خودم، پس...

00:09:55.400 --> 00:09:58.247
‫ولی من که دارم چهارتا صندلی می‌بینم

00:09:58.615 --> 00:10:01.548
‫اما ماشین...
خب ‫محدودیت وزنی داره

00:10:01.880 --> 00:10:03.422
‫آها، محدودیت وزنی

00:10:03.447 --> 00:10:04.989
‫- محدودیت وزنی، بله
‫- جالبه

00:10:05.014 --> 00:10:07.015
‫- همین‌طوره
‫- کاریش نمی‌شه کرد

00:10:07.046 --> 00:10:09.256
‫محدودیت وزنی داره، بله

00:10:09.257 --> 00:10:11.652
‫- خب چی‌کار می‌خوای بکنی؟
‫- خب این‌طور که معلومه،

00:10:11.971 --> 00:10:14.055
‫- یه نفر باید پیاده بیاد
‫- بله

00:10:14.080 --> 00:10:16.123
‫پس باید ‫یه نفر رو انتخاب کنیم که...

00:10:16.148 --> 00:10:19.110
‫اما چطور تصمیم بگیریم ‫کدوم دو نفر سوار بشن؟

00:10:19.347 --> 00:10:20.639
‫الان بهت می‌گم چطور

00:10:20.664 --> 00:10:23.332
‫ما این کار رو به روش عادلانه
صادقانه‌ی آمریکایی انجام می‌دیم

00:10:23.357 --> 00:10:26.417
‫یه عدد بین 0 تا 10 تو ذهنمه

00:10:26.442 --> 00:10:29.483
‫هرکی عددش نزدیک‌تر باشه
سوار می‌شه، هرکی نباشه رفتنیه

00:10:29.508 --> 00:10:31.634
‫- به نظر من که عادلانه‌ست
‫- اوه، خیلی عادلانه‌ست

00:10:31.659 --> 00:10:32.797
‫خیلی هم منصفانه‌ست

00:10:32.822 --> 00:10:34.600
‫- خوشم اومد. خوشم اومد
‫- ممنون. آقای هادسن،

00:10:34.625 --> 00:10:36.951
‫- چطوره شما شروع کنین قربان؟
‫- پنج

00:10:36.976 --> 00:10:38.415
‫- عالیه. رئیس شما چی؟
‫- آه

00:10:38.440 --> 00:10:40.732
‫من سه تا بچه دارم
پس سه، عدد شانس منه

00:10:40.757 --> 00:10:43.608
‫عالیه ‫و شما، خاخام؟

00:10:43.790 --> 00:10:46.959
‫من فقط به خاطر یهودی بودنم
هفت بار کتک خوردم

00:10:46.984 --> 00:10:48.606
‫پس می‌گم هفت

00:10:48.631 --> 00:10:50.815
‫اوه، متأسفم. عدد مدنظر چهار بود

00:10:50.840 --> 00:10:53.030
‫اگه فقط چهار بار کتک خورده بودین،

00:10:53.055 --> 00:10:55.844
‫الان تو ماشین بودین
‫نه مجبور باشین تشریف ببرین

00:10:55.845 --> 00:10:57.262
‫خیلی متأسفم،‫خیلی متأسفم

00:10:57.263 --> 00:10:58.847
‫چطور نتونستم حدسش بزنم؟

00:10:58.848 --> 00:11:00.182
‫ممنونم که تشریف آوردین

00:11:00.183 --> 00:11:01.516
‫- اوه، بله، البته
‫- بله

00:11:01.517 --> 00:11:03.685
‫واقعاً واسه من بد شد، نه؟
!چه شانس تخمی‌ای

00:11:03.686 --> 00:11:05.141
‫- آره
‫- رئیس ماهونی

00:11:05.521 --> 00:11:07.797
‫توی حوزه هشتم یکی از زندان فرار کرده

00:11:07.822 --> 00:11:10.533
‫آقایون معذرت می‌خوام
یه وضعیت اضطراریِ پلیسی پیش اومده

00:11:10.558 --> 00:11:12.226
‫- نه. نه، نه
‫- از وقتی که گذاشتین ممنونم

00:11:12.251 --> 00:11:13.951
‫- نه، نه، نه، برگرد، برگرد
‫- ببینید، شرمنده‌م

00:11:13.976 --> 00:11:14.913
‫اوه!

00:11:17.492 --> 00:11:18.812
اوووه

00:11:19.077 --> 00:11:22.773
‫مثل اینکه الان فقط ما دوتا موندیم، آقای فورد

00:11:22.798 --> 00:11:25.103
‫آقای فورد

00:11:25.539 --> 00:11:26.872
‫- خیلی‌خب، سوار شین
!آه -

00:11:30.588 --> 00:11:34.132
‫- خدای من! اوه، اینجا رو نگاه
‫- لطفا آروم باشین

00:11:34.133 --> 00:11:36.992
‫اوه! سلام! شالوم! شالوم!

00:11:37.017 --> 00:11:38.560
‫نه، باهاشون حرف نزنین

00:11:38.585 --> 00:11:40.752
‫- دارن می‌رن پی کارشون
‫- این واقعاً چه چیزیه!

00:11:40.777 --> 00:11:43.070
‫- ممنون. ممنون
‫- این واقعاً فوق‌العاده‌ست

00:11:43.095 --> 00:11:46.222
‫من هیچ‌وقت یه غیریهودی رو این‌قدر باهوش
ندیده بودم. چطور این‌قدر باهوش شدی؟

00:11:46.247 --> 00:11:48.225
‫- چطور این‌قدر باهوش شدی، ها؟
‫- فکر کنم ژن خوبی داشتم

00:11:48.250 --> 00:11:50.453
‫- اینجا چی داریم؟ این...
‫- داشبورد ماشینمه

00:11:50.478 --> 00:11:51.459
‫داشبورد

00:11:51.484 --> 00:11:52.984
‫یه محفظه کوچیک داری واسه...

00:11:52.985 --> 00:11:55.487
‫واسه دستکش و خوشبوکننده و شایدم...

00:11:55.488 --> 00:11:56.738
‫یه صلیب شکسته؟

00:11:56.739 --> 00:11:58.876
‫صلیب شکسته یه نماد باستانیِ هندیه

00:11:58.901 --> 00:12:00.924
‫به نشانه قدرت
و هیچی بیشتر از این نیست آقا

00:12:00.949 --> 00:12:03.537
‫به نظرم تو یه صلیب شکسته داری!

00:12:03.538 --> 00:12:06.636
‫- من صلیب شکسته ندارم!
‫- اون یه صلیب شکسته داره!

00:12:06.661 --> 00:12:08.425
‫آه، هایمی!

00:12:08.450 --> 00:12:09.679
‫اوه!

00:12:10.628 --> 00:12:12.295
‫- شموئل!
‫- موشه، فایول! وایسا

00:12:12.296 --> 00:12:14.391
‫- ماشینو نگه دار! نگه دار!
‫- واسه اینا نگه نمی‌دارم

00:12:14.416 --> 00:12:16.123
‫دور شید! از من دور شید!

00:12:16.148 --> 00:12:19.776
‫بکشید عقب! اوه، اوه! یا ابوالفضل!

00:12:25.633 --> 00:12:27.759
‫- شموئل!
‫- یکی بره به داد آقای فورد برسه!

00:12:27.784 --> 00:12:29.284
‫چه تصادف وحشتناکی کرد این لگن!

00:12:29.309 --> 00:12:31.018
‫- وای نه!
‫- هنری فورد داغون شده!

00:12:32.608 --> 00:12:33.608
‫یا خدا!

00:12:36.489 --> 00:12:37.699
‫آقای فورد؟

00:12:40.523 --> 00:12:42.419
‫یه لحظه فکر کردیم کار تمومه و غزل رو خوندین

00:12:43.037 --> 00:12:44.204
‫چه اتفاقی افتاد؟

00:12:44.229 --> 00:12:46.097
‫این کالسکه بدون اسب جدیدتون خورد به درخت،

00:12:46.122 --> 00:12:47.873
‫شما هم پرت شدین توی یه پنجره شیشه‌ای

00:12:47.874 --> 00:12:49.593
‫و بدنتون قشنگ پاره پاره شده

00:12:49.618 --> 00:12:51.227
‫کلی خون از دست دادین...

00:12:51.252 --> 00:12:54.058
‫و واقعاً نگران بودیم غزل خداحافظی رو بخونین

00:12:54.083 --> 00:12:56.465
‫خوشبختانه همین نزدیکی یه اهداکننده

00:12:56.466 --> 00:12:58.102
‫با گروه خونی دقیقاً مثل خودتون پیدا کردیم

00:12:58.127 --> 00:13:00.671
‫الان خون اون توی رگ‌های شما جریان داره

00:13:01.330 --> 00:13:03.948
‫حالا این آدم خیرخواه و شریف کی هست؟

00:13:03.973 --> 00:13:12.830
‫♪ هاوا ناگیلا ♪

00:13:13.357 --> 00:13:15.035
‫ ثواب عظیمی بود واسه خودم!

00:13:16.133 --> 00:13:18.009
‫نه!

00:13:18.289 --> 00:13:20.210
‫داداشِ خونیِ من!

