﻿WEBVTT

STYLE
::cue { direction: rtl; unicode-bidi: plaintext; }

00:00:07.713 --> 00:00:17.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:00:20.473 --> 00:00:22.683
"تیم براوو، آتیش"

00:00:20.473 --> 00:00:22.683
‫ما اصلاً دنبال ‫خصومت و دشمنی نیستیم

00:00:24.123 --> 00:00:26.753
‫ولی داری عمداً
یه منبع رو ‫از ما دریغ می‌کنی

00:00:26.783 --> 00:00:29.743
‫انگار می‌خوای
بقیه تیم‌ها رو ‫تو وضعیت ضعف نگه داری،

00:00:29.773 --> 00:00:31.233
که خب
‫درک می‌کنم، واسه‌تون یه امتیازه

00:00:31.253 --> 00:00:33.273
‫آره، 100 درصد. اومدیم اینجا بازی کنیم

00:00:35.073 --> 00:00:38.763
‫این دختره،
‫فکر کنم اسمش مندی بود…

00:00:38.793 --> 00:00:43.713
‫داره با ما حرف می‌زنه و می‌دونی،
‫داره همون رفتار افاده‌ای و رو مخی رو درمیاره

00:00:43.733 --> 00:00:46.773
‫که این‌جور زن‌های خودشیفته انجام می‌دن

00:00:46.803 --> 00:00:50.043
‫مثلاً می‌گه:
آره، هه‌هه. شما می‌تونین کمون ما رو بگیرین"

00:00:50.073 --> 00:00:52.343
‫ما هم سنگ چخماق شما رو می‌گیریم"

00:00:52.733 --> 00:00:56.113
‫می‌دونستم از اون آدم‌هاییه
‫که همیشه حرف، حرفِ خودشه

00:00:56.143 --> 00:00:58.643
‫و هیچ‌وقت کلمه"نه" رو نشنیده،
‫چون قیافه‌ش جوری بود که انگار

00:00:58.663 --> 00:01:02.713
‫یه چیزی جلوش ریده شده که
‫اصلاً دلش نمی‌خواست ببینه

00:01:04.163 --> 00:01:07.713
‫نمی‌گیم برای همیشه نه، نمی‌گیم
‫نمی‌خوایم یه بازی عادلانه بکنیم

00:01:07.733 --> 00:01:10.133
‫فقط می‌خوایم
یه مقدار بیشتر ‫درباره‌ش گپ بزنیم

00:01:11.753 --> 00:01:14.173
‫ولی از اون طرفم، واسه ما
خیلی سخته ‫که از شکارمون بگذریم

00:01:14.203 --> 00:01:15.823
‫و فقط بگیم:"حالا بهش فکر می‌کنیم"

00:01:15.853 --> 00:01:18.903
‫اما به نظرم واسه ما،
‫تو این موقعیت، همین الان،

00:01:19.183 --> 00:01:20.473
‫نیازی به اون کمون نداریم

00:01:20.493 --> 00:01:21.583
‫آره

00:01:22.303 --> 00:01:25.873
‫کاملاً درکت می‌کنم. داشتن آتیش الان باید
‫خیلی فاز بده، مخصوصاً با اون همه حشره

00:01:26.273 --> 00:01:27.943
‫به نظرم قضیه اینه که،

00:01:28.353 --> 00:01:32.543
‫اگه برگردم و بگم:"ببین، معامله بی‌معامله"
‫ما تلاش‌مون رو دوبرابر می‌کنیم

00:01:34.833 --> 00:01:37.573
‫پس اگه شماها اینو لفتش بدین،
‫بدونین که این معامله، شاید همین فردا،

00:01:38.243 --> 00:01:40.573
دیگه اعتبار نداشته باشه -
‫- درسته

00:01:41.253 --> 00:01:43.083
‫ ما کل شب رو تلاش می‌کنیم

00:01:44.743 --> 00:01:46.503
خیلی ‫خیلی نزدیکیم

00:01:50.673 --> 00:01:52.383
‫از این جوابش خوشم نیومد

00:01:52.403 --> 00:01:54.423
‫واقعاً رو مخ و زننده بود،

00:01:54.453 --> 00:01:57.623
‫چون قصد ما
این بود که ‫شرایط بازی رو برابر کنیم

00:01:57.883 --> 00:02:00.683
‫و اگه اونا نمی‌خوان
عادلانه ‫و جوانمردانه بازی کنن،

00:02:00.703 --> 00:02:03.043
‫پس منم همون‌جوری باهاشون تا می‌کنم

00:02:04.043 --> 00:02:05.213
‫ما دیگه رفع زحمت می‌کنیم

00:02:05.693 --> 00:02:07.033
‫از دیدنتون خوشحال شدیم بچه‌ها

00:02:16.023 --> 00:02:18.953
‫فکر کنم خیلی به خودشون می‌بالن
‫که الان آتیش دارن

00:02:18.973 --> 00:02:19.983
‫اوهوم

00:02:20.533 --> 00:02:22.273
‫بازی قطعاً شروع شده

00:02:22.503 --> 00:02:25.433
‫تو این مرحله، ‫هرچند که این بازی طولانیه،

00:02:25.453 --> 00:02:27.513
‫ولی پشت‌مون پُرتر از اوناست،

00:02:27.543 --> 00:02:29.753
‫و اون با همون 5 تایی که
واسش مونده بود، ریخت وسط

00:02:30.633 --> 00:02:33.483
‫آب بارون دارن، ولی مجبور شدن
‫کنسروهای اضطراریشون رو باز کنن

00:02:33.503 --> 00:02:35.213
‫- آره، اوضاعشون اصلاً ردیف نیست
‫- نه اصلاً

00:02:35.753 --> 00:02:38.333
‫مجبور بودن همین الان معامله کنن
‫چون بدجوری تو کفِش بودن

00:02:38.363 --> 00:02:39.873
آره -
باید گوشت رو بپزن -

00:02:39.893 --> 00:02:43.443
‫و به نظر من، وقتی انقدر تو کفِشی،
‫یعنی لب مرزِ انصراف و شلیک منور قرار داری

00:02:43.463 --> 00:02:44.493
‫حتماً همین‌طوره

00:02:45.003 --> 00:02:46.553
‫پسر، من دیگه نیستم

00:02:46.573 --> 00:02:47.593
‫می‌دونم

00:02:48.933 --> 00:02:51.753
‫وقتی بهت نیاز دارم کمکم نمی‌کنی،
‫منم وقتی بهم نیاز داری کمکت نمی‌کنم

00:02:52.093 --> 00:02:53.853
کارما دیگه خیلی کونیه

00:02:55.963 --> 00:02:57.393
"‏15 بازیکن"

00:02:57.413 --> 00:02:59.343
"بِن، تیم آلفا"

00:02:59.713 --> 00:03:02.203
"دیـو، تیم آلفا"

00:03:02.433 --> 00:03:04.473
"هـال، تیم آلفا"

00:03:04.943 --> 00:03:06.693
"مدی، تیم آلفا"

00:03:07.373 --> 00:03:09.413
"نیکی، تیم آلفا"

00:03:09.903 --> 00:03:11.583
"وضع قوانین با خودشون "

00:03:11.793 --> 00:03:13.623
"اَبی، تیم براوو"

00:03:14.293 --> 00:03:15.983
"مارشال، تیم براوو"

00:03:16.863 --> 00:03:18.633
"مـاری، تیم براوو، خارج شد"

00:03:20.013 --> 00:03:21.293
"بازی نهایی بقا"

00:03:21.663 --> 00:03:23.463
"مورگن، تیم براوو"

00:03:24.083 --> 00:03:26.013
"فارو، تیم براوو"

00:03:26.633 --> 00:03:28.423
"شان، تیم براوو"

00:03:29.023 --> 00:03:30.913
"فقط یه تیم از عهده‌ش‌ برمیاد"

00:03:31.193 --> 00:03:32.793
"برکستون، تیم چارلی"

00:03:33.273 --> 00:03:35.233
"بِرت، تیم چارلی"

00:03:36.153 --> 00:03:38.093
"لِـیا، تیم چارلی"

00:03:38.483 --> 00:03:40.483
"سارا، تیم چارلی"

00:03:40.823 --> 00:03:42.783
"وس، تیم چارلی"

00:03:46.893 --> 00:03:49.123
«زنده ماندن: جنگل»

00:03:51.043 --> 00:03:56.543
... :: تـرجمه از سعیـد پردیـس :: ...

00:04:07.203 --> 00:04:09.463
"روز پنـجم"

00:04:11.183 --> 00:04:12.973
‫- یه هلیکوپتر اونجاست
‫- پسر، هلیکوپتر!

00:04:12.993 --> 00:04:15.123
‫- بچه‌ها، شمام اون صدا رو می‌شنوین؟
‫- چی؟

00:04:15.153 --> 00:04:17.443
‫- فکر کنم هلیکوپتره، بچه‌ها
‫- داری چاخان می‌گی

00:04:18.003 --> 00:04:19.673
‫داره از اون طرف میاد

00:04:19.693 --> 00:04:20.823
‫یه خبرایی هست

00:04:21.043 --> 00:04:22.273
‫یه خبرایی شده

00:04:24.273 --> 00:04:26.103
‫- هلیکوپتر!
‫- بچه‌ها!

00:04:27.623 --> 00:04:29.033
‫- خودشه!
‫- آره

00:04:29.553 --> 00:04:31.053
‫- درست بالای سرمونه
‫- خودشه

00:04:31.353 --> 00:04:33.313
‫- شبیه یه کیسه‌ست
‫- یکی دیگه هم انداختن

00:04:33.333 --> 00:04:34.293
‫انداختنش

00:04:34.713 --> 00:04:38.383
‫محموله‌های هوایی بازی متفاوتن،
‫یه بار تجهیزاتـه، یه بار دستورالعمل،

00:04:38.403 --> 00:04:41.653
‫یا فرصت‌هایی رو میارن
‫که می‌تونه روند بازی رو شدیداً تغییر بده

00:04:41.683 --> 00:04:43.123
رو زمین فرود اومد. بزن بریم

00:04:43.153 --> 00:04:45.073
‫اصلاً نمی‌دونیم چیه،

00:04:45.093 --> 00:04:47.733
‫ولی اینو می‌دونیم که این بازی
‫پر از پیچ و خم‌های عجیب غریبه

00:04:48.313 --> 00:04:50.453
‫هیجان دارم‫، وس، ببین چی برامون فرستادن

00:04:50.473 --> 00:04:54.253
‫اصلاً نمی‌دونیم
تهِ این قضیه ‫قراره به کجا ختم بشه

00:04:56.593 --> 00:04:57.853
‫یه کم سنگینه

00:04:57.873 --> 00:04:59.753
‫کاش وسایل ماهیگیری بود

00:04:59.983 --> 00:05:01.903
‫- امیدوارم چیز بدی نباشه
‫- خب چی داریم؟

00:05:02.283 --> 00:05:03.643
‫- بفرما
‫- اون تو چیه؟

00:05:05.113 --> 00:05:06.903
‫- یه نامه!
‫- اوه، نامه‌ست!

00:05:07.123 --> 00:05:08.253
‫آره، یه نامه‌ست

00:05:09.033 --> 00:05:11.063
‫- توش چی نوشته؟
‫- الانه که بفهمیم

00:05:12.203 --> 00:05:14.003
"دو تا نماینده انتخاب کنید"

00:05:14.303 --> 00:05:16.433
"دو تا نماینده انتخاب کنید"

00:05:16.453 --> 00:05:19.233
اونا باید به محض دیدنِ سیگنالِ دود"
‫ردش رو دنبال کنن"

00:05:19.263 --> 00:05:20.623
"با دقت انتخاب کنید"

00:05:21.913 --> 00:05:23.293
"با دقت انتخاب کنید"

00:05:23.823 --> 00:05:25.083
‫اوه، خدای من

00:05:25.353 --> 00:05:26.853
‫- اوووه
‫- همینه

00:05:30.073 --> 00:05:31.083
‫چی؟

00:05:31.973 --> 00:05:33.223
"دو تا نماینده انتخاب کنید"

00:05:33.253 --> 00:05:36.593
‫حتماً اونجایی که دوده
یه چیزی هست، ‫محموله هوایی چیزی

00:05:36.623 --> 00:05:37.823
‫به نظرتون کی باید بره؟

00:05:37.863 --> 00:05:38.793
...من... من

00:05:38.813 --> 00:05:40.933
‫راستش، بعد از اون گشت‌وگذارِ دیروز،

00:05:40.963 --> 00:05:43.043
‫یه جورایی دستم اومد که نقشه بازی چطوریه

00:05:43.073 --> 00:05:44.693
‫واسه همین فکر کنم اگه دود رو ببینم،

00:05:44.723 --> 00:05:46.893
‫تا حدودی می‌دونم چطوری خودمو برسونم اونجا

00:05:46.913 --> 00:05:48.373
‫برکستون، تو که ردیفی. اوکی

00:05:48.703 --> 00:05:51.623
‫فکر کنم خوب از پسش بربیام
‫من یه جورایی مودی و بیابان‌گردم

00:05:51.643 --> 00:05:54.143
‫هر جا دلم بخواد می‌رم، هر وقت بخوام،

00:05:54.173 --> 00:05:56.213
‫حالا چه پولش رو داشته باشم چه نداشته باشم

00:05:56.233 --> 00:05:59.643
‫قبلاً پشت‌میزنشینی رو امتحان کردم
یه سال انجامش دادم

00:05:59.673 --> 00:06:01.313
‫اصلاً و ابداً کار من نیست

00:06:01.343 --> 00:06:04.273
‫واسه همین یهو ول کردم
‫و ماجراجویی‌های سفرم رو شروع کردم

00:06:04.303 --> 00:06:07.173
‫من قطعاً خودمو تو کلی
موقعیت سخت و طاقت‌فرسا گذاشتم

00:06:07.203 --> 00:06:09.223
‫و می‌دونم که می‌تونم تا تهش دووم بیارم

00:06:09.843 --> 00:06:10.893
‫نفر بعدی کیه؟

00:06:10.913 --> 00:06:14.333
‫من راهِ جنگل رو خیلی خوب بلدم
تو دلِ بوته‌زار بزرگ شدم

00:06:14.363 --> 00:06:16.773
‫اگه مسیر از تو یه مشت خاربازارِ لجن باشه،

00:06:16.793 --> 00:06:18.163
‫سریع‌تر از بقیه تیم‌ها رد می‌شم

00:06:19.233 --> 00:06:21.853
‫من از وقتی که یه الف بچه بودم،

00:06:21.883 --> 00:06:24.023
‫کارم خوردن حشره و
پا برهنه دویدن تو خار و خاشاک بوده

00:06:24.413 --> 00:06:27.733
‫- بهشون اعتماد دارم. بهتون اعتماد دارم بچه‌ها
‫- آره منم همین‌طور. بهتون اعتماد دارم

00:06:27.993 --> 00:06:29.543
‫من دارم واسه تیمم بازی می‌کنم،

00:06:29.563 --> 00:06:33.393
‫ولی از هر فرصتی که گیرم بیاد
نهایت استفاده رو می‌برم

00:06:33.773 --> 00:06:35.653
‫- یک، دو، سه. چارلی!
‫- چارلی!