00:13:20.235 --> 00:13:22.845
‫نه، آخه چطور ممکنه همچین چیزی؟

00:13:23.171 --> 00:13:24.839
‫راستی چرا اینجا این‌قدر سوز میاد؟

00:13:24.864 --> 00:13:26.322
‫یکم هوای اتاق سرده

00:13:26.370 --> 00:13:28.957
‫- یکم هوای اتاق سرده
‫- هوای اتاق سرده

00:13:28.982 --> 00:13:30.957
‫من یه چیزی باید بخورم

00:13:30.958 --> 00:13:32.991
‫یه چیزی می‌خوام بخورم
وگرنه نقش زمین می‌شم

00:13:33.016 --> 00:13:34.308
داریم از گشنگی نقش زمین می‌شیم

00:13:34.333 --> 00:13:35.938
‫- آره، داریم غش می‌کنیم
‫- داریم غش می‌کنیم

00:13:35.963 --> 00:13:38.286
‫- پرستار، می‌شه یکم نون تست خشک بیاری؟
‫- نه، نان تست خشک چیه؟

00:13:38.311 --> 00:13:40.151
‫من یه نون بیگل با پنیر خامه‌ای می‌خوام

00:13:40.176 --> 00:13:41.802
‫شاید هم یکم ماهی هرینگ چرب؟

00:13:41.803 --> 00:13:43.512
‫آره، آره. یکم ماهی هرینگ چرب،

00:13:43.513 --> 00:13:45.096
‫ولی زیاد شور نباشه

00:13:45.097 --> 00:13:47.182
‫اصلاً چرا من دارم این‌طوری حرف می‌زنم؟

00:14:03.211 --> 00:14:05.416
‫در سال 1857، جیمز بوکانان

00:14:05.441 --> 00:14:07.640
‫پانزدهمین رئیس‌جمهور کشور شد

00:14:07.665 --> 00:14:09.666
‫اون تنها رئیس‌جمهوری بود، و هنوزم هست،

00:14:09.691 --> 00:14:11.811
‫که هیچ‌وقت ازدواج نکرد

00:14:12.251 --> 00:14:13.758
‫وقتی به قدرت رسید،

00:14:13.783 --> 00:14:15.588
خودشو ‫وسط یه بحران فزاینده

00:14:15.613 --> 00:14:18.206
‫بین ایالت‌های شمالی و جنوبی دید

00:14:18.231 --> 00:14:21.018
‫مسئله اصلی هم، البته که برده‌داری بود

00:14:21.440 --> 00:14:23.387
‫بوکانان از موضع‌گیری محکم

00:14:23.412 --> 00:14:25.404
‫توی این مناقشه خودداری کرد،

00:14:25.429 --> 00:14:28.153
‫و مورخ‌ها انفعال و بی‌عملی اون رو

00:14:28.178 --> 00:14:31.013
‫یکی از عوامل اصلی شروع جنگ داخلی می‌دونن

00:14:31.511 --> 00:14:33.555
‫اما قضیه این نبود که اون آدم دودلی باشه

00:14:34.312 --> 00:14:35.593
‫بگذریم که اون،

00:14:35.618 --> 00:14:37.626
‫چطور بگم، حواسش پرت بود

00:14:37.984 --> 00:14:40.819
‫حتی وقتی که
سرنوشت ایالات متحد در مصلحت بود

00:14:40.820 --> 00:14:43.655
‫اون داشت به پیوندهای دیگه‌ای فکر می‌کرد

00:14:47.083 --> 00:14:48.233
‫اوه، اومدن

00:14:49.376 --> 00:14:50.433
عجب چیزیه

00:14:51.482 --> 00:14:54.795
‫عجب چیزیه، اینجا رو نگاه‫، آفرین، اپلتون

00:14:54.820 --> 00:14:56.012
‫این فوق‌العاده‌ست

00:14:56.037 --> 00:14:58.128
‫باورم نمی‌شه این همه زن اینجا جمع شدن

00:14:58.129 --> 00:15:00.297
‫- غیرقابل‌باوره
‫- ممنون، قربان

00:15:00.298 --> 00:15:03.049
‫- پشمام
‫- فقط یه سوال ازت دارم

00:15:03.050 --> 00:15:04.514
‫ شام ساعت چنده؟

00:15:04.539 --> 00:15:07.029
‫نه، نه، نه. شام، شامی در کار نیست

00:15:07.054 --> 00:15:08.179
‫فینگر فودِ سلف‌سرویسه

00:15:08.180 --> 00:15:09.452
‫- فینگر فود؟
‫- فینگر فود؟

00:15:09.477 --> 00:15:11.017
‫آره، این ایده رو از هنری کلی گرفتم

00:15:11.042 --> 00:15:13.723
‫ خوشش نمی‌اومد
‫پشت میز بغل دستی کسی گیر بیفته،

00:15:13.748 --> 00:15:16.354
‫واسه همین ایده‌ی
فینگر فود چرخشی به ذهنش رسید

00:15:16.355 --> 00:15:18.231
‫پیشخدمت با سینی دور می‌زنه،

00:15:18.232 --> 00:15:19.608
‫مهمون‌ها هم ایستاده غذا می‌خورن

00:15:19.609 --> 00:15:21.401
‫آخه آقای رئیس‌جمهور، الان وقت شامه

00:15:21.402 --> 00:15:23.445
‫فکر کنم اگه شام ندیم ملت شاکی بشن

00:15:23.446 --> 00:15:24.529
‫نه بابا، عاشقش می‌شن

00:15:24.530 --> 00:15:26.208
‫چون دیگه مجبور نیستن پشت یه میز

00:15:26.233 --> 00:15:28.693
‫بغل دستِ کسی بشینن که اصلاً
دلشون نمی‌خواد باهاش حرف بزنن

00:15:28.718 --> 00:15:30.651
‫خب آقای رئیس‌جمهور
...یه موضوع مهمی هست که باید

00:15:30.676 --> 00:15:33.135
‫اوه، یه لحظه وایسا

00:15:33.160 --> 00:15:36.698
‫دندون رو جگر بذار، اپلتون

00:15:36.936 --> 00:15:40.726
‫شاید اون خانم دلش بخواد با پانزدهمین
رئیس‌جمهور چند کلمه‌ای هم‌کلام بشه

00:15:40.751 --> 00:15:41.798
‫من...

00:15:41.823 --> 00:15:43.711
‫آقای رئیس‌جمهور، شرمنده‌م، متوجه نمی‌شم

00:15:43.736 --> 00:15:45.655
نمی‌فهمم ‫شام ساعت چنده؟

00:15:45.680 --> 00:15:48.330
‫- فینگر فود؟
‫- درود، آقای رئیس‌جمهور

00:15:48.798 --> 00:15:50.228
‫- آقای رئیس‌جمهور
‫- وقت بخیر

00:15:50.253 --> 00:15:51.390
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر

00:15:51.415 --> 00:15:53.600
‫- وقت بخیر
‫- وقت بخیر، آقای رئیس‌جمهور

00:15:54.576 --> 00:15:55.852
‫پس کجاست؟ نمی‌بینمش

00:15:55.853 --> 00:15:57.395
‫- کجا رفت؟
‫- همون‌طور که صحبت کردیم،

00:15:57.396 --> 00:15:59.397
‫جفرسون دیویس امشب توی مهمونی حضور داره

00:15:59.398 --> 00:16:00.649
‫آره، آره، دیویس... آره

00:16:00.650 --> 00:16:02.442
‫بحثِ جدایی‌طلبی داره بالا می‌گیره

00:16:02.443 --> 00:16:04.152
‫عالی می‌شه اگه بتونین یه وقتی پیدا کنین

00:16:04.153 --> 00:16:05.612
‫- و باهاش صحبت کنین
‫- آره، آره

00:16:05.613 --> 00:16:07.438
‫پس لطفا اینو یادتون نره. خیلی مهمه

00:16:07.463 --> 00:16:12.117
‫اوه، عجب تیکه‌ایه، پسر

00:16:12.416 --> 00:16:13.954
‫اووووف

00:16:13.955 --> 00:16:15.922
‫حواستون باشه که
...صحبت با جفرسون دیویس یادتون نره

00:16:15.947 --> 00:16:16.769
‫آه

00:16:19.543 --> 00:16:21.461
‫- وقت بخیر
‫- آقای رئیس‌جمهور

00:16:21.462 --> 00:16:23.604
‫می‌دونی من از چیِ بندشلوار خوشم میاد؟

00:16:23.629 --> 00:16:24.796
‫پوشیدنش

00:16:24.821 --> 00:16:26.206
‫چون اولش آویزونه

00:16:26.231 --> 00:16:27.958
‫می‌دونی، این پایین ولوعه

00:16:27.983 --> 00:16:29.233
‫بعد این‌طوری می‌کنی،

00:16:29.258 --> 00:16:31.545
‫یه دستت رو می‌کنی توش
...اون یکی دستت رو می‌کنی توش

00:16:32.600 --> 00:16:34.168
‫بعد این حرکت رو با شونه‌هات می‌زنی

00:16:34.193 --> 00:16:35.725
‫- خب، آره
‫- باحاله، بعدش کل روز

00:16:35.726 --> 00:16:36.893
‫این‌طوری راه می‌ری

00:16:36.894 --> 00:16:38.478
‫- با وقار و ابهت. بله
‫- می‌دونی، آدم... آره

00:16:38.479 --> 00:16:40.146
‫- حال شما؟ چطورین؟
‫- آقای رئیس‌جمهور

00:16:40.147 --> 00:16:41.356
‫بله، سلام

00:16:41.357 --> 00:16:42.816
‫- سلام
‫- سلام. می‌بینی؟ آره

00:16:42.817 --> 00:16:44.005
‫- اوم
‫- بندشلوار رو

00:16:44.860 --> 00:16:47.900
‫- عجب لباس سبز قشنگی. آره
‫- اوه، ممنونم، متشکرم

00:16:48.460 --> 00:16:49.860
‫دیگه چه چیزهایی سبزه؟

00:16:50.212 --> 00:16:52.797
‫چمن، چمن سبزه. پول

00:16:52.822 --> 00:16:55.254
‫قراره همین‌طوری چیزهای سبز رو نام ببریم؟

00:16:55.279 --> 00:16:57.641
‫- خیارشور هم سبزه
‫- اوه، پس واقعاً قراره این کارو بکنیم. باشه

00:16:57.666 --> 00:16:59.963
‫آم، باید بیشتر از اینا باشه. حتماً هست

00:16:59.988 --> 00:17:02.533
‫فکر کنم چیزهای بیشتری هم هست
ولی همین‌قدر بسه

00:17:03.713 --> 00:17:06.214
‫- تا حالا خرمالو خوردی؟
‫- نه

00:17:06.215 --> 00:17:07.342
‫میوه جالبیه

00:17:07.367 --> 00:17:09.342
‫اسمش طوریه که انگار
از روی اسم یه نفر برداشته شده

00:17:09.343 --> 00:17:11.302
‫انگار یه یارویی بوده که اسمش خرمالو بوده

00:17:11.303 --> 00:17:12.928
‫- می‌دونی؟
‫- اوه، دیگه چیزی به ذهنم نمی‌رسه

00:17:12.953 --> 00:17:14.541
‫- من می‌رم سمت بار
‫- جک خرمالو

00:17:14.566 --> 00:17:16.529
‫نه؟ شاید یه مردی بوده
...که بهش می‌گفتن ادگار

00:17:16.554 --> 00:17:17.888
‫ادگار خرمالو

00:17:19.258 --> 00:17:20.425
‫استیون خرمالو

00:17:29.061 --> 00:17:30.061
...خب

00:17:30.373 --> 00:17:32.996
‫ یه زن جوان و زیبایی مثل شما

00:17:33.242 --> 00:17:35.637
‫توی یه همچین مهمونیِ شبونه‌ای
بدون همراه چی کار می‌کنه؟

00:17:36.107 --> 00:17:37.273
‫- دارم کار می‌کنم
‫- ممنون

00:17:37.298 --> 00:17:39.134
‫من، جیمز بوکانان هستم

00:17:40.014 --> 00:17:42.893
‫رئیس‌جمهور ایالات متحده

00:17:43.106 --> 00:17:44.206
‫فینگر فود میل دارید؟

00:17:44.231 --> 00:17:47.996
‫هسته موردعلاقه‌ت چیه؟

00:17:48.021 --> 00:17:51.309
‫- هسته؟
‫- هسته میوه. واسه من گیلاسه

00:17:51.334 --> 00:17:52.469
‫عالیه

00:17:52.470 --> 00:17:54.429
‫تف کردنش خیلی فاز میده
گیلاس رو می‌جوی

00:17:55.744 --> 00:17:56.770
‫اوه

00:17:57.787 --> 00:17:58.871
‫اوه!

00:17:58.896 --> 00:18:01.647
‫نظرت در مورد تخمه چیه؟
موضع‌ت در قبال تخمه چیه؟

00:18:01.672 --> 00:18:03.882
‫من موضع خاصی در قبال تخمه ندارم

00:18:03.907 --> 00:18:05.157
‫تخمه هندونه

00:18:05.182 --> 00:18:07.100
‫- خیلی موجوداتِ لیزی هستن
‫- اوهوم

00:18:07.125 --> 00:18:08.792
‫من یه ترفند واسه برداشتنشون دارم

00:18:09.236 --> 00:18:11.821
‫همین‌طوری با دستم بهشون ضربه می‌زنم
انگار دارم مگس می‌کشم

00:18:11.822 --> 00:18:14.233
‫صاف می‌چسبن به کف دستت
بعدش می‌خورمشون

00:18:14.258 --> 00:18:16.415
‫فکر نمی‌کنم آدم مجاز باشه

00:18:16.452 --> 00:18:17.619
‫که تخمه‌ها رو قورت بده

00:18:17.620 --> 00:18:19.287
‫اینا همش حرف‌های خرافی قدیمیه

00:18:19.288 --> 00:18:21.414
‫می‌دونی،
‫حالا که حرف از خرافاتِ پیرزن‌ها شد،

00:18:21.415 --> 00:18:23.793
‫بدم نمیاد تو رو واسه خودم پیرزنِ خونه کنم

00:18:24.585 --> 00:18:25.932
‫بله؟ چی فرمودید؟

00:18:26.266 --> 00:18:28.609
‫- خوشت نیومد؟
‫- من برم به کارم برسم

00:18:29.666 --> 00:18:31.583
‫اوه، جداً؟ عجب

00:18:37.843 --> 00:18:40.512
‫می‌دونی، ‫من بانوی اول ندارم،

00:18:41.380 --> 00:18:44.339
‫ولی تو اولین بانویی هستی
که امشب به دلم نشسته

00:18:44.675 --> 00:18:45.822
‫قبلاً همو دیدیم

00:18:46.096 --> 00:18:48.597
‫اوه! اوه، آره!

00:18:48.622 --> 00:18:50.165
‫اوه، آره، آره، آره!

00:18:50.190 --> 00:18:52.399
‫- همون لباس سبزه، سبز، سبز، سبز!
‫- بله

00:18:52.446 --> 00:18:55.448
‫باشه، کیوی؛ قهوه‌ای و سبز

00:18:55.449 --> 00:18:57.675
‫- بحثش تموم شد
‫- دو رو داره. یه میوه دو رنگه

00:18:57.700 --> 00:19:00.786
‫دو... این یه... ها؟ ها؟

00:19:01.664 --> 00:19:02.664
سلام

00:19:03.070 --> 00:19:04.760
بلدی اینو با کد مورس بگی؟

00:19:05.378 --> 00:19:07.900
‫نقطه، نقطه، نقطه، نقطه... نقطه

00:19:07.925 --> 00:19:11.141
‫خط، خط،
‫خط، خط، خط، خط

00:19:11.166 --> 00:19:12.176
‫ها؟

00:19:14.389 --> 00:19:16.224
‫- نقطه، نقطه، نقطه...
‫- بازم منم

00:19:17.429 --> 00:19:18.681
‫خط، خط...

00:19:19.225 --> 00:19:20.683
‫خط، خط، خط، خط

00:19:24.731 --> 00:19:26.232
‫- اوه! اوه
‫- اوه! سلام

00:19:26.272 --> 00:19:27.854
‫- سلام. آقای رئیس‌جمهور
‫- اوه

00:19:28.315 --> 00:19:30.468
‫تا حالا انبه خوردی؟

00:19:30.818 --> 00:19:32.944
‫ اوه، خوشمزه‌ست. خیلی آبداره

00:19:32.945 --> 00:19:34.821
‫واسه خوردنِ
یه همچین چیزی آدم دستمال لازم داره

00:19:34.822 --> 00:19:36.394
‫صاف شره می‌کنه روی صورتت

00:19:36.419 --> 00:19:38.324
‫- چه جذاب
‫- یه هسته بزرگ هم داره

00:19:38.325 --> 00:19:39.743
‫- عجب
‫- از هسته بزرگ خوشت میاد؟

00:19:40.968 --> 00:19:41.968
!آه

00:19:43.122 --> 00:19:44.455
‫اوه، ازت خوشش نمیاد

00:19:44.456 --> 00:19:46.306
‫کمی قبل‌تر پام رفت رو پاش

00:19:46.331 --> 00:19:49.148
‫کاملاً تصادفی بود
البته باید بگم بیشتر تقصیر خودش بود