00:06:36.043 --> 00:06:38.713
‫ما داریم سر یه مسابقه‌ی
یه میلیون دلاری رقابت می‌کنیم

00:06:38.733 --> 00:06:42.323
‫شاید آدم عوضی و لجبازی باشم،
‫ولی یه عوضیِ مایه‌دار می‌شم

00:06:44.213 --> 00:06:47.563
‫- دو تا نماینده
‫- من قطعاً نظرم روی دِیوِ هستش

00:06:47.593 --> 00:06:50.723
‫تو خیلی دوست‌داشتنی هستی
پس اگه قضیه ربطی به بقیه تیم‌ها داشته باشه

00:06:50.743 --> 00:06:52.243
‫مثلاً بحث و مذاکره…
‫- اوهوم

00:06:52.273 --> 00:06:54.373
‫- به نظرم تو باید اونجا باشی
‫- اوکی

00:06:55.143 --> 00:06:58.733
‫این یه بازیه که آدم‌ها دارن واسه
‫یک میلیون دلار با هم می‌جنگن

00:06:58.753 --> 00:07:00.373
‫پس تنش و استرس بالاست

00:07:00.393 --> 00:07:01.853
‫ممکنه عقل از سرِ آدم بپره،

00:07:01.883 --> 00:07:05.233
‫ولی من جوری بار اومدم که با پرستیژ باشم
و به هم‌نوعم احترام بذارم

00:07:05.253 --> 00:07:08.573
‫تا وقتی که به حس ششم
و قطب‌نمای اخلاقیم ‫پایبند باشم،

00:07:08.593 --> 00:07:11.093
‫می‌دونم که همون منو به خط پایان می‌رسونه

00:07:11.823 --> 00:07:15.153
‫به نظرم بن هم باید بره، چون تو
‫همین الانشم با تیم براوو ارتباط گرفتی،

00:07:15.183 --> 00:07:18.023
‫فکر کنم جوش دادنِ
این رابطه از طرف تو قشنگ‌تر باشه

00:07:18.953 --> 00:07:23.303
‫می‌دونم بقیه تیم‌ها هم قراره
‫دو تا از غول‌ترین بازیکن‌هاشون رو بفرستن

00:07:23.833 --> 00:07:27.753
‫در ضمن، همه‌مون توافق کردیم اگه
چالش شنا یا هر کار بدنی دیگه‌ای باشه

00:07:27.783 --> 00:07:29.493
‫شماها بهترین مهره‌های ما واسه اون کارید

00:07:31.543 --> 00:07:32.603
‫خیلی‌خب

00:07:32.633 --> 00:07:35.963
‫زن‌های تیم
ما رو به چشم بازوهای قوی نگاه می‌کنن

00:07:36.273 --> 00:07:39.403
‫راستش… منم از این قضیه ازشون بدم نمیاد

00:07:39.893 --> 00:07:42.853
‫این یه استراتژیه، استراتژیِ بدی هم نیست

00:07:44.443 --> 00:07:45.943
‫صبرکن، ولی اگه چیز بدی باشه چی؟

00:07:47.363 --> 00:07:49.653
‫تو این بازی، هیچ‌وقت
نمی‌دونی قراره چه بلایی سرت بیاد

00:07:49.683 --> 00:07:52.433
‫من فقط دارم روی چیزهایی تمرکز می‌کنم
‫که تحت کنترل خودمه

00:07:55.413 --> 00:07:57.163
‫کسی هست که بخواد این کارو بکنه؟

00:07:57.663 --> 00:07:58.793
‫من دوست دارم برم،

00:07:58.813 --> 00:08:01.733
‫ولی می‌خوام کل تیم
‫پشت هر تصمیمی که گرفته می‌شه باشن

00:08:01.763 --> 00:08:02.813
‫درسته

00:08:02.913 --> 00:08:04.373
‫معلومه که می‌خوام این کارو بکنم

00:08:04.403 --> 00:08:07.643
‫به عنوان مؤسس یه سازمان خیریه
‫که تو شرق آفریقا کار می‌کنم،

00:08:07.673 --> 00:08:11.893
‫تو محیط‌های سختی بودم
و خودم رو به چالش کشیدم

00:08:11.913 --> 00:08:14.863
‫ولی اینم می‌دونم چیزی که تا الان
‫واسه تیم براوو جواب داده،

00:08:14.883 --> 00:08:17.643
‫این بوده که تو نقش‌هایی
که اون لحظه ‫نیازه جا گرفتیم

00:08:17.663 --> 00:08:20.643
‫می‌دونی، اینکه کی قراره بیاد جلو
‫چطوری می‌تونیم جاش رو پر کنیم؟

00:08:20.673 --> 00:08:23.843
‫بعدش وقتی اون آدم خسته شد،
‫ما میایم تو زمین و نقش‌ها رو عوض می‌کنیم

00:08:23.873 --> 00:08:26.413
‫به نظرم واقعاً همه‌چیز ممکنه

00:08:26.643 --> 00:08:28.623
‫احتمالاً باتری من از همه خالی‌تره

00:08:29.153 --> 00:08:30.153
‫منم همین‌طور

00:08:30.623 --> 00:08:31.633
‫آره

00:08:32.143 --> 00:08:33.933
‫- من پایه‌ام که برم
‫- آره

00:08:33.963 --> 00:08:36.133
‫بچه‌ها، من دیشب قشنگ خوابیدم و استراحت کردم

00:08:36.423 --> 00:08:37.773
‫اَبی و فارو؟

00:08:37.803 --> 00:08:38.823
‫اوکیه

00:08:38.843 --> 00:08:40.523
‫خیلی‌خب، پس تصمیم نهایی شد

00:08:40.973 --> 00:08:42.853
‫عالیه، دمتون گرم. بچه‌ها، بریم تو کارش

00:08:43.543 --> 00:08:44.903
‫صبرکن، اونجا دوده؟

00:08:45.183 --> 00:08:46.423
‫- خودشه، نه؟
‫- اون دوده؟

00:08:46.443 --> 00:08:47.863
‫- آره
‫- خودِ دوده

00:08:48.883 --> 00:08:50.253
‫بچه‌ها، دود بلند شد!

00:08:51.063 --> 00:08:52.173
‫پسر، نگاه کنین!

00:08:52.653 --> 00:08:55.653
‫- اوه، چقدر دودش زیاده
‫- این همون سیگنالـه

00:08:55.683 --> 00:08:57.543
‫- بریم. بریم
‫- آماده‌ای؟

00:08:57.563 --> 00:08:58.653
‫بچه‌ها، بریم

00:08:58.683 --> 00:09:03.473
‫فرصت بعدیِ بازی، تو فاصله 2.5 کیلومتریِ
‫شمال کمپ چارلی نمایان می‌شه

00:09:04.563 --> 00:09:05.593
‫اوف

00:09:05.613 --> 00:09:06.953
‫شماها از پسش برمیاین

00:09:08.273 --> 00:09:11.113
‫هر تیم دو تا نماینده‌ش رو می‌فرسته،

00:09:11.133 --> 00:09:13.433
‫بدون اینکه بدونن چه چیزی جلوشونه

00:09:14.443 --> 00:09:19.013
‫این می‌تونه یه چالش واسه
سنجش چابکی ‫یا توانایی ذهنی باشه

00:09:19.033 --> 00:09:22.263
‫- امیدوارم با خبرهای خوب برگردیم
‫- زود باشین بچه‌ها. دهنش رو سرویس کنین

00:09:24.323 --> 00:09:26.413
‫اصلاً رو هوا داریم می‌ریم
و نمی‌دونیم با چی طرفیم

00:09:26.433 --> 00:09:28.103
‫منظورم اینه که این بازی هیچ قانونی نداره

00:09:28.123 --> 00:09:30.673
‫قضیه هر چی که باشه
می‌تونه ‫یه فرصت واسه ما باشه

00:09:30.693 --> 00:09:33.553
‫تا تیم‌مون رو یه قدم دیگه
‫به اون یه میلیون دلار نزدیک‌تر کنیم

00:09:36.313 --> 00:09:37.463
‫چه خفنه

00:09:40.903 --> 00:09:41.933
‫اوه، چیه؟

00:09:41.953 --> 00:09:43.473
‫- بدو، بدو، بدو!
‫- وای خدای من

00:09:44.023 --> 00:09:46.293
‫همین‌طور که به سیگنال دود نزدیک می‌شیم،

00:09:46.313 --> 00:09:48.423
‫چیزی رو می‌بینیم که من…

00:09:48.853 --> 00:09:50.903
‫حتی تو خوابم هم ‫نمی‌تونستم حدس بزنم

00:09:50.923 --> 00:09:52.173
‫اوه، لعنتی!

00:09:52.193 --> 00:09:53.813
‫- اون؟
‫- وای خدای من

00:09:53.833 --> 00:09:54.893
‫اونجا رو نگاه کن!

00:09:54.923 --> 00:09:59.293
‫اون دوردورها یه کلبه ساحلیِ
‫فوق‌العاده خوش‌ساخت به چشم می‌خوره…

00:09:59.323 --> 00:10:02.483
‫- تو یه موقعیت بکر و دست‌نخورده
‫- طرز ساختش حرف نداره

00:10:02.513 --> 00:10:04.723
‫دو تا برزنت که با برگ‌های نخل پوشونده شده،

00:10:04.743 --> 00:10:07.343
‫با یه زاویه کاملاً دقیق
‫که داخلش زیاد دود نگیره

00:10:07.363 --> 00:10:09.543
‫این کلبه نقلی که دارن واقعاً ردیفه

00:10:09.563 --> 00:10:10.973
‫همون تخت پایه‌داریه که می‌خواستیم

00:10:10.993 --> 00:10:13.963
‫هر چیزی که فکرش رو بکنی
‫اونجا هست. سنگ چخماق

00:10:13.983 --> 00:10:17.213
‫دو تا کمون با پتو هست. قابلمه هست

00:10:17.243 --> 00:10:18.373
‫اونا تجهیزاته؟

00:10:18.393 --> 00:10:20.923
‫- نگاه کن، اونجا انگار یه حیوونه
‫- یه گراز کثافتـه

00:10:20.953 --> 00:10:23.203
‫- گوشت و همه‌چیز مهیاست
‫- بساط عیش و نوش به راهه؟

00:10:23.223 --> 00:10:26.913
‫در واقع، تک‌تک چیزهایی که
‫بقیه کمپ‌ها لنگِش بودن رو

00:10:26.933 --> 00:10:28.773
‫این کمپ تا خرخره داره

00:10:29.273 --> 00:10:30.963
‫آره! یه نامه‌ هم هست

00:10:30.983 --> 00:10:32.033
‫یه نامه

00:10:32.713 --> 00:10:35.003
"به کمپ جدید، یعنی دلتا خوش اومدید"

00:10:35.953 --> 00:10:38.873
دلتا تمام تجهیزات روی نقشه بازی"
‫و حتی بیشتر از اونو داره"

00:10:39.533 --> 00:10:43.333
برای تشکیل تیم دلتا "
حداقل به دو بازیکن نیازه‫ و حداکثر پنج نفر"

00:10:44.543 --> 00:10:46.413
اگه نتونین تیم دلتا رو تشکیل بدین"

00:10:46.433 --> 00:10:48.963
‫تجهیزاتِ کمپ دلتا قابل غارت نیست"

00:10:49.953 --> 00:10:54.333
اگه بمونین، باید 72 ساعت صبرکنین تا بتونین"
‫اعضای دیگه‌ای رو واسه پیوستن به خودتون جذب کنین"

00:10:55.253 --> 00:10:59.263
اگه برین، دیگه تا آخر بازی"
‫حق ندارین به تیم دلتا ملحق بشین"

00:11:03.843 --> 00:11:06.063
‫- یا ابوالفضل
‫- این یعنی یه تصمیم خیلی حیاتی

00:11:07.663 --> 00:11:09.613
‫خیلی‌خب، می‌خوای یه بار دیگه
‫متنش رو مرور کنیم؟

00:11:09.883 --> 00:11:12.843
‫- خیلی چیزا هست که باید بهشون فکر کنیم
‫- وای خدای من، چی؟

00:11:13.123 --> 00:11:16.793
‫هر کدوم از ما باید انتخاب می‌کردیم
یا پای تیمت بمونی

00:11:16.823 --> 00:11:19.903
‫یا تیمت رو ول کنی
و یه تیم جدید به اسم دلتا بسازی

00:11:19.933 --> 00:11:22.933
‫اونم با تک‌تک تجهیزاتی که
واسه بردنِ این بازی بهشون نیاز داری

00:11:23.773 --> 00:11:26.073
‫حاجی، چی؟
‫این دیگه واقعاً کلنجار ذهنیـه

00:11:26.093 --> 00:11:28.373
‫پنج روزه غذا نخوردیم، داریم از گشنگی می‌میریم

00:11:28.873 --> 00:11:33.423
‫دیدنِ اون خوک کثافت که داشت چربیش روی
...آتیش چکه می‌کرد، اون چربیِ طلایی‌رنگش

00:11:33.443 --> 00:11:37.033
‫جوری که به این لامصب نگاه می‌کردم
با اون حالت سکسی، داشتم شهوتی می‌شدم

00:11:37.793 --> 00:11:40.513
‫ولی حق نداشتیم بهش دست بزنیم
مگه اینکه بی‌خیالِ هم‌تیمی‌هامون می‌شدیم

00:11:40.533 --> 00:11:43.583
‫پس می‌دونیم که این یه پیشنهادِ تف‌سربالاست

00:11:43.603 --> 00:11:44.913
‫تو می‌خوای چی‌کار کنی؟

00:11:45.973 --> 00:11:48.813
‫هنوزم تیم خودمونو
خیلی دوست دارم، ولی اگه ما بریم

00:11:48.833 --> 00:11:52.243
‫و اونا انتخاب کنن که بمونن
آتیش گیرشون میاد، خوک گیرشون میاد

00:11:52.273 --> 00:11:54.993
‫هر چیزی که ممکنه
تو این کمپ بخوان رو به دست میارن

00:11:55.023 --> 00:11:57.303
‫و یه قدم از ما جلوتر میفتن

00:11:58.323 --> 00:12:00.463
‫ترجیح می‌دم یه تیم جدید راه نندازم،

00:12:00.693 --> 00:12:05.533
‫ولی... دلمم نمی‌خواد
بقیه آدم‌ها ‫تو همون موقعیت برترِ من باشن

00:12:06.373 --> 00:12:08.663
‫نمی‌خوام لاف بزنم
ما یه مقدار داریم به سختی می‌گذرونیم

00:12:08.683 --> 00:12:10.373
‫ما یه پناهگاه خوب داریم. مثلاً…

00:12:10.533 --> 00:12:12.343
‫ پناهگاه، کل چیزی که الان داریم همین

00:12:12.363 --> 00:12:13.663
‫آره، آتیش نداریم

00:12:13.683 --> 00:12:15.203
‫راهی هم واسه غذا پیدا کردن نداریم، واقعاً

00:12:15.223 --> 00:12:18.003
‫من شرف و این‌جور چیزا سرم می‌شه
ولی این همه تجهیزات رو نگاه کن

00:12:18.033 --> 00:12:19.813
‫این یه مسابقه تلویزیونی واسه یک میلیون دلاره

00:12:19.833 --> 00:12:22.053
‫حس بدی دارم اینو می‌گم
چون تیم خیلی جوری داریم

00:12:22.083 --> 00:12:24.873
‫ولی همش دارن زر زر می‌کنن و دعوا دارن
واسه همین اصلاً نمی‌دونم دارم چی می‌گم

00:12:24.903 --> 00:12:28.573
‫به عنوان یه تیم، این یه پایه عالی
واسه شروع یه بازیِ معرکه‌ست

00:12:28.593 --> 00:12:30.703
‫ولی استرس و تنش هم خیلی بالا بود

00:12:30.723 --> 00:12:34.353
تو همش از کار تیمی حرف می‌زنی-
خودتو خارج از تیم می‌بینی چون چاخان می‌گی-

00:12:34.383 --> 00:12:36.283
‫- جانم؟
‫- تویی که داری دو رویی می‌کنی

00:12:37.393 --> 00:12:41.103
‫تنهایی نمی‌شه این بازی رو برد
واسه بقا تو این خراب‌شده نیاز به کار تیمی‌ئه

00:12:41.123 --> 00:12:43.923
‫تنها قانون اینه که
واسه بردن باید عضو یه تیم باشی

00:12:43.953 --> 00:12:46.943
‫پس خیلی مهمه که
واقعاً بخوایم با همدیگه همکاری کنیم

00:12:47.743 --> 00:12:50.373
‫هر کس دیگه‌ای
تو تیم ما بوده نق زده. اینو فهمیدی؟

00:12:50.393 --> 00:12:52.153
‫تازه سارا هم که کلاً روانیه

00:12:52.173 --> 00:12:54.203
‫- من که اصلاً از سارا خوشم نمیاد
‫- دقیقاً

00:12:54.223 --> 00:12:55.923
‫من و تو باید یه اتحاد همیشگی و مشتی ببندیم

00:12:55.943 --> 00:12:57.173
‫یه اتحاد همیشگی

00:12:57.193 --> 00:13:00.233
‫همزمان، 100 درصد. اون موقع
نفری 500 هزار تا کاسب می‌شیم