00:19:49.173 --> 00:19:51.049
‫- واو
‫- ولی فکر کنم فلج اطفال داره

00:19:51.074 --> 00:19:53.622
‫- چی؟
‫- چی داره؟

00:19:55.337 --> 00:19:56.735
‫لقوه. لقوه داره

00:19:56.760 --> 00:19:58.178
‫ کنترلی روی مهارت‌های حرکتیش نداره

00:19:58.179 --> 00:19:59.742
‫نمی‌دونم چطوری داره این‌ور اون‌ور می‌ره

00:19:59.767 --> 00:20:01.184
‫جدی می‌گی؟ به نظر من که مشکلی نداره

00:20:01.209 --> 00:20:02.954
‫بگذریم، رنگ اون لباس چیه؟

00:20:02.979 --> 00:20:05.028
‫- قهوه‌ای مایل به قرمزه
‫- خرمایی؟

00:20:05.779 --> 00:20:07.987
‫- هیچ‌چیز خرمایی‌رنگی به ذهنم نمی‌رسه
‫- خب، خوبه

00:20:08.012 --> 00:20:09.681
‫من برم یه چیزی واسه خوردن پیدا کنم

00:20:12.147 --> 00:20:14.095
‫- سیب‌زمینی پوست‌قهوه‌ای
‫- اوهوم

00:20:14.856 --> 00:20:16.731
‫خب من که اصلاً سر در نمیارم

00:20:16.756 --> 00:20:18.017
‫هرجا می‌رم قهوه‌ای و ضایع می‌شم

00:20:18.042 --> 00:20:20.074
‫دارم در مورد میوه حرف می‌زنم
وارد بحث‌ میوه شدم

00:20:20.075 --> 00:20:21.159
‫انبه و پاپایا

00:20:21.160 --> 00:20:22.661
‫دارم در مورد هسته و تخمه حرف می‌زنم

00:20:22.686 --> 00:20:24.120
‫- هسته‌ها!
‫- داشتی در مورد هسته حرف می‌زدی؟

00:20:24.121 --> 00:20:25.246
‫آره، هسته‌ها

00:20:25.247 --> 00:20:28.041
‫هسته‌های بزرگ، هسته‌های کوچیک،
‫ هسته هلو، هسته آلو

00:20:28.042 --> 00:20:30.043
‫به نظرم این چیزها خیلی جذابن

00:20:30.044 --> 00:20:32.337
‫- ظاهراً واسه اونا نیست
‫- اونا کنجکاویِ هسته‌ای ندارن

00:20:32.338 --> 00:20:34.548
‫کنجکاویِ هسته‌ای ندارن

00:20:34.573 --> 00:20:36.282
‫داره دیوونم می‌کنه

00:20:36.307 --> 00:20:38.531
‫شاید بهتره باهاشون درباره
یه موضوع غیرمیوه‌ای صحبت کنین

00:20:38.556 --> 00:20:41.322
‫اوه، اون کارو هم کردم
از یکی‌شون پرسیدم دندون‌پزشکش کیه

00:20:41.347 --> 00:20:43.014
‫دندون‌های داغونی داشت. سوال احمقانه‌ای بود

00:20:43.015 --> 00:20:44.265
‫خجالت‌زده شد

00:20:44.266 --> 00:20:46.825
‫نباید ازش می‌پرسیدم
هرچند خودم یه دندون‌پزشک لازم دارم

00:20:46.850 --> 00:20:49.685
‫قربان، الان وقت مناسبیه که
با جفرسون دیویس صحبت کنین؟

00:20:49.710 --> 00:20:51.410
‫اصلاً من واسه همین وارد سیاست شدم،

00:20:51.435 --> 00:20:53.441
‫که با زن‌ها آشنا بشم

00:20:53.442 --> 00:20:55.985
‫قربان، ما نیاز داریم
که شما ایالات متحد رو حفظ کنین

00:20:55.986 --> 00:20:58.493
‫صحبت با جنوبی‌ها از بالاترین اهمیت برخورداره

00:20:58.518 --> 00:21:00.050
‫بالاترین اهمیت؟

00:21:00.075 --> 00:21:01.409
‫- بله
‫- خودشه!

00:21:01.434 --> 00:21:03.059
‫- خودشه. خودِ خودشه، عالیه
‫- ممنون

00:21:03.084 --> 00:21:04.401
‫- یه ایده به ذهنم رسید
‫- خیلی‌خب

00:21:04.426 --> 00:21:05.817
‫اون زن با لباس قرمز رو می‌بینی؟

00:21:05.842 --> 00:21:08.790
‫این یکی داره منو می‌کشه،
می‌تونم مخش رو بزنم و تحت تأثیر قرارش بدم

00:21:08.791 --> 00:21:12.001
‫می‌رم باهاش حرف می‌زنم
حالا، تو میای پیشم و می‌گی

00:21:12.002 --> 00:21:13.962
‫"قربان، یه سند هست که باید امضا کنید

00:21:13.963 --> 00:21:17.006
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره"

00:21:17.007 --> 00:21:19.199
‫- ولی... ولی واقعاً هم در مصلحته
‫- آره، دوباره همونو بگو

00:21:19.224 --> 00:21:20.795
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره

00:21:20.820 --> 00:21:22.113
‫- معرکه‌ست
‫- ولی، نه...

00:21:24.188 --> 00:21:26.575
‫- اوه
‫- آقای رئیس‌جمهور

00:21:26.600 --> 00:21:28.317
‫- سلام
‫- سلام

00:21:28.342 --> 00:21:31.928
‫می‌دونین، من حس ششم دارم

00:21:31.953 --> 00:21:33.620
‫یه جورایی ذهن‌خوان هستم،

00:21:33.645 --> 00:21:35.542
‫می‌تونم اسم یه نفر رو حدس بزنم

00:21:35.567 --> 00:21:37.777
‫بدون اینکه هیچ‌چیزی درباره‌ش بدونم

00:21:37.778 --> 00:21:38.737
‫واقعاً؟

00:21:38.767 --> 00:21:40.351
‫- به اسمت فکر کن. بهش فکر کن
‫- اوهوم

00:21:40.376 --> 00:21:42.006
‫- توی ذهنت فریادش بزن
‫- اوهوم. دارم فریاد می‌زنم...

00:21:42.031 --> 00:21:43.434
‫- داری فریاد می‌زنی؟
‫- دارم فریادش می‌زنم

00:21:43.459 --> 00:21:45.882
‫خیلی‌خب. حس می‌کنم...

00:21:46.455 --> 00:21:47.767
‫چشم‌هات رو باز کن...

00:21:48.304 --> 00:21:49.304
جنِت

00:21:49.728 --> 00:21:52.271
‫- نه، جنت نیست
‫- گرترود؟

00:21:52.296 --> 00:21:55.173
‫نه، اصلاً... راستش اصلاً نزدیکش هم نبود

00:21:55.212 --> 00:21:57.505
‫- کورین؟
‫- نزدیک‌تر شد. من فقط...

00:21:57.506 --> 00:21:59.090
‫- دوباره می‌گم، من اصلاً...
‫- کلاریسا؟

00:21:59.091 --> 00:22:01.050
‫نه، فکر نمی‌کنم استعداد خاصی
توی این کار داشته باشین

00:22:01.051 --> 00:22:02.593
‫- واقعاً ندارم
‫- آقای رئیس‌جمهور

00:22:02.594 --> 00:22:04.595
‫یه سند بسیار مهم هست که باید امضا کنید

00:22:04.596 --> 00:22:06.889
‫سرنوشتِ ایالات متحد در مصلحت قرار داره

00:22:06.890 --> 00:22:09.167
‫الان آخه اپلتون؟
دارم با این زنِ زیبا صحبت می‌کنم

00:22:09.192 --> 00:22:11.269
‫- ترایمن
‫- اسم من ترایمن نیست

00:22:11.270 --> 00:22:12.729
‫باعث افتخاره، خانوم ترایمن

00:22:12.730 --> 00:22:14.986
‫ این اسم من نیست
...اصلاً اسم هم نیست. اون

00:22:15.355 --> 00:22:17.356
‫- اوه
‫- موضوع از چه قراره؟

00:22:17.381 --> 00:22:19.225
‫خب، ما داریم...

00:22:19.676 --> 00:22:21.344
‫داریم با ایتالیا وارد جنگ می‌شیم

00:22:21.369 --> 00:22:23.007
‫چرا داریم با ایتالیا ‫وارد جنگ می‌شیم؟

00:22:23.032 --> 00:22:24.258
‫مسئله گوجه‌فرنگی‌ـه

00:22:24.283 --> 00:22:26.492
‫- دارن گوجه‌فرنگی‌ها رو احتکار می‌کنن
‫- اوه!

00:22:26.493 --> 00:22:27.993
‫مسئله زیاد بزرگی نیست،
‫خانوم ترایمن

00:22:28.018 --> 00:22:29.954
‫- خب، اون نمی‌خواد...
‫- دوباره می‌گم، اسم من ترایمن نیست

00:22:29.955 --> 00:22:32.058
‫تو نمی‌دونی، اپلتون،
‫که واقعاً چه اتفاقی داره می‌افته

00:22:32.083 --> 00:22:34.351
‫ولی ما داریم
‫سر گوجه‌فرنگی وارد جنگ می‌شیم؟

00:22:34.376 --> 00:22:35.543
‫و فلفل دلمه‌ای

00:22:35.544 --> 00:22:38.254
‫چی... چه اتفاقی
واسه ‫فلفل دلمه‌ای‌ها افتاده؟

00:22:38.255 --> 00:22:39.797
‫خب، فلفل‌ها رو هم دارن احتکار می‌کنن

00:22:39.798 --> 00:22:40.965
‫مگه این‌قدر بهشون نیاز داریم؟

00:22:40.966 --> 00:22:42.300
‫بله، بله، نیاز داریم، واقعاً داریم

00:22:42.301 --> 00:22:44.135
‫و می‌دونی، گوجه‌فرنگی، سبزیجات نیست

00:22:44.136 --> 00:22:46.095
‫- یه میوه‌ست. و...
‫- بله، حتماً

00:22:46.096 --> 00:22:47.185
‫و قرمزه

00:22:47.498 --> 00:22:48.846
‫- دیگه چه چیزی قرمزه؟
‫- وایسا

00:22:48.871 --> 00:22:51.248
‫لطفاً نذارین سر گوجه‌فرنگی ‫وارد جنگ بشیم

00:22:51.273 --> 00:22:52.815
‫همچین قضیه بزرگی هم نیست،
‫خانوم ترایمن

00:22:52.840 --> 00:22:53.942
اسمم ‫ترایمن نیست!