00:13:00.713 --> 00:13:02.923
‫این خوکه بدجور چشمام رو گرفته
می‌تونم تا تهش وایسم

00:13:02.953 --> 00:13:04.213
‫آره دایی، این…

00:13:04.233 --> 00:13:06.193
نباید بذاریم کسی بهش دست‌درازی کنه

00:13:06.223 --> 00:13:09.073
‫ما می‌خوایم به زن‌های تیم آلفا وفادار بمونیم،

00:13:09.103 --> 00:13:10.853
‫ولی نیازه که یه برزنت بگیریم،

00:13:10.873 --> 00:13:13.303
‫و یه سنگ چخماق هم
می‌خوایم تا آتیش درست کنیم

00:13:13.643 --> 00:13:16.773
‫می‌خوایم بفهمیم
چطوری از این قضیه استفاده کنیم

00:13:16.803 --> 00:13:20.343
‫تا شرایط رو برابر کنیم و چیزی که این مدت
واسش سگ‌دو می‌زدیم رو به دست بیاریم

00:13:20.733 --> 00:13:24.533
‫فکر کنم همه کسایی که اینجان
پایه‌ان که یه بازیِ شریف و عادلانه بکنن

00:13:24.553 --> 00:13:27.123
‫- فقط باید واسه‌شون روشن کنیم چطوری
‫- آره

00:13:27.143 --> 00:13:28.653
‫چون قضیه یه کم پیچیده‌ست

00:13:28.673 --> 00:13:31.353
‫خیلی‌خب، می‌خواین
دور هم جمع بشیم و درباره‌ش حرف بزنیم؟

00:13:31.373 --> 00:13:32.403
‫- آره
‫- آره

00:13:32.673 --> 00:13:33.713
‫بزن بریم

00:13:34.803 --> 00:13:36.193
‫چه بوی محشری میاد

00:13:36.223 --> 00:13:37.843
‫آره واقعاً، دیوونه‌کننده‌ست

00:13:37.873 --> 00:13:39.783
‫- پشمام، این دیگه چه وضعیه
‫- وای خدای من

00:13:40.413 --> 00:13:41.533
‫نظرتون چیه؟

00:13:41.833 --> 00:13:45.153
‫به گمونم هر کی که اینجاست
یکی از غول‌ترین اعضای تیم خودشه

00:13:45.173 --> 00:13:46.323
‫واسه همینم الان اینجایین

00:13:46.343 --> 00:13:49.413
‫پس این می‌تونه یه تیم فوق‌العاده قوی باشه

00:13:49.953 --> 00:13:51.043
‫درسته

00:13:51.393 --> 00:13:54.263
‫چند نفرتون صددرصد می‌خواین اینجا بمونین؟

00:13:55.563 --> 00:13:56.873
‫من که تو فکرمه بمونم

00:13:57.743 --> 00:13:59.453
‫فکر کنم ما دو تا هم موندنی هستیم

00:13:59.483 --> 00:14:02.693
‫- خب تابلوعه که همه می‌خوان بمونن
‫- چون بالاخره یکی باید گورش رو گم کنه

00:14:03.393 --> 00:14:05.553
‫اگه فقط به پنج نفر اجازه داده بشه که بمونن،

00:14:05.573 --> 00:14:08.783
‫هیچ‌کس اون خری نیست که داوطلب بشه بره

00:14:10.073 --> 00:14:11.483
‫اصلاً نمی‌دونم باید چی‌کار کنم

00:14:11.503 --> 00:14:13.763
‫منم همین‌طور. بدجوری کلافه‌کننده‌ست

00:14:15.833 --> 00:14:18.133
‫یه جورایی خوردیم به بن‌بست

00:14:18.153 --> 00:14:21.603
‫هیچ‌کس حاضر نیست کوتاه بیاد و بره

00:14:21.633 --> 00:14:24.803
‫ببینید، من فقط دارم چیزی رو می‌گم
‫که همه‌مون داریم بهش فکر می‌کنیم. پس…

00:14:25.883 --> 00:14:28.723
‫می‌دونم همه می‌خوان تلاش کنن
‫تا این کمپ رو واسه خودشون بردارن،

00:14:28.743 --> 00:14:30.253
‫و بقیه رو دور بزنن و به چخ بدن،

00:14:30.483 --> 00:14:32.123
‫ولی این کار اصلاً منطقی نیست

00:14:32.153 --> 00:14:35.783
‫من فقط دارم فکر می‌کنم
که ما هر جور شده آتیش می‌خوایم

00:14:35.813 --> 00:14:37.273
‫و باید یه برزنت هم گیر بیاریم

00:14:37.293 --> 00:14:39.883
‫واسه همین
به ذهنم رسید اگه نتونم تو دلتا بمونم

00:14:40.633 --> 00:14:43.433
‫الان موقعیت خوبیه
‫که پیش‌قدم بشیم و یه معامله بکنیم

00:14:44.493 --> 00:14:46.863
‫به نظرم از این قضیه
به عنوان یه شتاب‌دهنده استفاده کنیم

00:14:46.883 --> 00:14:49.223
‫تا مطمئن بشیم شرایط واسه همه برابر می‌شه،

00:14:49.253 --> 00:14:52.143
‫و بگیم:
"ببینید، همه‌مون بی‌خیالِ کمپ دلتا می‌شیم"

00:14:54.453 --> 00:14:55.973
‫برمی‌گردیم پیشِ تیم‌های خودمون،

00:14:56.003 --> 00:15:00.223
‫و همین الان به هم قول شرف می‌دیم
که یه معامله عادلانه بکنیم

00:15:00.253 --> 00:15:03.273
‫ما به هر کدوم از شما
یه کمون و یه تیردان پر از تیر می‌دیم

00:15:03.303 --> 00:15:06.973
‫شما هم به ما برزنت و سنگ چخماق می‌دین
خلاصه هر چیزی که لنگِشید

00:15:07.003 --> 00:15:08.503
‫این‌جوری کارِ همه راه میفته

00:15:08.523 --> 00:15:10.343
‫هر کسی هم برمی‌گرده سر خونه زندگیش

00:15:10.373 --> 00:15:11.793
‫پایه‌این این کارو بکنیم؟

00:15:12.513 --> 00:15:14.263
‫من مأمور ویژه سابقم

00:15:14.293 --> 00:15:17.253
‫تو بحث بازجویی یه اصطلاحی هست

00:15:17.273 --> 00:15:19.163
‫بهش می‌گن"بار اضافی روی ذهن"

00:15:19.983 --> 00:15:23.943
‫فکر کنم بقیه نتونستن
تا تهِ قضیه رو ‫تجزیه و تحلیل کنن،

00:15:24.313 --> 00:15:28.653
‫شاید اصلاً نفهمیدن دارم چی‌کار می‌کنم
و منم خیلی شیک چپوندمش بهشون

00:15:28.683 --> 00:15:32.473
‫که واسه برابر شدنِ شرایط
همه‌مون باید این معامله رو بکنیم

00:15:33.323 --> 00:15:38.293
‫خوکه همین‌جا می‌مونه، توره می‌مونه
تخته می‌مونه، پتوها هم می‌مونن

00:15:38.313 --> 00:15:40.603
‫انگار اصلاً این تشکیلات وجود خارجی نداشته

00:15:41.893 --> 00:15:44.803
‫این‌جوری خوبه. عادلانه‌ترین حالتِ ممکنه

00:15:44.823 --> 00:15:47.203
‫این وضعیتیه که ممکنه
آخرش به خیر و خوشی تموم بشه

00:15:47.233 --> 00:15:49.623
‫- آره
‫- …و به نظرم باید همین کارو بکنیم

00:15:50.063 --> 00:15:52.483
‫تو این سناریو
هیچ‌کس امتیازی بالاتر از بقیه نداره

00:15:52.513 --> 00:15:54.193
‫و هیچ تیمی هم از هم نمی‌پاشه

00:15:54.223 --> 00:15:56.913
‫واسه من، این مهم‌ترین و حیاتی‌ترین چیزه

00:15:57.373 --> 00:16:00.683
‫فارو داره می‌گه این بهترین راهیه که
می‌تونیم شرف‌مون رو حفظ کنیم

00:16:00.713 --> 00:16:02.333
‫این‌طوری همه‌چیز تو نقشه عادلانه می‌شه

00:16:02.363 --> 00:16:05.833
‫منم با خودم می‌گم: "من اصلاً نمی‌خوام
"همه‌چیز عادلانه باشه. این یه بازیه

00:16:06.583 --> 00:16:09.633
‫من می‌تونستم
مزایای غنیمت‌های کمپ دلتا رو ببینم

00:16:09.653 --> 00:16:14.583
‫ولی ما مثل بقیه تیم‌ها که سگ‌دو می‌زنن
واسه آتیش، انقدر بدبخت و محتاجش نیستیم

00:16:15.243 --> 00:16:17.033
‫تو این خراب‌شده آتیش یعنی زندگی

00:16:17.063 --> 00:16:20.853
‫تو این مرحله، کاملاً مطمئنیم
که ما سرتریم چون آتیش داریم

00:16:20.883 --> 00:16:22.513
‫و این بقیه تیم‌ها…

00:16:22.543 --> 00:16:24.333
‫حتی نمی‌تونن غذا بپزن

00:16:24.363 --> 00:16:25.783
‫نمی‌تونن آب رو بجوشونن

00:16:25.813 --> 00:16:27.983
‫احتمالاً با حشرات هم
بدجوری دهنشون سرویس شده

00:16:28.003 --> 00:16:30.743
‫چون دودی ندارن
که حشرات رو از کمپ‌شون فراری بده

00:16:30.773 --> 00:16:33.723
‫شاید همین قضیه باعث بشه
بعضی‌هاشون به زودی منور بزنن و انصراف بدن

00:16:34.153 --> 00:16:36.323
‫فقط تیر و کمون، برزنت‌ها و سنگ چخماق‌ها

00:16:36.343 --> 00:16:38.363
‫آره. اون موقع همه می‌رن واسه تعطیلات

00:16:38.393 --> 00:16:41.413
‫هر چیزی که لازم داریم رو
خواهیم داشت و همه یربه‌یر می‌شیم

00:16:41.443 --> 00:16:44.283
‫پس تو این موقعیت، من حاضرم جوری رفتار کنم

00:16:44.303 --> 00:16:47.313
‫که انگار می‌خوام با نقشه اکثریت همراهی کنم،

00:16:47.343 --> 00:16:50.203
‫فقط واسه اینکه تو این لحظه
دستِ هیچ‌کدوم‌شون به آتیش نرسه

00:16:50.233 --> 00:16:51.823
‫به نظرم باید انجامش بدیم

00:16:51.843 --> 00:16:52.763
‫اوکیه

00:16:52.793 --> 00:16:54.263
‫آره، ما پایه‌ایم واسه این کار

00:16:54.283 --> 00:16:56.233
‫ما می‌تونیم تصمیم بگیریم که

00:16:56.263 --> 00:16:59.493
‫آیا واقعاً می‌خوایم معامله کنیم یا نه
اونم وقتی که برگشتیم کمپ

00:16:59.513 --> 00:17:01.973
‫- فکر کنم همه‌مون موافقیم
‫- آره، همه‌مون موافقیم

00:17:01.993 --> 00:17:03.093
‫- خیلی‌خب
‫- ولی…

00:17:04.063 --> 00:17:05.503
‫بدجوری رو مخمه که سنگ بندازم تو کار

00:17:05.533 --> 00:17:07.913
‫- خب پس گند نزن بهش
‫- ولی می‌خوام گند بزنم

00:17:07.933 --> 00:17:09.653
‫اگه قرار باشه از این همه‌چیز بگذرم،

00:17:09.683 --> 00:17:13.463
و به هر چی که اینجا هست بگم تف
اصلاً نمی‌دونم معامله ارزشش رو داره یا نه

00:17:13.483 --> 00:17:17.393
‫نکته اینه که داریم سعی می‌کنیم این کمپ رو
حذف کنیم تا یه چیز ناعادلانه وسط نباشه

00:17:17.903 --> 00:17:21.033
‫بقیه بازیکن‌ها موقع این جلسه ما
حتی یه سقف بالای سرشون ندارن

00:17:21.063 --> 00:17:23.423
‫دارن روی زمین می‌خوابن. دارن زجر می‌کشن

00:17:23.453 --> 00:17:26.083
‫پسر، تو خودتم اگه راستش رو بخوای
بدجوری لت‌وپار به نظر می‌رسی

00:17:26.103 --> 00:17:28.483
‫نه بابا… این‌جوریام نیست، خوشگل‌پسر

00:17:29.133 --> 00:17:31.643
‫من اینو به حساب تعریف پای حرفت می‌ذارم
پس مرسی، بن

00:17:31.673 --> 00:17:33.833
‫در عین حال، من اصلاً نگران اونا نیستم

00:17:33.863 --> 00:17:35.883
‫اونا حتی نتونستن یه آتیش روشن کنن

00:17:35.903 --> 00:17:39.983
‫گشنه‌شونه، سردشونه، خیس خالی‌ان
و حشرات هم رسماً سرویس‌شون کرده

00:17:40.003 --> 00:17:41.383
‫فقط دارم حقیقت رو می‌گم

00:17:41.403 --> 00:17:42.973
‫اگه به تیم دلتا ملحق بشیم،

00:17:43.003 --> 00:17:46.063
تک‌تک تجهیزاتی که واسه
گذران زندگی لازم داریم رو داریم

00:17:46.093 --> 00:17:48.683
‫اگه تیم آلفا و براوو
می‌خوان بی‌خیال بشن و برن

00:17:48.713 --> 00:17:49.933
‫خب بذار برن

00:17:49.963 --> 00:17:52.753
‫این دلیل نمی‌شه که من و بادی هم
مجبور باشیم همین کارو بکنیم

00:17:52.783 --> 00:17:55.213
‫- اینم مدنظر داشته باش که
اونوقت یه تیم دو نفره می‌شید‫

00:17:55.223 --> 00:17:55.923
آره

00:17:55.943 --> 00:17:58.153
‫اگه مجبور بشین منور بزنین
اگه لازم باشه از اینجا برید

00:17:58.173 --> 00:18:00.753
‫یا اگه یه اتفاق عجیب بیفته
تیم‌تون می‌شه یه نفره

00:18:00.783 --> 00:18:03.163
‫این قضیه شما رو تو یه موقعیتِ
ضعفِ خیلی بزرگ قرار می‌ده

00:18:03.183 --> 00:18:06.203
‫و حس می‌کنم احتمالِ خیلی زیادی هست
که آخرش بدجوری به چخ برید

00:18:07.433 --> 00:18:10.773
‫بچه‌های تیم چارلی حتی درست
به این موضوع فکر هم نکرده بودن

00:18:10.803 --> 00:18:13.113
‫که تنهایی نمی‌شه این بازی رو برد

00:18:13.143 --> 00:18:15.003
‫باید حتماً عضو یه تیم باشی

00:18:15.023 --> 00:18:16.973
‫حتی اگه فقط یکی‌شون منور بزنه و بکشه کنار،

00:18:16.993 --> 00:18:19.733
‫یعنی اون یکی باید
یه تیمی پیدا کنه که راهش بدن تو

00:18:20.233 --> 00:18:21.723
‫که هیچ‌کس هم این کارو نمی‌کنه

00:18:21.743 --> 00:18:23.053
‫اگه شماها بمونین،

00:18:23.083 --> 00:18:26.753
‫ همین الان قول می‌دیم
که یادمون نره چیکار کردین

00:18:27.873 --> 00:18:31.923
‫تیم آلفا و تیم براوو، ما بالاخره
راهی پیدا می‌کنیم که باهاتون یربه‌یر بشیم

00:18:32.883 --> 00:18:36.673
‫آلفا و براوو قطعاً یادشون می‌مونه که شماها
هم‌تیمی‌هاتون و این معامله رو قال گذاشتین