00:22:55.848 --> 00:22:57.515
‫اوکی، این عالی بود

00:22:57.540 --> 00:23:00.751
‫واسه بعدی، اول اسمش رو می‌فهمیم،

00:23:00.776 --> 00:23:02.258
‫بعد میام جلو و حدسش می‌زنم

00:23:02.283 --> 00:23:03.922
‫مغزِ تخمی‌شون سوت می‌کشه

00:23:03.947 --> 00:23:07.325
‫قربان، من باید اصرار کنم
که با جفرسون دیویس صحبت کنین

00:23:07.326 --> 00:23:08.493
‫باشه، بزن بریم

00:23:08.494 --> 00:23:09.660
‫قبوله. بزن بریم

00:23:09.661 --> 00:23:11.829
‫اینا فقط دارن با این سینی‌ها دور می‌زنن

00:23:11.830 --> 00:23:13.188
‫- سر در نمیارم
‫- پیش‌غذای چرخشی؟

00:23:13.213 --> 00:23:14.478
‫یعنی اصلاً نمی‌تونم تصور کنم...

00:23:14.503 --> 00:23:15.958
‫آقایون اگه اجازه بدید مرخص بشیم

00:23:15.959 --> 00:23:16.952
‫آقای رئیس‌جمهور

00:23:16.977 --> 00:23:18.227
‫- سناتور دیویس...
‫- اوم

00:23:18.252 --> 00:23:22.132
‫من یه چندتایی ایده
درباره کانزاس دارم که فکر کنم

00:23:22.567 --> 00:23:24.110
‫می‌تونه همه رو خوشحال کنه

00:23:24.135 --> 00:23:27.971
‫اینا کلِ مدت رو
فقط داشتن فینگر فود پخش می‌کردن

00:23:27.996 --> 00:23:29.329
‫شام ساعت چنده؟

00:23:29.354 --> 00:23:31.742
‫- آره، نه. شامی در کار نیست
‫- شامی در کار نیست؟ چی...

00:23:31.767 --> 00:23:33.393
‫- نه، آره
‫- جدی می‌گی؟

00:23:33.394 --> 00:23:34.988
‫آره، آره، ‫بهش می‌گن،

00:23:35.013 --> 00:23:36.973
‫پیش‌غذا... پیش‌غذای چرخشی. مثل...

00:23:38.362 --> 00:23:41.025
‫منظورم همینه
‫فقط همین سینی‌های مسخره‌ست

00:23:41.026 --> 00:23:42.331
‫کمی قبل‌تر پام رفت رو انگشت پاش

00:23:42.356 --> 00:23:43.694
‫فکر کنم یه مشکلی داره

00:23:43.695 --> 00:23:46.322
‫اصلاً به تخمم نیست
که پات رفته رو انگشت پاش

00:23:46.323 --> 00:23:47.834
‫من الان دارم از گرسنگی می‌میرم

00:23:47.859 --> 00:23:50.801
‫ یه ساندویچ خوردم
‫که اندازه‌ش در حد خوراک یه بچه بود

00:23:50.826 --> 00:23:52.576
‫یه مشت کراکر خوردم که یه سری چیز مسخره

00:23:52.601 --> 00:23:53.768
‫- گذاشته بودن روش
‫- خیلی‌خب

00:23:53.793 --> 00:23:56.392
‫تقریباً مطمئنم چیزی که خوردم
دودولِ خوک بود که دورش بیکن پیچیده بودن

00:23:56.417 --> 00:23:58.376
‫خب این یه چیز جدیده، اوکی؟

00:23:58.377 --> 00:23:59.752
‫بهش می‌گن ‫پیش‌غذای چرخشی

00:23:59.753 --> 00:24:00.789
‫دور می‌زنن،

00:24:00.814 --> 00:24:02.898
‫و تو هم فقط... ‫فقط ایستاده می‌خوریش

00:24:02.923 --> 00:24:05.216
‫نه، پیش‌غذا که شام نمی‌شه

00:24:05.217 --> 00:24:09.103
‫اینا مقدمه شامن، جایگزین شام که نیستن

00:24:09.128 --> 00:24:10.531
‫اگه زیاد بخوری، جایگزینش می‌شه

00:24:10.556 --> 00:24:12.283
‫- اوه، اگه زیاد ازش بخورم؟
‫- جاش رو می‌گیره

00:24:12.308 --> 00:24:14.100
‫من از اوناشم که
دوست دارم با شام سالاد بخورم

00:24:14.101 --> 00:24:15.810
‫- نه، سالاد با این جور در نمیاد...
‫- سالاد هم هست؟

00:24:15.811 --> 00:24:16.853
‫اینجا جواب نمی‌ده

00:24:16.854 --> 00:24:18.479
‫ آخه باید ایستاده با چنگال بخوریش

00:24:18.480 --> 00:24:19.522
‫نه، اون‌طوری که نمی‌شه‫

00:24:19.523 --> 00:24:21.849
‫حداقلش می‌تونم
منتظر یه نون و کره‌ای چیزی باشم؟

00:24:21.874 --> 00:24:24.111
‫می‌دونی، ‫منم مثل هر کس دیگه‌ای
نون و کره دوست دارم

00:24:24.136 --> 00:24:25.664
‫مخصوصاً اگه نون رو گرم کنی

00:24:25.689 --> 00:24:27.515
‫- معلومه که نون رو باید گرم کرد
‫- کره آب می‌شه

00:24:27.540 --> 00:24:28.797
‫- صد البته
‫- بیخیال، معرکه‌ست

00:24:28.822 --> 00:24:29.906
‫کره رو می‌ذاری روش...

00:24:29.931 --> 00:24:31.488
‫- و به خوردِ نون می‌ره توش ذوب می‌شه
‫- خدای من!

00:24:31.513 --> 00:24:32.651
‫اوووف، یه ارگاسمه!

00:24:32.676 --> 00:24:34.389
‫بله! بله اون نون و کره کجاست؟

00:24:35.257 --> 00:24:37.347
‫- واسه این مدل مهمونی جواب نمی‌ده
‫- اصلاً جواب نمی‌ده

00:24:37.372 --> 00:24:39.582
‫شاید دقیقاً مثل یه وعده غذایی کامل نباشه،

00:24:39.583 --> 00:24:41.757
‫اینو بهت حق می‌دم
اما مزیت‌های خودشو داره

00:24:41.782 --> 00:24:44.535
‫اگه شام نشسته باشه
ملت دور میز لفتش می‌دن

00:24:44.560 --> 00:24:47.134
‫زیادی تلپ می‌شن
ما از این لفت دادن‌ها خوشمون نمیاد

00:24:47.159 --> 00:24:48.756
‫خب، شاید توی شمال این‌طوری باشه

00:24:48.781 --> 00:24:50.986
‫توی جنوب، ما عاشق این لفت دادن‌ها
و گپ‌وگفت‌های آخرِ غذاییم

00:24:51.011 --> 00:24:53.283
‫در واقع ترجیح می‌دیم
‫ته غذا آروم و کش‌دار تموم بشه

00:24:53.308 --> 00:24:54.823
‫این خودش بخشی از فرآینده

00:24:54.848 --> 00:24:55.932
‫خب توی شمال،

00:24:55.957 --> 00:24:58.018
‫ما از این کش‌اومدن‌های
ملال‌آورِ آخرِ غذا لذت نمی‌بریم

00:24:58.043 --> 00:25:00.227
‫ما می‌خوایم کوفت کنیم و بریم خونه‌هامون،

00:25:00.228 --> 00:25:02.796
‫پیژامه‌هامون رو بپوشیم و یه کتاب دست بگیریم

00:25:02.821 --> 00:25:04.111
‫- و ریلکس کنیم
‫- خب...

00:25:04.136 --> 00:25:05.537
‫ما نمی‌خوایم پشت یه میز بشینیم

00:25:05.562 --> 00:25:07.411
‫و یه مشت اراجیف و چرت‌وپرت تحویل هم بدیم

00:25:07.436 --> 00:25:08.634
‫ مثل یه خانواده‌ست!

00:25:08.659 --> 00:25:10.547
‫خانواده دقیقاً آخرین کسایی هستن
که دلم می‌خواد باهاشون حرف بزنم

00:25:10.572 --> 00:25:12.406
‫ولی اینا همونایی‌ان
که می‌خوام دور خودم جمع کنم

00:25:12.407 --> 00:25:14.200
‫- آره؟ خب، کِی...
‫- پسردایی‌ها و پسرخاله‌های درجه دو

00:25:14.201 --> 00:25:15.782
‫ اصلاً دلم نمی‌خواد
با هیچ آدمی ارتباط برقرار کنم

00:25:15.807 --> 00:25:17.557
‫ می‌خوام دسر رو تموم کنم ‫و برم خونه

00:25:17.582 --> 00:25:18.803
‫یه چیز دیگه هم بهت بگم

00:25:18.828 --> 00:25:20.036
‫- آره؟
‫- اصلاً نمی‌تونم تصور کنم

00:25:20.061 --> 00:25:21.604
‫توی کشوری زندگی کنم

00:25:21.629 --> 00:25:23.388
‫که نصفِ جمعیتش...

00:25:23.413 --> 00:25:25.723
‫بعد از غذا دور میز لفتش نمی‌دن

00:25:25.748 --> 00:25:29.185
‫منم نمی‌تونم زندگی توی
یه کشورِ لفت‌دهنده رو تصور کنم

00:25:29.896 --> 00:25:32.439
‫ایالت‌های جنوبی
‫تا سه روز دیگه جلسه دارن

00:25:32.464 --> 00:25:34.382
‫- عصر بخیر
‫- اوه، آره

00:25:34.407 --> 00:25:36.300
‫برید. برید و اعلام جدایی کنین

00:25:36.325 --> 00:25:38.701
‫- اوه، اوه، اوه. جدایی
‫- من می‌رم و جدایی رو اعلام می‌کنم

00:25:38.726 --> 00:25:40.788
‫- ما ممکنه جدا بشیم
‫- اوه، شما... وای چقدر ترسیدیم

00:25:40.813 --> 00:25:42.699
‫- بایدم بترسین، از جلوی چشمام دور شو!
‫- می‌خواد جدا بشه

00:25:42.724 --> 00:25:45.726
‫آره. اوه، آره، ‫به این، به این
به این می‌گن یه وعده غذا

00:25:45.751 --> 00:25:47.848
‫- شامه!
‫- بهم نگو این قراره شام باشه

00:25:47.873 --> 00:25:50.467
‫در حالی که واضحه اصلاً شام نیست
‫- اوه. این شامه!

00:25:50.492 --> 00:25:52.074
‫اینا همش اراجیف و زرِ مفتـه!

00:25:52.329 --> 00:25:53.463
‫چقدر بی‌ادب!

00:25:53.995 --> 00:25:57.459
سه روز بعد یازده ایالت جنوبی»
«از اتحادیه جدا شدن

00:25:57.659 --> 00:25:58.889
‫آقای رئیس‌جمهور

00:26:13.245 --> 00:26:15.756
‫در اواخر قرن نوزدهم ‫و اوایل قرن بیستم،

00:26:15.781 --> 00:26:19.348
‫فلج اطفال یکی از هولناک‌ترین
‫بیماری‌های جهان بود،

00:26:19.373 --> 00:26:21.827
‫با شیوع‌هایی که به طور معمول
‫هزاران نفر را به کام مرگ می‌کشاند

00:26:21.852 --> 00:26:23.500
‫خیلی‌های دیگه رو فلج و زمین‌گیر می‌کرد،

00:26:23.525 --> 00:26:26.931
‫از جمله رئیس‌جمهور، فرانکلین دی روزولت.

00:26:26.956 --> 00:26:28.915
‫اما در اوایل دهه 1950،

00:26:28.940 --> 00:26:31.024
‫یک پزشک آمریکایی ‫به نام جوناس سالک

00:26:31.049 --> 00:26:33.427
‫اولین واکسن موفق فلج اطفال رو ساخت.

00:26:34.256 --> 00:26:36.102
‫این یک معجزه و تغییردهنده شرایط بود

00:26:36.127 --> 00:26:38.776
‫در سال‌های پس از آن، ‫دکتر آلبرت سابین

00:26:38.801 --> 00:26:41.470
‫یک واکسن خوراکی ساخت که تولیدش ارزان‌تر

00:26:41.495 --> 00:26:43.056
‫و تجویزش راحت‌تر بود

00:26:43.081 --> 00:26:47.777
‫و تا سال 1979، ‫فلج اطفال به طور
کامل ‫از ایالات متحده، ریشه‌کن شد

00:26:47.802 --> 00:26:50.133
‫آن هم به لطف واکسیناسیون گسترده

00:26:50.440 --> 00:26:51.964
‫بذارید دوباره تکرار کنم.

00:26:51.989 --> 00:26:54.991
‫به لطف ‫واکسیناسیون‌های گسترده.

00:26:55.566 --> 00:26:57.065
‫به دلیل کار پیشگامانه‌اش،

00:26:57.090 --> 00:27:00.008
‫جوناس سالک جونِ بی‌شمار انسان رو
در سراسر جهان نجات داد

00:27:00.058 --> 00:27:02.145
‫و باعث افتخار و سربلندی مادرش شد.

00:27:02.170 --> 00:27:05.029
‫بسیار، بسیار سربلند.

00:27:05.907 --> 00:27:08.202
سـال 1955
"کوئیـنز نیـویـورک"

00:27:10.420 --> 00:27:11.863
‫اوه!

00:27:12.123 --> 00:27:13.493
‫سلام، اِولین

00:27:13.916 --> 00:27:16.585
‫روز بخیر، دورا‫، حالت چطوره؟

00:27:16.610 --> 00:27:19.781
‫خیلی خوبم، خیلی خوب. اِولین،

00:27:20.109 --> 00:27:22.402
‫نمی‌دونم بهت گفته بودم یا نه...

00:27:22.427 --> 00:27:24.728
‫- دوباره شروع شد
...‫- که پسرم جوناس

00:27:25.476 --> 00:27:28.270
‫هفته آینده قراره توی کنگره حاضر بشه

00:27:28.295 --> 00:27:31.188
‫بله، قبلاً هم گفتی، اونم چندین و چند بار

00:27:31.213 --> 00:27:33.135
...‫و اصلاً می‌دونی ‫واسه چی قراره

00:27:33.160 --> 00:27:34.869
‫- توی کنگره حاضر بشه؟
‫- بله

00:27:34.894 --> 00:27:38.212
‫چون اون درمان فلج اطفال رو کشف کرد!

00:27:38.237 --> 00:27:39.404
‫بله، همین‌طوره دورا

00:27:39.429 --> 00:27:41.514
‫جوناسِ من درمان فلج اطفال رو کشف کرد

00:27:41.539 --> 00:27:43.520
‫- آره، همین، کشف کرد
‫- اون خیلی نابغه‌ست

00:27:43.545 --> 00:27:44.821
‫- خیلی باهوشه
‫- جوناس...

00:27:45.166 --> 00:27:47.780
‫جوناس، بیا پایین و به اِولین بگو

00:27:47.805 --> 00:27:49.681
‫چطوری درمان ‫فلج اطفال رو کشف کردی

00:27:49.706 --> 00:27:51.058
‫الان وقت ندارم مامان

00:27:51.083 --> 00:27:52.134
‫حسابی سرم شلوغه

00:27:52.159 --> 00:27:53.596
‫- کلی کار دارم که باید انجام بدم
‫- البته

00:27:53.621 --> 00:27:55.288
‫اوکی، ولی سلام اِولین. حالت چطوره؟

00:27:55.313 --> 00:27:57.003
‫جوناس، ‫از دیدنت واقعاً خوشحال شدم

00:27:57.028 --> 00:27:58.570
‫منم همین‌طور، خوشحال شدم، خوشگل شدی

00:27:58.595 --> 00:27:59.800
‫اوه، ممنون جوناس

00:27:59.825 --> 00:28:01.228
‫اوکی، فقط کلی کار روی سرم ریخته،

00:28:01.253 --> 00:28:02.503
‫- پس منو ببخشید، باشه؟
‫- درک می‌کنم

00:28:02.528 --> 00:28:03.570
‫- ممنون
‫- خیلی‌خب

00:28:03.595 --> 00:28:05.868
‫- به کار خوبت ادامه بده
‫- جوناس، روی سرطان کار کن

00:28:06.189 --> 00:28:09.024
‫داره آدم‌ها رو می‌کشه
اون انجامش میده، اون می‌تونه

00:28:09.049 --> 00:28:10.883
‫- درمان سرطان رو پیدا می‌کنه
‫- شاید

00:28:10.908 --> 00:28:12.242
‫- شاید سرطان
‫- شاید

00:28:12.267 --> 00:28:13.392
‫- می‌دونی چیه؟
‫- آره؟

00:28:13.417 --> 00:28:14.467
‫ از همون موقعی که

00:28:14.492 --> 00:28:16.068
‫- یه پسربچه کوچک بود می‌دونستم...
‫- واقعاً؟

00:28:16.093 --> 00:28:17.552
‫که سرنوشتش با بزرگی و افتخار گره خورده

00:28:17.577 --> 00:28:19.536
‫- براش یه کیت آزمایش شیمی خریدیم،
‫- اهوم

00:28:19.561 --> 00:28:22.186
‫و اونم طبق معمول، ‫یه آتیش‌سوزی راه انداخت

00:28:22.211 --> 00:28:24.765
‫- اوه!
‫- دانیال ول‌کنِ معامله نبود و مدام غر می‌زد