00:18:36.703 --> 00:18:39.563
‫پس چاره‌ای ندارین
جز اینکه منور بزنین و انصراف بدین

00:18:39.593 --> 00:18:41.883
‫و این داستان می‌تونه فرجام بدی داشته باشه

00:18:45.993 --> 00:18:47.123
‫قبول دارم

00:18:49.553 --> 00:18:51.263
‫می‌خواین برید یه کناری با هم خلوت کنین؟

00:18:53.113 --> 00:18:55.243
‫حرکتِ بن واقعاً چشمم رو گرفت

00:18:55.273 --> 00:18:59.113
‫دقیقاً دست گذاشت روی نقطه ضعف‌شون
یعنی ترس و عدم امنیت‌شون

00:18:59.953 --> 00:19:01.993
‫- نمی‌دونم. سخته
‫- این قضیه یه جورایی…

00:19:02.013 --> 00:19:03.783
‫بدجوری کلاف سردرگمه

00:19:03.813 --> 00:19:08.073
‫قشنگ از همون اول می‌شد فهمید که
خیس عرق شدن و دارن قالب تهی می‌کنن

00:19:08.103 --> 00:19:10.673
‫می‌تونیم توافق کنیم که با این بچه‌ها
یه بازی تمیز رو جلو ببریم

00:19:10.693 --> 00:19:12.383
‫فقط دلم نمی‌خواد
این همه تجهیزات رو مفت از دست بدم

00:19:12.413 --> 00:19:13.453
‫منم دقیقاً همینو می‌گم

00:19:13.483 --> 00:19:16.103
‫- چهار روزه غذا نخوردیم
‫- من به این آدم‌ها اعتماد ندارم

00:19:16.133 --> 00:19:17.143
‫منم همین‌طور

00:19:17.163 --> 00:19:19.333
‫جوری قضیه رو ترسناک جلوه داد
که انگار واسه هر تیمی

00:19:19.513 --> 00:19:22.863
‫تیمِ مقابل برگ برنده رو دستش می‌گیره
مگه اینکه معامله کنیم

00:19:23.933 --> 00:19:26.013
‫خب، نظرت چیه؟

00:19:29.273 --> 00:19:31.023
‫می‌دونم از این قضیه راضی نیستی، درکت می‌کنم

00:19:32.103 --> 00:19:36.033
‫راضی نیستم، ولی حاضرم یه جورایی
با شماها به یه جمع‌بندی مشترک برسم

00:19:36.343 --> 00:19:38.933
‫فکر کنم تنها راهی که می‌تونیم این کارو بکنیم

00:19:38.953 --> 00:19:41.133
‫اینه که همه‌ اینجا رو ترک کنیم
و همه‌مون بیایم پای معامله

00:19:41.153 --> 00:19:44.033
‫- راه دیگه‌ای به ذهنم نمی‌رسه
‫- پس همین فرمون رو می‌ریم

00:19:44.063 --> 00:19:45.563
‫بیا دقیقاً همین‌جوری انجامش بدیم

00:19:45.783 --> 00:19:47.723
‫بیا یه پیمانِ محکم و واضح ببندیم، باشه؟

00:19:47.743 --> 00:19:49.453
‫پس همه‌ اینجا رو ترک می‌کنیم، هر شش نفر،

00:19:49.483 --> 00:19:51.863
‫یعنی هیچ‌کدوم‌مون
حق نداره بیاد و بخشی از تیم دلتا بشه

00:19:51.883 --> 00:19:53.493
‫همه‌مون جلوی کمپ براوو جمع می‌شیم،

00:19:53.523 --> 00:19:55.813
‫جابه‌جایی رو انجام می‌دیم
و هر کسی برمی‌گرده پیش تیم خودش

00:19:55.843 --> 00:19:57.763
‫- درسته
‫- فکر کنم تنها راه فرارمون از این وضعیته

00:19:57.793 --> 00:19:58.933
‫- خیلی‌خب
‫- آره

00:19:59.343 --> 00:20:01.883
‫داشتم سعی می‌کردم
به تک‌تک استراتژی‌های ممکن فکر کنم

00:20:01.913 --> 00:20:03.633
‫یه جورایی داشتم با دم شیر بازی می‌کردم

00:20:03.843 --> 00:20:07.823
‫اما می‌دونستم که اونوقت
من و بادی کلاً یه تیم دو نفره می‌شدیم

00:20:07.853 --> 00:20:10.433
‫و این احتمالاً بدترین
موقعیتِ ممکن روی نقشه این بازی بود

00:20:11.703 --> 00:20:13.933
‫از هر سه تا تجهیزاتی که داریم، دو تاش رو می‌دیم بره

00:20:13.953 --> 00:20:15.013
‫دقیقاً همین‌طوره

00:20:15.033 --> 00:20:16.603
‫فکر کنم همه‌مون باید، مثلاً،

00:20:16.623 --> 00:20:19.043
‫- دست همو بگیریم و یه قدم بزرگ برداریم
‫- با هم بریم عقب

00:20:19.073 --> 00:20:20.363
‫- بیا انجامش بدیم
‫- یالا

00:20:20.363 --> 00:20:22.963
‫خوشم اومد. لاف نمی‌زنم،
‫پسر، این ایده واقعاً معرکه‌ایه

00:20:22.993 --> 00:20:25.263
‫خیلی‌خب، آماده‌این؟ یک، دو، سه

00:20:25.843 --> 00:20:27.883
‫- دمتون گرم بچه‌ها. حال کردین؟
‫- خیلی‌خب

00:20:27.913 --> 00:20:28.903
‫اینم از این

00:20:28.923 --> 00:20:31.683
‫تک‌تک شماها تو این بازی
‫احترام منو بدجوری به دست آوردین

00:20:33.133 --> 00:20:35.753
‫اگرچه تیم‌ها دست‌خالی ‫کمپ دلتا رو ترک می‌کنن،

00:20:35.783 --> 00:20:39.743
‫اما توافق‌شون سر جاشه تا فردا صبح
تجهیزات رو به طور مساوی تقسیم کنن

00:20:40.563 --> 00:20:41.593
‫گمونم آره

00:20:42.133 --> 00:20:43.893
‫- فردا کله‌سحر، سپیده‌دم
‫- آره

00:20:48.723 --> 00:20:51.483
‫- چاکریم
‫- سالار! برگشتین

00:20:51.513 --> 00:20:53.553
‫بچه‌ها اصلاً باورتون نمی‌شه
‫همین الان چه اتفاقی افتاد

00:20:53.583 --> 00:20:54.863
‫وای خدای من، اونا برگشتن

00:20:55.213 --> 00:20:56.303
‫- چاکریم
‫- چه خبر اکیپ؟

00:20:56.333 --> 00:20:58.003
‫کلی هم اطلاعاتِ توپی دست پر آوردیم

00:20:58.023 --> 00:20:59.883
‫- بزن بریم!
‫- اوکی، اوکی

00:21:00.413 --> 00:21:02.453
"تیم آلـفا، شکار"

00:21:03.273 --> 00:21:04.843
‫لحن‌شون نشون میده بدجور سر حالن

00:21:04.863 --> 00:21:06.553
‫ شیطنت و ذوق تو سر و صداشون بود

00:21:06.573 --> 00:21:07.683
‫چه خبر؟

00:21:07.923 --> 00:21:08.843
‫ارادت

00:21:08.873 --> 00:21:11.263
‫یادتونه چقدر لنگِ
‫یه سنگ چخماق و یه برزنت بودیم؟

00:21:11.293 --> 00:21:13.163
‫- آره
‫- فردا جفتش داره میاد برامون

00:21:13.193 --> 00:21:14.693
‫- پشمام، عمراً
‫- مگه می‌شه!

00:21:14.713 --> 00:21:15.883
‫به خدا راست می‌گم

00:21:16.573 --> 00:21:17.743
‫- چی؟
‫- دمت گرم!

00:21:17.773 --> 00:21:19.563
‫- آره
‫- پسر، این معرکه‌ست!

00:21:19.593 --> 00:21:21.523
‫شوخی نمی‌کنم، چیزی نمونده بود اشکم دربیاد

00:21:21.543 --> 00:21:24.363
‫وقتی فهمیدیم چیزایی که
واسه بقا لازم داریم رو به دست میاریم

00:21:24.393 --> 00:21:26.433
‫انرژیِ تیم‌مون کلاً دگرگون شد

00:21:27.303 --> 00:21:30.683
‫صبرکن ببینم، اگه اونجا می‌موندی
دیگه تو تیم ما نبودی

00:21:30.703 --> 00:21:32.563
‫نمی‌تونستم بذارم
این قضیه روی وجدانم سنگینی کنه

00:21:32.593 --> 00:21:34.853
اونم وقتی
دخترامون دارن زجر می‌کشن. اصلاً و ابداً

00:21:34.883 --> 00:21:36.473
‫- ای جان…
‫- نه بابا، اصلاً دلم رضا نداد اون کارو بکنم

00:21:36.493 --> 00:21:39.673
‫همین که بن و دیو حاضر شدن

00:21:39.693 --> 00:21:42.733
‫رسماً بازی رو
تو یه سینی نقره تقدیم بقیه کنن

00:21:42.763 --> 00:21:45.973
‫اونم مخصوصاً وقتی که اینجا
هر روز داری سگ‌دو می‌زنی و زجر می‌کشی

00:21:46.003 --> 00:21:47.643
‫نشون می‌ده که به ما پشت نکردن

00:21:47.663 --> 00:21:49.893
‫اینا آدم‌هایی هستن که آدم دلش می‌خواد
کنارشون سختی بکشه

00:21:51.073 --> 00:21:52.573
‫ما داریم دو تا کمون از دست می‌دیم،

00:21:52.593 --> 00:21:54.683
‫ولی در عوضش ‫چخماق و برزنت گیرمون میاد

00:21:54.703 --> 00:21:56.203
‫- دیگه جامون خشک می‌مونه
‫- آره

00:21:56.223 --> 00:21:57.893
‫می‌تونیم همین‌جا آب‌مون رو بجوشونیم

00:21:57.923 --> 00:22:01.653
‫آره، و بعدش تنها چیزی که باید
روش تمرکز کنیم شکار کردنه. یعنی فقط همین

00:22:01.683 --> 00:22:03.283
‫دیگه افتادیم تو سربالایی

00:22:03.303 --> 00:22:05.993
‫راستی، همه‌ش کارِ بن بود
همه‌مون داشتیم مغزمون رو می‌ترکوندیم

00:22:06.013 --> 00:22:07.733
‫تا بفهمیم چه گزینه‌هایی داریم،

00:22:07.763 --> 00:22:10.133
‫و تو چارچوبِ قوانین بازی
چی مجازه و چی مجاز نیست

00:22:10.153 --> 00:22:12.113
‫اما اون بود که داشت بهشون
دیکته می‌کرد چه اتفاقی قراره بیفته

00:22:12.143 --> 00:22:13.813
‫می‌دونستم که بدجور به این وسیله‌ها
:نیاز داریم. این بود که گفتم

00:22:13.833 --> 00:22:17.133
هر کسی تجهیزات خودشو بیاره. ما یه طاق زدنِ"
"عادلانه می‌کنیم تا شرایط برابر بشه

00:22:17.163 --> 00:22:19.873
‫از کجا مطمئنی
‫که فردا قراره اونجا همو ملاقات کنیم؟و…

00:22:19.893 --> 00:22:23.433
‫اگه برگردن و تیم‌هاشون بگن:
ما اصلاً تمایلی به این کار نداریم" چی؟"

00:22:23.453 --> 00:22:24.833
‫ما با هم دست مردونه دادیم

00:22:24.853 --> 00:22:27.223
‫اگه اونا بزنن زیر معامله
دست هیچ‌کس به هیچ‌جا بند نمی‌شه

00:22:28.203 --> 00:22:30.613
‫من همیشه حاضرم به حرفِ اکثریتِ تیمم گوش بدم

00:22:30.633 --> 00:22:32.343
‫چیزی که واسه گله خوبه، واسه گرگ هم خوبه

00:22:32.693 --> 00:22:34.323
‫این یه نیاز مبرم و فوریه که الان داریم

00:22:34.833 --> 00:22:39.033
‫پس درک می‌کنم چرا انقدر مشتاقیم
...واسه معامله کردن، ولی این بقیه تیم‌ها

00:22:39.063 --> 00:22:41.603
‫اگه راستش رو بخواین
من اصلاً به هیچ‌کدوم‌شان اعتماد ندارم

00:22:41.633 --> 00:22:43.923
‫فقط یه شب دیگه گشنگی کشیدن رو
تحمل می‌کنیم ‫و بعدش ما…

00:22:43.943 --> 00:22:46.363
‫بدجوری ذوق دارم
‫امشب دیگه یه خوابِ مشتی می‌رم

00:22:46.383 --> 00:22:47.553
آره، ‫دقیقاً!

00:22:47.583 --> 00:22:48.523
‫- آره والا
‫- آره

00:22:48.543 --> 00:22:51.243
‫فقط خواستیم بهتون بگیم که به خاطر
شما جیگرها از یه خوک کامل گذشتیم

00:22:51.263 --> 00:22:52.663
‫- آره دیگه
‫- واو

00:22:52.693 --> 00:22:53.813
‫دمت گرم بن!

00:22:53.843 --> 00:22:54.923
‫آفرین بن!

00:22:54.953 --> 00:22:56.823
‫تعریف‌ها رو خریدارم. دمتون گرم بچه‌ها

00:22:58.313 --> 00:23:00.603
"کمپ براوو"

00:22:58.313 --> 00:23:00.603
‫پس این‌جوری همه
همه‌چیز مساوی گیرشون میاد

00:23:00.633 --> 00:23:01.513
‫ من که پایه‌ام

00:23:01.553 --> 00:23:03.463
‫- همه‌چیز کاملاً یربه‌یر می‌شه
‫- یافتم، خودشه!

00:23:03.483 --> 00:23:04.823
‫همه‌چیز مثل قبلش باقی می‌مونه

00:23:04.843 --> 00:23:06.843
‫- شماها از این قضیه راضین؟
‫- آره

00:23:07.793 --> 00:23:09.253
‫می‌دونم که خودت اینو می‌دونی

00:23:09.283 --> 00:23:11.613
‫همین که اونا آتیش ندارن
خودش یه پوئن مثبتِ گنده‌ست

00:23:11.643 --> 00:23:12.653
‫می‌دونم

00:23:12.683 --> 00:23:14.973
‫اگه جور دیگه‌ای پیش می‌رفتیم
اصلاً عاقبت خوبی نداشت

00:23:15.003 --> 00:23:16.533
‫داری با خودت کلنجار می‌ری، مارشال؟

00:23:16.563 --> 00:23:19.433
‫دارم تو ذهنم سبک سنگین می‌کنم
آخه ما کل این مدت

00:23:19.453 --> 00:23:22.313
‫داشتیم می‌گفتیم که
آتیش داشتنِ ما یه برگ برنده خیلی بزرگه

00:23:22.343 --> 00:23:24.673
‫- آره، ولی ورق بازی برگشته
‫- می‌دونم

00:23:24.693 --> 00:23:27.573
‫- در هر صورت همه‌چیز قرار بود عوض بشه
‫- تصمیم درست رو گرفتی

00:23:28.513 --> 00:23:31.973
‫من از اینکه با این ایده همراهی کردم
دارم مچ‌درد می‌گیرم

00:23:32.003 --> 00:23:34.683
‫ما ممکنه با آلفا و چارلی توافق کرده باشیم،

00:23:34.703 --> 00:23:37.963
‫ولی من هنوزم دلم رضا نمی‌ده
که سنگ‌های چخماق رو بدم بره

00:23:38.363 --> 00:23:42.453
‫چشم‌انتظار اون معامله‌ام
ولی می‌دونم همه‌تون گشنه و تشنه‌این

00:23:42.473 --> 00:23:44.353
‫- پایه‌اید بزنیم به دل ساحل؟ واسه غذا
‫- بزن بریم

00:23:45.523 --> 00:23:49.533
‫فکر نمی‌کنم تیمم مثل من
به این بازی نگاه استراتژیک داشته باشه

00:23:50.153 --> 00:23:52.733
‫ما الان باید کاملاً بیفتیم رو دورِ نقشه چیدن

00:23:52.753 --> 00:23:55.163
تا آدم‌ها رو از روی این تخته بازی حذف کنیم

00:23:55.703 --> 00:23:58.243
‫به محض اینکه اون تیر و کمون دست‌مون برسه،

00:23:58.573 --> 00:24:00.093
اوضاع می‌تونه خیلی سریع دگرگون بشه

00:24:00.113 --> 00:24:01.543
‫هرچند خوکِ هم بد چیزی نبودا

00:24:01.573 --> 00:24:03.353
‫- آره واقعاً چیز مشتی می‌شد
‫- بدجور چشمک می‌زد

00:24:03.373 --> 00:24:05.133
‫- آره می‌دونم
‫- تصمیم درست رو گرفتیم

00:24:06.423 --> 00:24:11.593
‫برخورد اولِ آدم‌ها با من این‌جوریه که
فکر می‌کنن من یه آدمِ آروم

00:24:11.623 --> 00:24:13.913
‫صبور و کلاً بی‌خیالم

00:24:14.313 --> 00:24:17.043
‫ولی من به شکل جنون‌آمیزی رقابتی‌ام

00:24:17.463 --> 00:24:20.933
‫من از اوناییم که یه قدم می‌کشم عقب
زیر نظر می‌گیرم

00:24:20.963 --> 00:24:25.583
‫و اون پشت مشت‌ها
نقشه می‌کشم تا بقیه رو بکشم سمتِ خودم

00:24:29.413 --> 00:24:31.773
‫ما اصلاً نمی‌دونیم این بازی
قراره چه خوابی واسمون ببینه

00:24:32.093 --> 00:24:34.763
‫معلومه که روبرو شدن
با چیزهای ناشناخته بدجوری رو مخه

00:24:34.793 --> 00:24:38.973
‫ولی زدن به دلِ تک‌تک ترس‌هام
همون روشیه که باهاش زندگی رو جلو می‌برم

00:24:41.673 --> 00:24:45.393
‫وقتی بچه بودم، از همه‌چیز وحشت داشتم،

00:24:45.423 --> 00:24:47.583
‫مثلاً از سگ‌هایی که
توی پیاده‌رو می‌اومدن سمتم

00:24:47.613 --> 00:24:50.453
‫من تا 12 سالگی
توی تختِ پدر و مادرم می‌خوابیدم

00:24:50.483 --> 00:24:52.043
‫چون از تاریکی بدجور زهره‌ترک می‌شدم

00:24:52.403 --> 00:24:56.743
‫همین قضیه داشت منو از کارهایی که
دلم می‌خواست انجام بدم عقب می‌انداخت

00:24:57.083 --> 00:24:58.753
‫یه جایی بود که با خودم گفتم،

00:24:58.773 --> 00:25:02.673
‫من باید پشتِ تک‌تک
این ترس‌هایی که دارم رو به خاک بمالم

00:25:03.363 --> 00:25:06.333
‫این‌جوری شد که پام به این
سرگرمی‌های عجیب‌وغریب باز شد

00:25:06.353 --> 00:25:10.193
‫الان دیگه دارم با وحشی‌ترین
کوسه‌های دنیا غواصی می‌کنم

00:25:10.223 --> 00:25:12.743
‫و مثلاً می‌پرم روی سر و کولِ تمساح‌ها

00:25:13.073 --> 00:25:15.033
‫روبرو شدن با تک‌تک ترس‌هام

00:25:15.053 --> 00:25:17.223
‫و بی‌محابا زدن به دل‌شون

00:25:17.253 --> 00:25:21.723
‫باعث شده بفهمم هر سختی
و سنگ‌اندازی‌ای که سر راهم باشه

00:25:21.743 --> 00:25:23.753
‫باید از پسش بربیام و حلش کنم

00:25:24.503 --> 00:25:27.543
‫واسه همین نمی‌تونم با رای اکثریت جلو برم

00:25:27.573 --> 00:25:31.163
چون این کار حماقته
‫من واقعاً باید بازیِ خودمو شروع کنم

00:25:36.133 --> 00:25:37.823
"تیم چارلی، سرپناه"

00:25:37.843 --> 00:25:42.223
‫پس رسماً تنها راهی که
می‌شد هم‌صدا اون کمپ رو ترک کنیم

00:25:42.253 --> 00:25:45.543
‫این بود که توافق کنیم فردا صبح لب ساحل
این تقسیم تجهیزاتِ سه‌جانبه رو انجام بدیم

00:25:46.563 --> 00:25:49.523
‫پس مجبوریم فردا دو تا از برزنت‌ها رو بدیم بره

00:25:49.553 --> 00:25:51.263
‫ما مجبور نیستیم هیچ کوفتی رو بدیم بره

00:25:53.073 --> 00:25:55.703
‫اونا همه‌شون دارن تمیز بازی می‌کنن‫
همه‌شون می‌خوان یه بازی پاک داشته باشن

00:25:55.743 --> 00:25:56.433
اوکی

00:25:56.453 --> 00:25:58.643
ولی این کارت مثل این می‌مونه
که ریه راستم رو ازم بخوای

00:26:00.033 --> 00:26:02.993
‫من دنبال این نیستم که علناً به بقیه نارو بزنم

00:26:03.013 --> 00:26:05.513
‫اگه دو تا برزنت رو بدیم بره، اوضاع قراره…

00:26:05.543 --> 00:26:07.753
‫اما و اگری در کار نیست
‫ما دو تا برزنت رو نمی‌دیم بره

00:26:07.773 --> 00:26:09.773
‫توی آتیش که نمی‌شه خوابید

00:26:09.793 --> 00:26:11.753
‫اون آتیش نمی‌تونه واسه‌ت سقف بشه،

00:26:11.783 --> 00:26:13.943
‫اونم وقتی که
هشت ساعت مداوم داره بارون می‌باره

00:26:14.253 --> 00:26:17.633
‫برزنت‌ها واسه بقا توی این‌جا
فوق‌العاده مهم و حیاتیـه

00:26:18.163 --> 00:26:20.573
‫اونا همه‌شون
توافق کردن که فردا لب ساحل معامله کنیم

00:26:20.593 --> 00:26:22.403
‫- اگه نریم…
‫- دستت درد نکنه… یه لحظه امون بده!

00:26:22.433 --> 00:26:26.343
‫دمت گرم، واسه تک‌تک حرفایی که تا الان شنیدم
ارزش قائلم، ‫ولی بازم می‌گم، این یه بازیه

00:26:26.363 --> 00:26:27.633
‫هر کاری توش مجازه

00:26:27.663 --> 00:26:30.653
‫اگه سر اون معامله نریم
همه‌شون علیه ما با هم متحد می‌شن

00:26:31.103 --> 00:26:33.023
‫شرایط اضطراری، اقدامات اضطراری می‌طلبه

00:26:33.973 --> 00:26:38.963
‫شاید برکستون و برت یه جورایی
تسلیمِ اون جو لاتی و آلفا بازی شدن

00:26:39.283 --> 00:26:42.533
‫چون سن‌شون کمتره، یه وقتایی می‌تونن
یه کم ساده‌لوح باشن، که عیب هم نداره

00:26:42.563 --> 00:26:45.633
‫با آدم ساده‌لوح می‌شه کنار اومد
ما هنوز هیچ‌چیزی رو از دست ندادیم

00:26:45.963 --> 00:26:49.533
‫من چون از دلِ فوتبال آمریکایی اومدم
خوب می‌دونم جو وحشت‌اندازی چیکار می‌کنه

00:26:49.563 --> 00:26:52.433
‫من واقعاً اینجام تا هم صدای منطق باشم،

00:26:52.463 --> 00:26:54.393
‫و هم صدای قاطعیت و جسارت

00:26:54.423 --> 00:26:56.813
‫نمی‌خوام این بازیِ خبیثانه رو پیش ببرم، ولی…

00:26:56.843 --> 00:26:59.443
‫- ما اینجاییم تا ببریم
‫- اسم بازی زنده موندنه، ما هم قراره دووم بیاریم

00:26:59.473 --> 00:27:02.053
‫الان هیچ تصمیمی نمی‌گیریم
می‌ذاریم شب بخوابیم و فردا بهش فکر کنیم

00:27:02.083 --> 00:27:03.403
‫ولی همه‌چیز ردیفه

00:27:03.433 --> 00:27:05.603
‫- حله؟ یالا دستا بالا
‫- تیم چارلی

00:27:05.623 --> 00:27:06.923
‫حالا بیاید جلو

00:27:06.943 --> 00:27:09.363
‫تیم چارلی با شمارش سه
چارلی با من. یک، دو، سه

00:27:09.383 --> 00:27:10.413
‫چارلی!

00:27:11.523 --> 00:27:12.563
!آره، دقیقاً

00:27:25.013 --> 00:27:27.733
"کمپ آلـفا"

00:27:28.503 --> 00:27:31.543
‫بچه‌ها، این شاخه رو ببینین
چقدر پوستش کرکی و مشتیه

00:27:31.573 --> 00:27:33.523
‫- واسه روشن کردن آتیش عالیه
‫- آره

00:27:33.543 --> 00:27:35.713
‫من و مدی هم
یه مشت از موهای خودمونو جمع کردیم

00:27:35.743 --> 00:27:36.753
‫خوبه

00:27:36.773 --> 00:27:39.113
‫- روز پنجمه، بدون غذا؟
‫- اوهوم

00:27:39.133 --> 00:27:40.293
‫دارم از گشنگی می‌میرم

00:27:41.093 --> 00:27:42.843
‫از خیلی لحاظ دست و بالمون بسته بوده

00:27:42.873 --> 00:27:44.833
‫- آره
‫- ولی من به خاطر شماها پایِ این سختی هستم

00:27:44.853 --> 00:27:45.943
‫منم دقیقاً همین‌طور

00:27:45.963 --> 00:27:48.283
‫من تا سه روز دیگه هم می‌تونم
گشنگی بکشم. مشکلی ندارم

00:27:48.303 --> 00:27:49.683
‫- ولی مجبور نمی‌شیم
‫- خدایی‌ش آره

00:27:49.703 --> 00:27:50.953
‫فردا دیگه دلی از عزا درمیاریم

00:27:50.983 --> 00:27:53.753
‫بچه‌ها، ما بالاخره
فردا ابزارهای لازم رو در اختیار داریم

00:27:53.783 --> 00:27:55.433
‫تا اینجا رو رسماً تبدیل به تعطیلات کنیم

00:27:55.463 --> 00:27:56.713
‫واسه اون موقع بدجور هیجان دارم

00:27:56.733 --> 00:27:58.423
‫وقتی از سر معامله برگشتین،

00:27:58.443 --> 00:28:00.653
‫دو نفر می‌تونن رو پناهگاه کار کنن
یه نفر هم رو آتیش

00:28:00.683 --> 00:28:03.473
‫- بن و مدی هم برن شکار
‫- اوکی

00:28:03.503 --> 00:28:06.423
‫به نظرم وقتی رفتیم اونجا
تمرکزمون رو بذاریم روی مرغ‌های دریایی

00:28:06.453 --> 00:28:08.763
‫احتمالِ اینکه
با بیشتر از یه دونه برگردیم خیلی زیاده

00:28:08.793 --> 00:28:11.103
‫امیدوارم فردا شب
یه شامِ مشتی با گوشت پرنده بخوریم

00:28:11.123 --> 00:28:13.333
‫- پسر، عالی می‌شه
‫- حرف نداره

00:28:20.553 --> 00:28:23.723
"کمپ براوو"

00:28:20.553 --> 00:28:23.723
‫بچه‌ها، اونا بدجوری به این آتیش نیاز دارن
قشنگ از قیافه‌شون می‌باره

00:28:23.743 --> 00:28:26.873
‫- الان دارن بدجور زجر می‌کشن
‫- آره

00:28:26.903 --> 00:28:29.483
‫خوشم میاد که داری تو این قضیه
تهاجمی عمل می‌کنی. حق با توئه

00:28:29.513 --> 00:28:31.743
‫نباید بذاریم
چنین برگ برنده‌ای دست‌شون باشه

00:28:31.763 --> 00:28:34.433
‫باید اینم بدونیم که
تا آخر بازی از ما متنفر میشن

00:28:34.453 --> 00:28:37.613
‫من فکر می‌کنم شاید بهتره معامله رو
...انجام بدیم تا این‌طور به نظر برسه که

00:28:37.633 --> 00:28:38.673
‫معامله بی‌معامله

00:28:38.693 --> 00:28:41.893
‫شماها دلتون می‌خواد تو این وضعیت
ببینین که بقیه دارن صفا می‌کنن؟

00:28:41.923 --> 00:28:43.803
‫واسه صحه گذاشتن روی کل این بحث،

00:28:43.823 --> 00:28:46.203
‫باید بگم دلیل اینکه
ما قوی‌ترین تیمِ این بازی هستیم

00:28:46.223 --> 00:28:48.093
‫اینه که به حرفِ تک‌تک اعضا گوش می‌دیم،

00:28:48.123 --> 00:28:51.293
‫و تو این مسیر به ذهن‌مون اجازه می‌دیم
که با شرایط انعطاف پیش بره

00:28:51.313 --> 00:28:53.613
‫باید همین‌جوری هم بمونه
ما باید این اعتماد رو حفظ کنیم

00:28:53.633 --> 00:28:55.883
‫- صددرصد
‫- توی این اعتماد اصلاً شکی نیست

00:28:55.913 --> 00:28:58.213
‫همه چیز به تیم براوو بستگی داره
بحثِ اعتماد اصلاً مطرح نیست

00:28:59.843 --> 00:29:02.793
"کمپ چارلی"

00:29:04.993 --> 00:29:06.133
آه

00:29:06.153 --> 00:29:10.433
‫- قراره اونجا کپه مرگت رو بذاری؟
‫- آره داداش، تلاشمو می‌کنم همین‌جا بخوابم

00:29:12.313 --> 00:29:15.143
‫خودت می‌دونی کجا می‌خوابم…
اونجا همیشه جای من بوده

00:29:15.173 --> 00:29:18.553
‫نه، درکت می‌کنم، فقط، ‫نمی‌دونم
امروز واسه این‌جا سگ‌دو زدم و جون کندم

00:29:18.573 --> 00:29:21.573
‫برنامه‌م این نبود…
فکر کردم داری جا رو واسه همه بزرگ‌تر می‌کنی

00:29:21.603 --> 00:29:25.093
‫- واسه همه‌ست، ولی، برات فرقی می‌کنه اگه…
‫- معلومه که برام فرقی می‌کنه!

00:29:25.113 --> 00:29:27.843
‫- می‌تونی بری اون گوشه بخوابی؟
‫- همیشه همین‌جا جای من بوده

00:29:27.873 --> 00:29:30.343
‫خیلی‌خب، مشکلی نیست
...می‌ذارم همین‌جا بمونی، ولی

00:29:30.373 --> 00:29:33.453
‫تو نمی‌خواد چیزی رو به من ببخشی
ما همیشه همین‌جا می‌خوابیدیم

00:29:33.473 --> 00:29:35.893
‫ولی من جون کندم تا بتونم این سمت بخوابم

00:29:35.913 --> 00:29:39.103
‫نمی‌دونستم داری این کارا رو می‌کنی تا دقیقاً
بیایی ولو بشی جایی که من دراز می‌کشم

00:29:39.133 --> 00:29:41.093
‫همشهری، درکت می‌کنم
ما تا حالا همین‌جوری خوابیدیم

00:29:41.363 --> 00:29:43.953
‫دیگه به من نگو"همشهری" یا نگو"داداش"

00:29:43.983 --> 00:29:45.983
‫- این بساطِ مزخرف رو جمعش کن
‫- داداش، می‌شه گوش کنی؟

00:29:46.013 --> 00:29:49.023
‫- داری ارتباط برقرار کردن رو سخت می‌کنی
‫- من رک و پوست‌کنده حرف می‌زنم

00:29:49.043 --> 00:29:51.463
‫- تو همه‌ش از روی احساسات حرف می‌زنی
‫- می‌تونم یه چیزی بگم؟

00:29:51.973 --> 00:29:53.213
‫اینجا چه خبره باز؟

00:29:53.853 --> 00:29:56.643
‫- تو همه‌ش خودتو می‌زنی به مظلوم‌نمایی
‫- اصلاً گوش نمی‌دی چی می‌گم!