00:28:24.790 --> 00:28:26.718
‫- شاکی بود، حسابی شاکی بود
‫- اوه، چقدر جالب

00:28:26.743 --> 00:28:28.519
‫می‌گفت: "نمی‌دونم با این بچه باید چکار کنم"

00:28:28.544 --> 00:28:29.357
‫خب، آره

00:28:29.382 --> 00:28:31.967
...‫و منم گفتم: "دانیال، صبرکن چون یه روزی

00:28:32.374 --> 00:28:34.458
‫این پسر کاری می‌کنه که بهش افتخار کنی"

00:28:34.483 --> 00:28:36.401
‫مادر خودش این چیزها رو می‌فهمه

00:28:36.426 --> 00:28:39.094
‫- و اگه امسال جایزه نوبل رو بهش ندن...
‫- اهوم

00:28:39.119 --> 00:28:40.387
‫خودم می‌رم سوئد و

00:28:40.412 --> 00:28:42.731
‫- خفه‌شون می‌کنم
‫- واقعاً این کارو می‌کنی؟

00:28:42.756 --> 00:28:45.684
‫اون‌قدر گلوشون رو فشار می‌دم
تا ریق رحمت رو سر بکشن

00:28:45.709 --> 00:28:46.917
‫تک‌تک‌شون رو خفه می‌کنم

00:28:46.942 --> 00:28:49.959
‫خیلی‌خب دورا، بی‌خیال، جدی می‌گم بس کن

00:28:49.984 --> 00:28:53.654
‫اصلاً می‌دونی جوناس
حتی یه سنت هم از این واکسن در نیاورده؟

00:28:53.679 --> 00:28:55.221
‫حتی ثبت اختراعش هم نکرد

00:28:55.246 --> 00:28:58.189
‫- اون فقط می‌خواد به بشریت خدمت کنه
‫- پسر خیلی خوبیه

00:28:58.214 --> 00:29:00.266
‫برام سوال بود که چرا
هنوز داره اینجا زندگی می‌کنه

00:29:00.291 --> 00:29:01.805
‫اما الان دیگه فهمیدم

00:29:01.830 --> 00:29:03.831
‫ما بچه‌های دوست‌داشتنی‌ای داریم
این یه نعمته

00:29:03.856 --> 00:29:06.552
‫- یه نعمته. آره، می‌دونم، می‌دونم
‫- هست! واقعاً یه نعمته

00:29:06.577 --> 00:29:07.985
‫احوال تیموتی چطوره؟

00:29:08.010 --> 00:29:10.136
‫خب، ممنون که پرسیدی دورا

00:29:10.161 --> 00:29:12.246
‫- خواهش می‌کنم
‫- می‌دونم اصلاً راحت نبوده. آم...

00:29:12.271 --> 00:29:14.147
‫خیلی هم عالی. اون...

00:29:14.172 --> 00:29:15.839
‫اون اِندِ کت‌وشلواری‌ها ‫و کراواتی‌هاست؟

00:29:15.864 --> 00:29:17.114
‫توی "رابرت هال" کار می‌کنه

00:29:17.139 --> 00:29:18.464
‫به‌تازگی ترفیع گرفته،

00:29:18.762 --> 00:29:20.633
‫و در حال حاضر جوون‌ترین

00:29:20.658 --> 00:29:23.581
مدیر ‫در کلِ تاریخ اون شرکتـه

00:29:23.869 --> 00:29:24.906
‫چی شده؟

00:29:24.931 --> 00:29:29.686
‫جوون‌ترین مدیر ‫در کلِ تاریخ اون شرکتـه

00:29:29.711 --> 00:29:31.630
‫- بله
‫- اوه! هی جوناس

00:29:32.950 --> 00:29:34.755
‫- جوناس! تیموتی...
‫- بله مامان؟ بله

00:29:34.780 --> 00:29:36.686
‫اون مدیرِ شرکت رابرت هال شده

00:29:36.711 --> 00:29:39.235
‫می‌تونه برات یه کت‌وشلوار جدید
واسه رفتن به کنگره جور کنه

00:29:39.260 --> 00:29:40.584
‫- اوه، ایده فوق‌العاده‌ایه
‫- نه؟

00:29:40.609 --> 00:29:42.355
‫و جوناس، ‫اون جوون‌ترین مدیرِ

00:29:42.380 --> 00:29:45.072
‫- تاریخِ اون شرکتـه
‫- چیِ تاریخ؟

00:29:45.444 --> 00:29:49.649
‫جوون‌ترین مدیر ‫در کل تاریخ اون شرکتـه

00:29:49.674 --> 00:29:51.007
‫چه عالی! خیلی هم خوبه

00:29:51.032 --> 00:29:53.883
‫بذار برات یه کت‌وشلوار جدید
‫واسه کنگره جور کنه، جوناس

00:29:53.908 --> 00:29:55.321
‫تا دلت بخواد کت‌وشلوار دارم مامان

00:29:55.346 --> 00:29:57.889
‫جوناس، مگه آدم
چند بار توی زندگیش میره کنگره؟

00:29:57.914 --> 00:29:59.884
‫نیازی به کت‌وشلوار ندارم
ولی با این حال خیلی لطف دارن

00:29:59.909 --> 00:30:01.643
‫- ممنون مامان
‫- از برند رابرت هال‌ـه‌ها!

00:30:01.668 --> 00:30:03.711
‫- خیاط اختصاصی توی شرکت دارن!
‫- اوه!

00:30:03.736 --> 00:30:05.402
‫درباره‌ش فکر می‌کنم
می‌تونم درباره‌ش فکر کنم؟

00:30:05.427 --> 00:30:06.777
‫- اوه! پس درباره‌ش فکر می‌کنی
‫- اوکی

00:30:06.802 --> 00:30:08.222
‫عمراً اگه درباره‌ش فکر کنی

00:30:08.247 --> 00:30:10.206
‫مامان می‌گم درباره‌ش فکر می‌کنم
کلی کت‌وشلوار دارم

00:30:10.231 --> 00:30:11.697
‫نه، فکر نمی‌کنی. من تو رو می‌شناسم

00:30:11.722 --> 00:30:12.896
‫- یا خدا
‫- تو فکر نمی‌کنی...

00:30:12.921 --> 00:30:13.866
‫سرش شلوغه

00:30:13.891 --> 00:30:15.469
‫بچه‌ها هیچ‌وقت دلشون نمی‌خواد
به حرف مادرشون گوش بدن

00:30:15.494 --> 00:30:17.286
‫اون اصلاً به لباس اهمیت نمیده

00:30:17.311 --> 00:30:19.200
‫تنها چیزی که براش مهمه بشریته

00:30:19.225 --> 00:30:21.697
‫- درسته
‫- اون داره دنیا رو شفا میده، پسرِ من

00:30:22.028 --> 00:30:24.113
‫جوناسِ من. جوناس!

00:30:24.984 --> 00:30:27.961
‫- بله مامان؟
‫- تو داری دنیا رو شفا میدی!

00:30:27.986 --> 00:30:29.421
‫دارم تمام تلاشمو می‌کنم، مامان

00:30:29.446 --> 00:30:31.823
‫تو از همین‌جا اومدی، از وجودِ من!

00:30:31.848 --> 00:30:33.348
‫- کارِ خودم بود!
‫- اوکی

00:30:33.373 --> 00:30:35.296
‫کارت واقعاً عالیه، ‫حرف نداره

00:30:36.736 --> 00:30:39.802
‫پسر خیلی خیلی دوست‌داشتنی‌ایه، دورا

00:30:39.827 --> 00:30:41.161
‫تیموتیِ تو هم همین‌طوره

00:30:41.186 --> 00:30:43.500
‫برام سواله که چرا هیچ‌وقت با هم دوست نشدن

00:30:43.525 --> 00:30:46.318
‫- خب، تیموتی اهل ورزش و اینا بود
‫- ورزشکار بود؟

00:30:46.343 --> 00:30:49.133
‫قرار بود
پرتاب‌کننده توپ واسه تیم "یانکیز" بشه

00:30:49.158 --> 00:30:51.993
‫اما خودش تصمیم گرفت
‫که یه زندگی ساده داشته باشه

00:30:52.018 --> 00:30:53.937
‫دلش می‌خواسته توی رابرت هال باشه

00:30:54.501 --> 00:30:55.523
‫بله

00:30:55.548 --> 00:30:56.558
‫هنوزم با اون...