00:29:57.333 --> 00:29:58.893
‫می‌تونستی جا رو بزرگ‌تر کنی

00:29:58.913 --> 00:30:00.753
‫تو هیکلی‌ترین آدمِ این تیمی

00:30:00.773 --> 00:30:03.923
‫در حالی که بیشترِ بارِ این بدبختی رو
!من تنهایی به دوش کشیدم

00:30:04.693 --> 00:30:06.993
‫پس دلت می‌خواد غش کنم بیفتم؟
بیا، مال خودت

00:30:07.483 --> 00:30:08.483
‫عجب‌گیری کردیم

00:30:08.513 --> 00:30:11.763
‫بدم میاد اینو بگم، ولی اگه اون گورش رو گم
کرده بود، حس می‌کنم استرسم خیلی کمتر بود

00:30:11.783 --> 00:30:13.583
‫الان رسماً واسه خودش تک افتاده

00:30:13.603 --> 00:30:15.153
‫- من دیگه کشش ندارم
‫- کارش تمومه

00:30:15.183 --> 00:30:17.473
‫ولی دلم نمی‌خواد
این پشت مشت‌ها با گروه خلوت کنم

00:30:17.503 --> 00:30:18.943
‫چون این‌طوری اوضاع خراب‌تر می‌شه

00:30:18.963 --> 00:30:21.923
‫کمترین کاری که می‌تونستی بکنی این بود که
!یه ذره قدردانِ این همه زحمتم باشی

00:30:21.953 --> 00:30:23.053
‫و جات رو به من تعارف کنی

00:30:23.073 --> 00:30:25.563
‫در حالی که خودت یه ساعت لب ساحل
ول می‌گشتی و هیچ غلطی نمی‌کردی!

00:30:25.593 --> 00:30:26.773
‫با من کل‌کل نکن!

00:30:26.803 --> 00:30:30.553
‫تو هم لب ساحل لش کرده بودی. جفت‌تون
اگه قرار به این خاله‌زنک‌بازی‌هاست

00:30:30.583 --> 00:30:33.773
‫داداش! تو اصلاً از کدوم گوری پیدات شد
که خودتو قاطیِ این قضیه می‌کنی؟

00:30:33.793 --> 00:30:35.893
‫چون دیگه حالم از این جیغ و دادها
...به هم می‌خوره و

00:30:35.913 --> 00:30:38.913
‫دارم می‌بینم که پشت سرِ ما
با هم پچ‌پچ می‌کنین و پشت‌مون زر می‌زنین

00:30:38.943 --> 00:30:40.983
‫زر زدن نیست. داریم واقعیت‌ها رو می‌گیم

00:30:41.013 --> 00:30:42.713
‫مگه خودت کم فک می‌زنی؟

00:30:42.743 --> 00:30:44.493
‫تو خودت 24 ساعته ور نمی‌ری؟

00:30:44.693 --> 00:30:47.493
‫- این‌جوری رفتار کردن اصلاً درست نیست
‫- مگه چیکار کردم؟

00:30:47.513 --> 00:30:50.263
‫من کل این مدت فقط
سعی می‌کردم یه هم‌تیمیِ خوب باشم

00:30:50.293 --> 00:30:52.963
‫ای خدای من

00:30:52.983 --> 00:30:54.963
‫خداوندا بهم صبر بده، لطفاً

00:30:55.373 --> 00:30:57.413
‫کسی که از همه بلندتر داد می‌زنه
معمولاً از همه ضعیف‌تره

00:30:57.443 --> 00:30:58.423
‫عین واقعیته

00:30:58.453 --> 00:31:01.883
‫آره، برید پشت سرمون زر بزنین داداش
مثل کاری که از روز اول داشتین می‌کردین

00:31:08.933 --> 00:31:10.903
"روز ششم"

00:31:13.013 --> 00:31:17.933
‫اینکه بدونِ آتیش و با این مقدارِ کمِ غذا
...هنوز انقدر روحیه داریم

00:31:17.963 --> 00:31:21.343
‫- واقعاً عجیبه
‫- ولی خب ما اینیم دیگه. قهرمان

00:31:21.773 --> 00:31:25.613
‫ما هنوز روحیه‌مون رو نباختیم، اونم با اینکه
الان داریم بدجوری ضربه می‌خوریم

00:31:25.633 --> 00:31:28.473
‫اونم از شرایط جوی، گرما، و کمبود آب و غذا

00:31:29.133 --> 00:31:31.373
‫صبرکن ببینم، صدای پرنده رو می‌شنوی؟ گوش کن

00:31:31.393 --> 00:31:32.333
‫اوه

00:31:36.313 --> 00:31:40.473
‫خیلی خنده‌دار می‌شه اگه جفت‌مون موقع
گوز زدن خودمونو کثیف کنیم و رودست بخوریم

00:31:40.503 --> 00:31:42.913
‫بعد با خودت می‌گی:
"اوه، این خشک بشه بدجور به خارش می‌افته"

00:31:43.173 --> 00:31:45.753
‫- بزن بریم بیده
‫- آره، بیده رو عشق است. اول من

00:31:47.093 --> 00:31:48.883
‫خوشبختانه امروز دیگه ‫آتیش گیرمون میاد،

00:31:48.913 --> 00:31:51.333
‫و هر پیشرفتی تو این شرایط ‫جای خوشحالی داره

00:31:51.353 --> 00:31:52.983
‫تیرها همه‌شون جوره؟

00:31:53.523 --> 00:31:55.653
‫- آره
‫- آره، خودش ردیف‌شون کرد

00:31:55.993 --> 00:31:57.053
‫فعلاً

00:31:57.083 --> 00:31:58.913
‫- بعداً می‌بینمتون
‫- آره، آره

00:32:05.083 --> 00:32:07.423
‫تیم براوو سمت چپمونه، نه؟ همین‌جا؟

00:32:07.443 --> 00:32:09.573
‫اوهوم. پس بقیه کجان؟

00:32:11.153 --> 00:32:13.193
‫- براوو!
‫- براوو!

00:32:13.693 --> 00:32:15.493
‫- وقتشه؟
‫- یه نفر داره صدامون می‌کنه

00:32:15.743 --> 00:32:17.243
‫خیلی‌خب، بزن بریم

00:32:17.863 --> 00:32:19.073
‫اوه، دارن میان

00:32:19.093 --> 00:32:21.803
‫کنجکاوم بدونم چارلی داره چیکار می‌کنه
اونا هم قرار بود اینجا باشن

00:32:22.103 --> 00:32:23.313
‫اوضاع چطوره بچه‌ها؟

00:32:23.333 --> 00:32:24.313
‫- چه خبر؟
‫- ارادت

00:32:24.333 --> 00:32:25.303
‫سلام بچه‌ها

00:32:25.323 --> 00:32:26.613
‫تجهیزات همراه‌شونه

00:32:27.463 --> 00:32:28.473
‫سلام

00:32:28.493 --> 00:32:29.543
‫مخلصیم

00:32:29.563 --> 00:32:31.193
‫بچه‌ها آماده‌این انجامش بدیم؟

00:32:31.833 --> 00:32:34.043
‫- تیم چارلی نیومده؟
‫- چارلی کجاست پس؟

00:32:34.063 --> 00:32:35.473
‫سوالِ بسیار خوبیه

00:32:36.803 --> 00:32:37.813
‫- سلام
‫- سلام

00:32:37.833 --> 00:32:38.863
‫چطوری؟

00:32:40.213 --> 00:32:42.213
‫ممکنه کشیدن کنار و نمی‌خوان معامله کنن؟

00:32:43.123 --> 00:32:45.073
‫- ممکنه
‫- فکر می‌کنی قال‌مون گذاشتن؟

00:32:45.383 --> 00:32:47.343
‫این‌جوری اوضاع یه کم پیچیده می‌شه

00:32:48.613 --> 00:32:51.063
‫به هر حال، دیروز که اومدیم اونجا،

00:32:51.083 --> 00:32:53.053
‫در قالب تیم‌های دو نفره بودیم،

00:32:53.363 --> 00:32:58.583
‫و همه‌مون توافق کردیم تجهیزاتی که
اضافه داریم رو با هم به اشتراک بذاریم

00:32:58.603 --> 00:32:59.593
‫بله

00:32:59.623 --> 00:33:03.963
‫و بعد از اینکه برگشتیم به کمپ‌مون
با بقیه اعضای تیم صحبت کردیم

00:33:04.503 --> 00:33:06.683
‫چند ساعتی در موردش گپ زدیم،

00:33:06.713 --> 00:33:10.013
‫و به این نتیجه رسیدیم که
احتمالاً این کارو انجام نمی‌دیم

00:33:13.523 --> 00:33:17.353
‫- یعنی شماها می‌خواین بزنین زیر معامله؟
‫- ما می‌خوایم از این معامله بکشیم کنار

00:33:18.803 --> 00:33:22.803
‫اکثریتِ اعضای تیم ما می‌خوان
سنگ‌های چخماق رو واسه خودمون نگه داریم

00:33:27.073 --> 00:33:28.073
‫بسیارخب

00:33:28.223 --> 00:33:29.383
‫چه ضدحالی

00:33:30.823 --> 00:33:33.863
‫دلم می‌خواست اصول اخلاقی رو حفظ کنم

00:33:33.893 --> 00:33:36.893
‫و یه بازیِ تمیز و عادلانه جلو ببرم، اما…

00:33:38.263 --> 00:33:39.433
‫دیگه هیچ تعهدی در کار نیست

00:33:40.333 --> 00:33:42.213
‫- خب، موفق باشی داداش
‫- آره

00:33:42.703 --> 00:33:43.893
‫- ممنون
‫- آره

00:33:43.923 --> 00:33:45.083
‫- حله
‫- حله

00:33:48.883 --> 00:33:49.923
‫لعنت بهش

00:33:52.003 --> 00:33:55.343
‫ما واقعاً روی جوش خوردنِ این معامله
و داشتنِ آتیش حساب باز کرده بودیم

00:33:55.373 --> 00:33:59.253
‫ولی رک بگم، فکر کنم تیم آلفا خیلی
بیشتر از دو تا تیمِ دیگه به این آتیش نیاز داره

00:33:59.283 --> 00:34:02.453
‫ارزشمندترین دارایی روی این
تخته بازی همین سنگ‌های چخماقن

00:34:02.473 --> 00:34:05.903
‫که بعد از اونم احتمالاً
کمپ چارلی با اون برزنت‌هاشونه

00:34:06.823 --> 00:34:08.593
‫- کلافه‌ام
‫- منم همین‌طور

00:34:08.833 --> 00:34:10.783
‫خیلی عجیبه که باهامون
دست مردونه دادن و زدن زیرش

00:34:12.073 --> 00:34:14.863
‫یه بار دیگه قشنگ ما رو دورِ خودمون چرخوندن

00:34:14.883 --> 00:34:17.343
‫شرف و مردانگی واسه ما آتیش نمی‌شه

00:34:17.363 --> 00:34:19.863
‫واسمون یه سرپناهِ خشک هم نمی‌شه

00:34:19.893 --> 00:34:24.253
‫فکر کنم چیزی نمونده که
ما هم ‫تا سطحِ اونا پایین بیایم،

00:34:24.283 --> 00:34:26.053
‫فکر نکنم هیچ‌کدوم‌مون دلش اینو می‌خواست،

00:34:26.083 --> 00:34:28.003
‫ولی اگه لازم باشه، انجامش می‌دیم

00:34:29.143 --> 00:34:30.223
‫گشنمه

00:34:30.553 --> 00:34:31.663
‫منم همین‌طور

00:34:36.853 --> 00:34:38.033
"کمپ چارلی"

00:34:40.693 --> 00:34:44.193
‫درست بعد از این جلسه، همه‌چی…
قشنگ اوضاع خیط می‌شه

00:34:44.813 --> 00:34:45.933
‫- بدجور
‫- آره

00:34:45.953 --> 00:34:48.703
‫بعد از این جلسه
این بازی یه بار دیگه تغییر می‌کنه

00:34:48.733 --> 00:34:50.803
‫ما تیمی تصمیم گرفتیم، چارلی،

00:34:50.833 --> 00:34:53.673
‫ما حاضر نبودیم با بقیه تیم‌ها معامله کنیم

00:34:53.693 --> 00:34:56.363
‫می‌خوایم تا جایی که می‌شه
بازی رو واسه‌شون زهرِ مار کنیم

00:34:56.383 --> 00:34:58.683
‫و دادنِ برزنت‌ها اصلاً تو گزینه‌هامون نیست

00:34:58.703 --> 00:35:00.713
‫من قطعاً دلم می‌خواد بی‌رحمانه‌تر بازی کنم

00:35:00.743 --> 00:35:03.903
‫بدونِ آتیش، بدونِ تیر و کمون
یه خاکی تو سرمون می‌ریزیم

00:35:03.923 --> 00:35:07.303
‫ولی بدونِ یه سقف بالای سرمون
کارمون تمومه

00:35:08.403 --> 00:35:09.403
ببین

00:35:09.703 --> 00:35:13.333
راستش همه‌ش دارم فکر می‌کنم
که بدجوری گند زدیم

00:35:13.913 --> 00:35:15.443
‫الان دیگه خیلی دیره، ولی…

00:35:15.463 --> 00:35:16.953
‫باید دلتا رو انتخاب می‌کردیم

00:35:17.283 --> 00:35:20.193
‫- دلتا فرصتی بود که از دست رفت
‫- کاشکی و بایدنباید رو ول کن، دیگه گذشته

00:35:20.223 --> 00:35:22.803
‫- ازش درس می‌گیریم و می‌ریم جلو
‫- از اشتباهمون درس می‌گیریم

00:35:23.353 --> 00:35:27.363
‫قبل از اینکه بیام توی این مسابقه
فهمیدم که دارم بابا می‌شم

00:35:27.383 --> 00:35:29.603
‫این قضیه قطعاً ارزشِ بازی رو
برام خیلی بالاتر می‌بره

00:35:30.073 --> 00:35:33.993
‫با اقتصادِ امروز، بزرگ کردنِ یه بچه
حدوداً یه میلیون دلار خرج برمی‌داره

00:35:34.453 --> 00:35:37.433
‫اگه بتونم مادرِ بچه‌م رو راضی کنم
دلم می‌خواد چهار پنج تا بچه داشته باشم

00:35:37.463 --> 00:35:41.253
‫واسه همین قطعاً به این برگِ برنده
و این شروعِ توفانی نیاز دارم

00:35:41.283 --> 00:35:44.303
‫اگه خودمون بتونیم آتیش درست کنیم
بهترین حالتِ ممکنه

00:35:44.323 --> 00:35:47.243
‫- صددرصد
‫- ولی اگه همه‌ی راه‌ها رو رفتیم و نشد…

00:35:47.273 --> 00:35:49.483
‫ما به این زودیا
به آتیش نیاز داریم. باید آب رو بجوشونیم

00:35:49.503 --> 00:35:51.453
‫نمی‌شه که همین‌طوری
هر روز شیرِ نارگیل بخوریم

00:35:51.473 --> 00:35:53.983
‫من تو سنِ کم خیلی کارهای احمقانه‌ای کردم

00:35:54.003 --> 00:35:58.983
‫اینکه الان یه بچه تو راه دارم
فرصتِ خوبیه که یه جورایی بزرگ بشم

00:35:59.013 --> 00:36:03.643
‫الان 21 سالمه، دیگه حتی پام رو
توی کافه‌ها یا این‌جور جاها نمی‌ذارم

00:36:03.663 --> 00:36:05.153
‫دیگه حالم از اون فضاها به هم می‌خوره

00:36:05.183 --> 00:36:09.093
‫کاش یکم بیشتر وقت داشتیم تا بحث کنیم
امروز اوضاع خیلی فرق می‌کرد

00:36:09.123 --> 00:36:11.783
‫الان اینجا نشسته بودیم
و داشتیم به ریشِ بقیه می‌خندیدیم

00:36:11.813 --> 00:36:14.733
‫ این‌جوری درگیرِ خاله زنک‌بازی‌های
توی تیم خودمون هم نبودیم

00:36:14.753 --> 00:36:17.183
‫واسه همینه که
سارا داره صبرم رو لبریز می‌کنه

00:36:17.203 --> 00:36:18.713
‫سارا… سارا…

00:36:18.733 --> 00:36:21.443
‫اون مثل یه غده‌ی سرطانیِ بدخیمه
باید یه دوره شیمی‌درمانیش کنیم

00:36:21.473 --> 00:36:23.553
‫باید یه فکری به حالِ این قضیه بکنیم

00:36:23.573 --> 00:36:25.823
‫این همه حاشیه اصلاً ارزشش رو نداره

00:36:26.203 --> 00:36:28.373
‫دارم سعی می‌کنم
از این‌جور کثافت‌کاری‌ها دوری کنم

00:36:28.403 --> 00:36:32.013
‫دعواها قراره شب‌ها هم
ادامه پیدا کنه، و این واقعاً سَم‌ـه

00:36:32.033 --> 00:36:34.843
‫کلِ اون ماجرا کلاً طرز فکرم رو عوض کرد

00:36:35.583 --> 00:36:37.833
‫اگه دلم می‌خواست
این همه خاله‌زنک‌بازی بشنوم

00:36:37.853 --> 00:36:41.613
‫توی خونه می‌نشستم و با مادربزرگم تئاترهای
تلویزیونی یا یه همچین مزخرفاتی می‌دیدم

00:36:41.633 --> 00:36:44.683
‫سارا یه بارِ اضافه‌یِ اساسی
روی دوشمونه. اون حذف شده‌ست

00:36:46.173 --> 00:36:48.013
‫اون یه بمبِ متحرکه، دیگه کشش ندارم

00:36:48.033 --> 00:36:49.983
‫دیگه بازیِ مهربانانه
تموم شد. کارش ساخته‌ست

00:36:50.003 --> 00:36:51.003
آره

00:36:51.033 --> 00:36:53.403
‫این‌طوری
تمامِ احساسات رو از این بازی حذف می‌کنیم

00:36:53.433 --> 00:36:56.293
‫با وجودِ من، تو، و وس…
وس هم کاملاً پایه‌ست

00:36:57.443 --> 00:36:59.973
‫و اگه ملاک رأیِ اکثریت باشه
اونم باهامون همراه می‌شه

00:37:00.733 --> 00:37:02.423
‫ولی من دیگه تمیز بازی نمی‌کنم

00:37:02.443 --> 00:37:05.953
‫آخرِ سر، این فقط یه مسابقه‌ی تلویزیونیه

00:37:05.973 --> 00:37:08.773
‫اینجا… ما اینجا نیومدیم که دوست پیدا کنیم

00:37:08.793 --> 00:37:12.903
‫- همون‌طور که گفتیم، ما… آره
‫- آره، اتحادِ خوبی داریم

00:37:13.193 --> 00:37:15.463
‫- باید به فکرِ خودمون باشیم
‫- موافقم

00:37:18.563 --> 00:37:21.093
‫با به هم خوردنِ این معامله‌ی سه‌جانبه،

00:37:21.113 --> 00:37:25.913
‫تیم آلفا حالا باید تصمیم بگیره
چطور بدونِ آتیش و سرپناه بازی رو ادامه بده

00:37:27.243 --> 00:37:28.403
‫خودِ خودشه

00:37:28.883 --> 00:37:29.853
‫چطوری دختر؟

00:37:30.673 --> 00:37:31.743
‫سلام!

00:37:31.963 --> 00:37:33.263
‫معامله کنسله

00:37:33.283 --> 00:37:35.013
‫- واسه هر دوشون؟
‫- واسه هر دوشون

00:37:36.203 --> 00:37:38.893
‫تیم براوو کشید کنار،
‫تیم چارلی هم که اصلاً پیداش نشد

00:37:38.923 --> 00:37:40.213
‫براوو چی گفت؟

00:37:40.233 --> 00:37:42.933
‫گفتن:
"بقیه اعضای تیم‌مون راضی به این کار نبودن"

00:37:42.953 --> 00:37:44.303
‫همین و بس، تموم شد و رفت

00:37:44.333 --> 00:37:46.773
‫واقعاً واسه‌شون مشکلی نداشت
‫که این‌جوری بزنن زیر قول‌شون؟

00:37:47.283 --> 00:37:48.503
‫ظاهراً که این‌طوره

00:37:49.623 --> 00:37:50.623
‫واو

00:37:59.293 --> 00:38:00.713
‫بدجوری عصبانیم می‌کنه

00:38:01.593 --> 00:38:03.633
‫براوو زد زیر معامله

00:38:03.893 --> 00:38:06.113
‫- شوخی می‌کنی!
‫- چارلی هم که اصلاً نیومد

00:38:06.133 --> 00:38:07.433
‫- آره
‫- وای خدای من

00:38:07.453 --> 00:38:08.793
‫- ولی…
‫- چی؟

00:38:08.813 --> 00:38:11.423
‫کلی نارگیل داریم. بیاین یه کم نارگیل بخوریم

00:38:13.083 --> 00:38:15.923
‫این دومین معامله‌ای بود که بن تلاش کرد

00:38:15.953 --> 00:38:18.773
جور کنه تا منابع رو تقسیم کنیم

00:38:19.083 --> 00:38:21.313
‫و کاشف به عمل اومد که همه‌ش یه مشت

00:38:21.333 --> 00:38:24.133
چرت و پرتِ صلح‌طلبانه
و توخالی بود، این‌جوری بگیم بهتره

00:38:24.153 --> 00:38:25.443
‫- آره
‫- واو

00:38:25.913 --> 00:38:28.063
‫- نمی‌تونم بگم غافلگیر شدم
‫- آره

00:38:28.743 --> 00:38:31.573
‫شماها در مخالفت با این قضیه
چیزی بهشون نگفتین؟

00:38:31.593 --> 00:38:33.453
‫راستش نه زیاد
قضیه بیشتر این‌جوری بود که

00:38:33.763 --> 00:38:37.603
مگه چقدر می‌تونیم التماس کنیم قبل از اینکه"
خیلی حقیرانه به نظر برسه" می‌دونی؟

00:38:37.623 --> 00:38:40.123
‫- بحثی هم شد یا فقط…
‫- نه

00:38:41.583 --> 00:38:44.303
‫دارم قشنگ کلافه و کلافه و کلافه‌تر می‌شم

00:38:44.323 --> 00:38:45.963
‫- آره
‫- منم همین‌طور

00:38:46.283 --> 00:38:47.583
‫ولی همین که آتیش روشن کنیم…

00:38:48.223 --> 00:38:49.263
ردیف می‌شیم

00:38:50.383 --> 00:38:51.463
‫حتی بهتر از ردیف

00:38:52.603 --> 00:38:54.343
‫همین که این آتیشِ اصطکاکی‌مون راه بیفته،

00:38:54.363 --> 00:38:57.593
‫می‌رم یه مشت نارگیل میارم. همه بخورن
چربی‌ش بهمون کمک می‌کنه

00:38:59.343 --> 00:39:00.873
‫رمقِ چندانی برامون نمونده

00:39:00.893 --> 00:39:02.463
‫من تونستم یه مرغ دریایی رو با تیر بزنم،

00:39:02.483 --> 00:39:07.113
‫اما بدونِ آتیش، تیمِ آلفا قادر نیست غذا بپزه،

00:39:07.133 --> 00:39:10.363
‫و همه‌ش وابسته به آبِ بارونیم

00:39:10.683 --> 00:39:12.543
که این‌جوری هم کارمون جلو نمی‌ره

00:39:12.973 --> 00:39:17.043
‫بنابراین تمامِ تلاش‌مون رو گذاشتیم
واسه روشن کردنِ آتیش با اصطکاک

00:39:17.413 --> 00:39:19.793
‫اونم توی این محیطِ قشنگ و مرطوب‌مون

00:39:20.353 --> 00:39:23.023
‫اگه قراره از این یکی واسه اصطکاک استفاده کنیم…

00:39:23.053 --> 00:39:24.223
‫فکر نکنم بشه

00:39:24.243 --> 00:39:25.293
‫این خیسه

00:39:25.593 --> 00:39:28.063
‫به نظرم اینا خشک‌تر باشن چون بیرون موندن

00:39:28.373 --> 00:39:29.543
‫همه‌شون خیسن

00:39:29.863 --> 00:39:32.213
‫ظاهرشون خیسه، ولی این‌جوری نیست
که آب به خوردشون رفته باشه

00:39:32.233 --> 00:39:36.453
‫من فکر کنم بن چیزی بیشتر از این نمی‌خواد
که نقشِ یه رهبر رو بازی کنه

00:39:36.473 --> 00:39:38.513
‫مخصوصاً تو تیمی که بقیه‌ همه‌شون زن هستن

00:39:38.543 --> 00:39:42.313
‫اون تیکه‌ای که
داری می‌تراشی باید نوک‌تیز باشه

00:39:42.773 --> 00:39:45.663
‫- چرا؟
‫- تا خشک‌تر یا تیزتر بشه

00:39:49.063 --> 00:39:52.173
‫ولی انصافاً معامله‌هاش همه‌ش رد می‌شن

00:39:52.193 --> 00:39:53.873
و ما هم هنوز آتیش نداریم

00:39:54.493 --> 00:39:55.893
‫داره یه کم دود می‌کنه

00:39:55.923 --> 00:39:59.343
‫فکر کنم یه جورایی
مشکلِ"مردِ آلفا" بودن در میونه

00:40:00.033 --> 00:40:02.063
‫توی دانشگاه رشته‌م علوم پایه و مهندسی بود

00:40:02.093 --> 00:40:04.703
‫الانم بوکسورم و کلاً توی باشگاه زندگی می‌کنم

00:40:05.333 --> 00:40:09.153
‫دور و برم پره از این"مردهای آلفا"

00:40:09.173 --> 00:40:13.303
‫بیشترِ وقت‌ها اونا نیاز دارن که
تایید بشن و بهشون آرامش بدی

00:40:13.333 --> 00:40:14.763
‫و بعدش دیگه همه‌چیز ردیف می‌شه

00:40:15.403 --> 00:40:17.403
‫- واقعاً داره راه می‌افته…
‫- یا ابوالفضل، چقدر داغه!

00:40:17.703 --> 00:40:18.703
‫می‌دونم

00:40:18.933 --> 00:40:20.363
‫بوی آتیش هم می‌ده

00:40:21.163 --> 00:40:22.213
‫چیزی نمونده

00:40:22.583 --> 00:40:24.703
‫اگه قرار باشه این بازی رو ببریم،

00:40:24.733 --> 00:40:27.313
‫باید از حالتِ سلسله‌مراتبی

00:40:28.113 --> 00:40:29.653
‫به سمتِ دموکراسی بریم

00:40:34.013 --> 00:40:35.513
‫روشن نمی‌شه، نه؟

00:40:35.783 --> 00:40:40.083
‫- کلافه‌کننده‌ست. چیزی نمونده بود
‫- خیلی نزدیک بود

00:40:40.683 --> 00:40:42.063
‫باید تو کورس بمونیم

00:40:42.093 --> 00:40:44.243
‫نباید بذاریم نداشتنِ آتیش
ما رو از پا دربیاره‫، می‌دونی؟

00:40:44.583 --> 00:40:45.633
‫موافقم

00:40:48.043 --> 00:40:50.073
‫چه روزی بود بچه‌ها، چه روزی

00:40:50.313 --> 00:40:53.943
‫- الان همه‌چیز به نفعِ ماست
‫- ما اصلاً دست‌مون رو واسه‌شون رو نکردیم

00:40:53.973 --> 00:40:55.183
‫نه بابا، اصلاً و ابداً

00:40:53.973 --> 00:40:55.183
"کمپ براوو"

00:40:55.593 --> 00:40:57.573
ما تصمیم گرفتیم
دستِ رد به سینه تیم آلفا بزنیم

00:40:57.603 --> 00:41:01.083
و ظاهراً لب ساحل
یه کم بهشون برخورده و قاطی کردن

00:41:01.103 --> 00:41:03.353
‫هرچند
دلمون نمی‌خواد ‫کسی اینجا زجر بکشه،

00:41:03.383 --> 00:41:05.553
‫ولی این فقط
نشون میده که ‫کارمون داره جواب میده

00:41:05.943 --> 00:41:07.723
‫اما بدونِ تیر و کمون، تو این مقطع

00:41:08.343 --> 00:41:10.073
با کمبود غذا مواجه می‌شیم

00:41:10.343 --> 00:41:11.783
‫نارگیل رو عشق است!

00:41:12.443 --> 00:41:14.573
‫واسه اینکه قوی‌ترین تیمِ بازی بمونیم،

00:41:14.603 --> 00:41:18.683
‫شکار و جمع‌آوریِ غذا مهم‌ترین چیزهاست

00:41:19.113 --> 00:41:21.073
‫- چشماتون رو قشنگ باز کنین
‫- حله

00:41:23.453 --> 00:41:27.523
دلیل اینکه اینجام اینه که ورژن هشت ساله‌ی
خودم یه رویایی توی سرش پرورونده بود

00:41:27.543 --> 00:41:30.593
‫اون زمان‌ها که داشت در مورد"جین گودا"
و"دیان فاس" کتاب می‌خوند

00:41:30.613 --> 00:41:32.783
‫و"استیو ایروی" رو توی تلویزیون تماشا می‌کرد

00:41:32.803 --> 00:41:35.423
‫اینا اتفاقاً ممکنه
واسه اون ایده قبلی‌مون خوب باشن

00:41:35.783 --> 00:41:38.703
‫- پسر، اینا همه‌شون عالی‌ان. وای خدا
‫- این یکی هم خیلی مشتیه

00:41:38.733 --> 00:41:40.193
‫این یکی داره جوونه می‌زنه، آره

00:41:40.853 --> 00:41:42.723
‫من و همسرم حیوانات رو نجات می‌دیم،

00:41:42.753 --> 00:41:46.243
‫و یه موسسه غیرانتفاعی تاسیس کردیم
که تو آفریقای شرقی فعالیت می‌کنه

00:41:46.273 --> 00:41:48.663
‫تا بتونم تا جایی که می‌شه
نزدیکِ حیوانات باشم

00:41:49.813 --> 00:41:52.023
‫ولی خب، نزدیک به شش رقم بدهی بالا آوردیم

00:41:52.053 --> 00:41:55.933
‫و قطعاً این پولِ قلمبه
می‌تونه یه تیکه‌ای از اون چاله رو پر کنه

00:41:56.473 --> 00:41:59.193
‫این پول تأثیرِ فوق‌العاده بزرگی
روی خونواده‌م می‌ذاره

00:41:59.783 --> 00:42:01.993
‫تا بتونیم آینده‌ی بهتری واسه خودمون بسازیم

00:42:02.793 --> 00:42:05.783
‫دلم می‌خواد همسرم رو ببرم یه ماه عسلِ رویایی

00:42:05.813 --> 00:42:07.933
‫سالِ دیگه ده ساله که با هم ازدواج کردیم،

00:42:07.963 --> 00:42:09.963
‫و تو این مدت اصلاً نتونستیم بریم ماه عسل

00:42:09.983 --> 00:42:12.073
‫اون لیاقتش رو داره
و منم می‌خوام اینو بهش هدیه بدم

00:42:16.263 --> 00:42:17.333
صبرکن، صبرکن

00:42:17.933 --> 00:42:21.823
‫- می‌بینیش؟ اون بالا؟ مارمولک رو می‌بینی؟
‫- همون مشکیه که روی زمینه؟

00:42:25.473 --> 00:42:26.473
خودشه

00:42:26.723 --> 00:42:28.473
‫خودشه، دقیقاً همونجاست

00:42:29.483 --> 00:42:30.773
‫این آخرین تیرمه

00:42:38.603 --> 00:42:39.453
!اَه

00:42:39.913 --> 00:42:42.123
‫اگه تیر و کمون داشتم، مثل آب خوردن می‌زدمش

00:42:42.913 --> 00:42:43.913
‫ای لعنت بهش

00:42:43.933 --> 00:42:45.103
اوه، ‫نه!