00:30:56.583 --> 00:30:58.941
با اون دختر درشت‌هیکل ‫قراره می‌ذاره؟

00:30:58.966 --> 00:31:00.803
‫خودت که می‌دونی
همون دخترِ زشت که چند هفته پیش

00:31:00.828 --> 00:31:02.412
‫جلوی خونه دیدمش

00:31:02.437 --> 00:31:04.688
‫- اون دختر خیلی دوست‌داشتنی‌ایه‌، دورا
‫- ها؟

00:31:04.713 --> 00:31:06.483
‫- دخترِ خیلی دوست‌داشتنی‌ایه
‫- هوم. چه خوب

00:31:06.508 --> 00:31:08.723
‫راستی، همین تازگی خوندم که آلبرت سابین

00:31:08.748 --> 00:31:12.258
داره ‫یه واکسن خوراکیِ فلج اطفال میده بیرون

00:31:13.298 --> 00:31:15.156
‫من تف می‌کنم تو صورتِ سابین

00:31:15.181 --> 00:31:17.294
‫دیگه هیچ‌وقت اسمش رو جلوی من نیار

00:31:17.319 --> 00:31:18.778
‫واکسن خوراکی؟

00:31:18.803 --> 00:31:20.387
‫اون پسری که اون بالا بالاهاست،

00:31:20.412 --> 00:31:23.706
‫هر روز تا ساعت دو نصف‌شب
تو آزمایشگاه جون می‌کَنه

00:31:23.731 --> 00:31:25.007
‫اونم هفت روز هفته!

00:31:25.032 --> 00:31:26.574
‫اون سابین یه شیاده

00:31:26.599 --> 00:31:28.057
‫- یه کلاه‌برداره
‫- اوکی

00:31:28.082 --> 00:31:29.583
‫یه بار دیگه اسمش رو جلوی من بیاری،

00:31:29.608 --> 00:31:31.359
‫- غزل خداحافظی رو باید بخونی، اِولین
‫- آره

00:31:31.384 --> 00:31:32.509
‫فاتحه‌ت خونده‌ست، اِولین!

00:31:32.534 --> 00:31:34.798
‫آخه می‌تونه بیشتر از
!یه واکسن هم وجود داشته باشه

00:31:34.823 --> 00:31:37.642
‫نه، فقط یکی وجود داره. اونم پسر منه

00:31:37.667 --> 00:31:39.186
‫اصلِ کاری خودشه!

00:31:39.211 --> 00:31:41.503
‫اوه، اون واکسن قراره آدم‌ها رو به کشتن بده

00:31:41.528 --> 00:31:43.581
‫قراره به همه‌شون سکته قلبی بده

00:31:43.606 --> 00:31:46.675
‫اوه، بنال بینیم بابی، الهی مثل سگ بمیری!

00:31:46.700 --> 00:31:49.159
‫من شنیدم اون واکسن
!جوجه‌هات رو خشک و چروکیده می‌کنه

00:31:49.184 --> 00:31:51.126
‫اوه، لطفاً بی‌خیال شو، بی‌خیال، اوکی؟

00:31:51.151 --> 00:31:53.224
‫تو اصلاً هیچ توانی از علم و دانش نداری

00:31:53.249 --> 00:31:54.916
‫- من بیشتر از تو حالیمه
‫- تو که دکتر نیستی

00:31:54.941 --> 00:31:56.859
‫اگه من همه‌کاره بودم، مطمئن می‌شدم

00:31:56.884 --> 00:31:58.822
‫که هیچ بچه‌ای اون واکسن رو نزنه

00:31:58.847 --> 00:32:02.420
‫- این قضیه شامل سرخک هم میشه
‫- اوه، اگه تو همه‌کاره بودی

00:32:02.445 --> 00:32:04.279
‫- دقیقاً
‫- اوه، خدا همه‌مون رو نجات بده

00:32:04.304 --> 00:32:07.441
‫اگه یه احمق
یه عقب‌مونده تو رو همه‌کاره می‌کرد

00:32:07.466 --> 00:32:09.550
‫اون روز، روزِ سیاه و شومی واسه بشریت می‌شد،

00:32:09.575 --> 00:32:11.075
‫- اینو مطمئن باش
‫- آه!

00:32:11.100 --> 00:32:13.705
‫مامان! مامان. مامان
آروم باش، نیازی نیست با این حرف بزنی

00:32:13.730 --> 00:32:16.398
‫اون اصلاً نمی‌فهمه داره چی...
تو اصلاً نمی‌دونی درباره چی حرف می‌زنی بابی

00:32:16.423 --> 00:32:18.824
‫نمی‌دونم دارم چی می‌گم؟ شماها
اون‌ور با این واکسن‌هاتون رد دادین

00:32:18.849 --> 00:32:21.350
‫- آره راست می‌گی، ما دیوونه‌ایم بابی
‫- آره، همین‌طوره

00:32:21.375 --> 00:32:23.209
‫- ما کاملاً مغزمون رو از دست دادیم
‫- آره، ما دیوونه‌ایم

00:32:23.234 --> 00:32:25.554
‫به لطفِ شما، همه مجبورن واکسن بزنن

00:32:25.579 --> 00:32:28.003
‫اینجا شده مثل آلمان نازی، آدولف!

00:32:28.028 --> 00:32:30.154
‫- آدولف؟ چطور جرئت می‌کنی
!به پسرِ من بگی آدولف

00:32:30.179 --> 00:32:32.252
‫- اون آدولفه!
‫- کجامون شبیه آلمان نازیه؟

00:32:32.277 --> 00:32:34.695
‫چطور جرئت می‌کنی پسر منو
با اون هیولا مقایسه کنی؟

00:32:34.720 --> 00:32:36.613
‫- جوناس داره جون آدما رو نجات میده، بابی!
‫- سلام

00:32:36.638 --> 00:32:38.526
‫- مشکلی نیست
‫- به جای اینکه وقتت رو سرِ واکسن تلف کنی...

00:32:38.551 --> 00:32:39.493
‫ببخشید؟

00:32:39.518 --> 00:32:41.436
‫- اینجا پلاک 437 بی، خیابان شصت‌ونهمه؟
‫- اون مواد شیمیایی رو از تو آب بکش بیرون!

00:32:41.461 --> 00:32:44.462
‫- اینجا 439ـه، فکر کنم دنبال خونه بغلی می‌گردین
‫- اوه، در ضمن اینم بگم،

00:32:44.487 --> 00:32:47.999
‫فلوئورید باعث اختلال هویت جنسی میشه!

00:32:48.024 --> 00:32:49.792
‫- من اون‌قدر عاقلم که هر روز...
‫- آره، جونِ عمت

00:32:49.817 --> 00:32:51.568
‫شیر پاستوریزه‌نشده بخورم

00:32:51.593 --> 00:32:53.278
‫شیر رو باید مستقیم از خودِ گاو خورد،

00:32:53.303 --> 00:32:55.214
‫باید مستقیم از مِـمـه‌ش دوشید
همه اینو می‌دونن

00:32:55.239 --> 00:32:57.365
‫- همه اینو می‌دونن، باب؟
‫- همه می‌دونن

00:32:57.390 --> 00:32:59.229
‫اوه، راستی اینم بگم، آنفولانزای اسپانیایی

00:32:59.254 --> 00:33:01.604
‫یه سلاح بیولوژیکیه
با این تفاوت که طوری طراحی شده

00:33:01.629 --> 00:33:04.805
‫که به یهودی‌های
اشکنازی و چینی‌ها آسیبی نزنه

00:33:04.830 --> 00:33:07.427
‫و دولت هم دلش نمی‌خواد
شما از این قضیه بویی ببرین

00:33:07.452 --> 00:33:10.897
‫- آره، خودِ ناکس‌شه
‫- بله، من سرِ یه نهنگ رو با اره‌برقی بریدم،

00:33:10.922 --> 00:33:14.642
‫اما سرش رو زدم به دیوارِ اتاقم
پس یه استفاده‌ای ازش کردم

00:33:14.667 --> 00:33:15.962
‫هی، دارین چکار می‌کنین؟

00:33:15.987 --> 00:33:17.893
‫- من دیوونه نیستم
‫- بازداشتش کنین

00:33:17.918 --> 00:33:19.878
‫توی مغز این کرم افتاده!

00:33:19.903 --> 00:33:22.544
‫یه خرس مرده هم
!توی صندوق‌عقبِ ماشینش داره

00:33:22.569 --> 00:33:25.738
‫- من قراره اون خرس رو بخورم!
‫- این یارو روانیه!

00:33:25.763 --> 00:33:27.852
‫- من می‌خوام اون خرس رو بخورم
‫- اوکی، بریم یه قدمی بزنیم

00:33:27.877 --> 00:33:30.497
‫شاید وقتی کارتون با این تموم شد
بتونین برگردین سراغِ اون یکی

00:33:31.747 --> 00:33:33.637
‫این جوناس! چقدر بامزه‌ست این پسر

00:33:33.662 --> 00:33:35.788
‫از تمام اون کمدین‌ها هم خنده‌دارتره

00:33:35.813 --> 00:33:38.090
‫- چی؟
‫- از هنی یانگمن و میلتون برل هم بهتره

00:33:38.115 --> 00:33:41.117
‫می‌تونست یه کمدین بشه
اما علم رو انتخاب کرد

00:33:41.142 --> 00:33:43.696
‫اون علم رو انتخاب کرد چون یه جوناسـه!

00:33:43.721 --> 00:33:46.097
‫اون یه جوناسِ واقعیـه‌!

00:33:46.122 --> 00:33:47.997
‫اون جوناس خودمه!

00:33:50.823 --> 00:33:54.483
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس

00:33:54.513 --> 00:33:59.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:33:59.513 --> 00:34:09.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]