00:42:46.263 --> 00:42:48.513
‫- دوباره برمی‌گردیم. اینجا جاش خوبه
‫- نه، دمت گرم، عالی بودی

00:42:48.543 --> 00:42:51.193
‫چیزی نمونده بود یکی رو بزنم
یه دونه بزرگ، یه دونه کوچیک

00:42:52.543 --> 00:42:56.053
‫من و شان
هماهنگیِ تیمیِ خیلی خوبی با هم داریم

00:42:56.073 --> 00:43:00.243
‫منظورم اینه که واقعاً و قلباً
فکر می‌کنم همه‌چیزمون جفت‌وجوره

00:43:00.883 --> 00:43:02.133
‫همین الانشم چند تا گرفته بودیم…

00:43:02.163 --> 00:43:03.373
‫- مار! مار!
‫- اوخ! پشمام

00:43:04.053 --> 00:43:05.763
‫بگیرش، بگیرش، نذار بره!

00:43:06.093 --> 00:43:08.143
‫- گرفتمش
‫- بیا کارش رو تموم کن

00:43:08.173 --> 00:43:09.193
‫یا ابوالفضل

00:43:09.213 --> 00:43:11.573
‫- یه گازِ ریز گرفت
‫- پسر!

00:43:11.603 --> 00:43:12.613
‫یه ماچ ازم کرد

00:43:12.633 --> 00:43:13.793
‫اوووه…

00:43:14.983 --> 00:43:18.253
‫قبل از اینکه با این مار برگردیم کمپ
فکر کنم باید با "فارو" صحبت کنیم

00:43:18.273 --> 00:43:22.873
‫چون اون ترجیح میده
به خزنده‌ها آسیبی نزنیم، باشه؟

00:43:23.773 --> 00:43:27.733
‫اون میانجی‌گرِ خیلی خوبیه و
یه جورایی ایده‌ها رو قشنگ هدایت می‌کنه

00:43:28.073 --> 00:43:30.123
‫و قطعاً یه رهبر واسه این تیم حساب می‌شه

00:43:31.083 --> 00:43:33.483
‫سلام! یه مشت پروتئینِ مشتی آوردیم

00:43:33.503 --> 00:43:34.843
‫چی گیر آوردین بچه‌ها؟

00:43:34.863 --> 00:43:36.493
‫یه مارِ درختی گرفتیم

00:43:36.513 --> 00:43:39.513
‫- مار درختی؟
‫- آره، دیگه غزل رو خونده و زنده نیست

00:43:39.543 --> 00:43:40.923
‫خواستیم فقط بهت خبر بدیم

00:43:40.943 --> 00:43:43.353
‫اگه دلت خواست بیا نگاه کن‫
اگرم نه که فدای سرت، مشکلی نیست

00:43:44.053 --> 00:43:48.103
‫خزنده‌ها واسه من همیشه
جایگاه خیلی عمیقی توی قلبم داشتن

00:43:48.133 --> 00:43:51.223
‫من همون‌طور برام عزیزن
که ممکنه یه نفر سگش براش عزیز باشه

00:43:51.453 --> 00:43:55.833
‫واسه همین من اصلاً
توی کشتن و خوردنش دست نمی‌زنم

00:43:55.853 --> 00:43:58.593
‫ما بیرون از کمپ
تمیزش می‌کنیم تا مطمئن بشیم ازت دوریم

00:43:58.623 --> 00:43:59.913
‫آره، دمتون گرم

00:43:59.933 --> 00:44:01.813
شان" خیلی محترمانه برخورد کرد"

00:44:04.323 --> 00:44:06.643
‫- بریم سراغ باربیکیو بازی
‫- به به، نگاه کن

00:44:06.673 --> 00:44:08.153
‫یه کم حالتِ برشته و ترد پیدا کنه

00:44:08.183 --> 00:44:09.933
‫بلاخره طلسم شکست و اولین مارمون رو می‌خوریم

00:44:10.733 --> 00:44:14.683
‫شان مثل چسبی بوده که
اعضای تیم رو کنار هم نگه داشته

00:44:14.713 --> 00:44:16.713
‫- آره، بیا داداش، بفرما
‫- بزن به سلامتی مارها

00:44:16.743 --> 00:44:20.333
‫واقعاً طعمش خوبه
خوابوندنش توی آب‌نمک بهترین کار بود

00:44:22.683 --> 00:44:26.163
‫بدون توجه به اینکه
چقدر خسته، تشنه یا گرسنه‌ست

00:44:26.193 --> 00:44:28.053
‫خیلی پرانرژیه،

00:44:28.083 --> 00:44:31.123
‫حتی اگه 20 تا
کارِ مختلف باشه که بخواد انجامش بده

00:44:32.473 --> 00:44:33.683
‫خیلی‌خب بچه‌ها

00:44:33.713 --> 00:44:35.673
‫طعمش بد نیست، ولی گوشتِ چندانی نداره

00:44:35.693 --> 00:44:39.873
‫راستش یه کم نگرانشم
که این‌قدر بیش از حد از خودش کار بکشه

00:44:40.903 --> 00:44:42.643
‫- امروز کارتون حرف نداشت
‫- موافقم

00:44:42.673 --> 00:44:44.173
‫هر روزمون روزِ خوبی بوده

00:44:44.203 --> 00:44:45.233
‫بزن بریم

00:44:46.573 --> 00:44:48.203
‫بعد از گذشتِ یه هفته از بازی،

00:44:48.233 --> 00:44:52.363
‫براوو اولین تیمیه که
با موفقیت پروتئین شکار می‌کنه و می‌پزه

00:44:53.103 --> 00:44:56.023
‫این در حالیه که تیم چارلی
همچنان به تلاشِ طاقت‌فرسای خودش

00:44:56.043 --> 00:45:00.253
‫واسه روشن کردنِ آتیش توی یک آب و هوای
استوایی و بدون ابزار مناسب ادامه میده

00:45:00.283 --> 00:45:03.203
‫- فقط دلم می‌خواد آب رو بجوشونم
‫- می‌دونم، منم دارم تلاش خودمو می‌کنم

00:45:03.223 --> 00:45:06.103
‫رقصِ آتیش برو، آوازِ آتیش بخون
خلاصه یه کاری بکن

00:45:08.213 --> 00:45:09.803
‫همین الانشم داره دود می‌کنه

00:45:11.313 --> 00:45:13.413
‫- ادامه بده لِـیا
‫- چیزی نمونده

00:45:13.433 --> 00:45:15.103
‫تو می‌تونی. هم دود هست هم خاک‌اره

00:45:15.833 --> 00:45:18.913
‫فکر کنم کمپِ چارلی ارزشِ حضور منو می‌دونه

00:45:19.153 --> 00:45:21.753
‫هیچ‌کدوم از اعضای تیمم سابقه‌ای در

00:45:21.783 --> 00:45:24.313
روش‌های بدوی برای روشن کردن آتیش ندارن

00:45:24.333 --> 00:45:26.963
‫واسه همین قطعاً فشارِ خیلی زیادی روی منه

00:45:27.783 --> 00:45:28.953
‫دارم خسته می‌شم

00:45:29.433 --> 00:45:30.973
‫واقعاً فرسایشیه، نه؟

00:45:31.223 --> 00:45:34.083
‫کمکِ نمی‌خوای؟
می‌تونم بالاش رو نگه دارم یا هر کاری

00:45:34.113 --> 00:45:36.243
‫داریم تلاش‌مون رو می‌کنیم
ولی من می‌خوام امتحانش کنم

00:45:36.273 --> 00:45:38.273
‫نه داداش، می‌دونم داری تلاش می‌کنی

00:45:38.833 --> 00:45:42.593
الان یه هفته‌ست که اینجام
و از نظر روحی سخت‌ترین بخشِ

00:45:42.613 --> 00:45:46.243
‫کلِ این تجربه
فقط سر و کله زدن با بقیه آدم‌هاست

00:45:46.273 --> 00:45:48.343
‫واسه اون کار کمک می‌خوای
یا خودت ردیفش می‌کنی؟

00:45:48.933 --> 00:45:50.303
‫جای نیشِ حشرات اصلاً خوب نیست

00:45:50.763 --> 00:45:52.673
‫- چی؟
‫- جای نیشِ حشرات اصلاً خوب نیست

00:45:53.523 --> 00:45:56.673
‫هر وقت سعی می‌کنم بپرسم:
"هی، کمک می‌خوای یا چیزی"

00:45:56.703 --> 00:45:58.563
‫همه‌شون عملاً منو نادیده می‌گیرن

00:45:58.593 --> 00:46:02.123
‫منم آدمِی نیستم که فقط یه جا بشینم
و دست رو دست بذارم. مدلِ من این‌جوریه

00:46:03.403 --> 00:46:04.993
‫یه دونه بزرگ و تپل مپل اونجاست

00:46:06.363 --> 00:46:07.433
‫همین دور و براست

00:46:08.763 --> 00:46:12.933
‫بزرگ شدن با یه مادرِ مجرد چیزی بود که
منو به این آدمِ سخت‌کوش تبدیل کرد

00:46:12.963 --> 00:46:16.253
‫من یاد گرفتم
چطور از اون یه زنِ مستقل و قویتر باشم

00:46:16.503 --> 00:46:20.023
‫این قضیه قطعاً
به مذاقِ بعضی از آدم‌ها خوش نمیاد

00:46:23.023 --> 00:46:25.033
‫این فکر به سرم زده که ممکنه

00:46:25.053 --> 00:46:28.403
اعضای تیم پشتِ سرم توطئه کنن

00:46:28.433 --> 00:46:30.223
‫و احتمالاً فکر کنن که آدمِ رو مخی هستم

00:46:30.243 --> 00:46:32.793
‫واسه همین بهترین چیزی که فهمیدم

00:46:33.123 --> 00:46:35.603
اینه که با کارهام براشون احترام کسب کنم

00:46:37.143 --> 00:46:41.723
‫می‌دونم که یه شکارچی یا
ماهیگیرِ حرفه‌ای و همه‌فن‌حریف نیستم

00:46:41.743 --> 00:46:43.323
‫ولی از پسِ خودم برمیام

00:46:46.573 --> 00:46:50.753
‫این پول زندگیِ من
و خانواده‌م رو زیر و رو می‌کنه

00:46:50.783 --> 00:46:53.073
‫از وقتی بچه بودم هشت‌مون گروِ نُه‌مون بوده

00:46:53.103 --> 00:46:55.083
‫مادرم همیشه خیلی سخت کار کرده

00:46:56.373 --> 00:46:59.863
‫بزرگ کردنِ سه تا دختر،
‫اونم با 12 ساعت کارِ مداوم و ایستاده،

00:46:59.893 --> 00:47:01.893
‫ولی اون همیشه یه جوری از پسش برمی‌اومد

00:47:02.793 --> 00:47:07.373
‫من اینجا دارم سختی می‌کشم، ولی اون
توی زندگی خیلی بیشتر از این‌ها دووم آورد

00:47:07.403 --> 00:47:08.793
‫روزگارِ سختی رو گذروند

00:47:09.133 --> 00:47:11.123
‫واسه همین می‌خوام بتونم زحماتش رو

00:47:11.703 --> 00:47:13.863
جبران کنم و قدردانی‌م رو بهش نشون بدم

00:47:16.103 --> 00:47:17.613
‫این همون چیزیه که فکرش رو می‌کنم؟

00:47:19.773 --> 00:47:21.153
‫خوب خودشو همرنگ محیط کرده

00:47:25.403 --> 00:47:27.363
‫پسر، چقدر بزرگه! چقدر تپل مپله

00:47:28.353 --> 00:47:30.843
‌تینوسور سیاه" نوعی از گونه‌های ایگواناست"

00:47:30.863 --> 00:47:32.713
‫که بومیِ آمریکای مرکزیه

00:47:33.053 --> 00:47:34.923
‫بهش لقبِ"مرغِ درخت" دادن،

00:47:35.173 --> 00:47:38.973
‫و گوشتِ سرشار از پروتئینِ اون
قرن‌هاست که در این منطقه مصرف می‌شه

00:47:39.363 --> 00:47:40.413
‫بیا اینجا

00:47:41.613 --> 00:47:42.743
‫دیدمت

00:47:43.133 --> 00:47:44.633
‫می‌خوام بخورمت

00:47:45.833 --> 00:47:47.423
‫نمی‌دونم چطوری، ولی…

00:47:48.483 --> 00:47:50.073
‫یه ایگوانا با این اندازه

00:47:50.093 --> 00:47:53.433
‫پتانسیلِ اینو داره
که بیش از 2000 کالری بهت برسونه

00:47:56.193 --> 00:47:57.493
‫باید فکر کنم

00:47:58.283 --> 00:48:00.453
‫نمی‌تونم دستِ خالی برگردم

00:48:00.483 --> 00:48:02.473
‫یعنی عمراً، عمراً بذارم این‌طوری بشه

00:48:07.133 --> 00:48:08.253
‫یالا سارا

00:48:13.993 --> 00:48:15.013
‫پسر…

00:48:16.743 --> 00:48:18.583
‫واسه همینه که هیچ‌وقت سافت‌بال بازی نکردم

00:48:21.883 --> 00:48:23.123
‫ واقعاً مایه‌ی تأسفه

00:48:25.173 --> 00:48:26.333
‫وای خدای من!

00:48:27.213 --> 00:48:28.253
‫پشمام!

00:48:28.933 --> 00:48:30.093
‫اوخ اوخ!

00:48:30.773 --> 00:48:31.853
‫وای خدای من

00:48:32.893 --> 00:48:34.853
‫الان اصلاً نمی‌دونم باید چیکار کنم

00:48:35.203 --> 00:48:36.563
‫به نیزه‌م نیاز دارم

00:48:36.883 --> 00:48:38.053
‫هی رفیق!

00:48:38.333 --> 00:48:41.163
‫رفیق! بیا اینجا! کمک، کمک!

00:48:41.773 --> 00:48:42.853
‫گرفتمش!

00:48:44.333 --> 00:48:45.363
‫چه هیجانی!

00:48:46.153 --> 00:48:47.523
‫شرمنده‌تم مشتی. آخ!

00:48:56.713 --> 00:48:57.633
‫آخ!

00:48:59.253 --> 00:49:00.923
‫کدوم گوری رفت؟

00:49:02.753 --> 00:49:03.973
‫لعنت بهش!

00:49:04.273 --> 00:49:06.323
‫الان از شدت عصبانیت قشنگ گریه‌م می‌گیره

00:49:06.833 --> 00:49:09.283
‫وای خدای من. روش بودم که

00:49:16.703 --> 00:49:18.163
‫خیلی بزرگ بود

00:49:20.063 --> 00:49:22.573
‫می‌دونم اگه اون مارمولک رو واسه تیمم می‌بردم،

00:49:22.593 --> 00:49:24.143
‫مهره‌یِ باارزشِ تیم می‌شدم

00:49:24.173 --> 00:49:26.523
‫ولی در نهایت کاری از دستم برنمیاد

00:49:27.983 --> 00:49:30.113
‫وای خدای من. چیزی نمونده بود

00:49:36.123 --> 00:49:38.773
‫توی چنگم بود، گرفته بودمش

00:49:48.963 --> 00:49:51.673
‫یه شکار ناموفق و
تلاش‌های بی‌ثمر برای روشن کردن آتیش

00:49:51.703 --> 00:49:54.253
‫پایان‌بخشِ یک هفته‌ی
پر فراز و نشیب در کمپ چارلی بود؛

00:49:54.533 --> 00:49:57.573
‫کسانی که حالا با کلی سؤال درباره‌ی بقا

00:49:57.603 --> 00:49:59.393
‫و همزیستی در قالب یک تیم روبرو هستن

00:49:59.903 --> 00:50:01.283
‫در همین حال، در کمپ براوو،

00:50:01.473 --> 00:50:06.853
‫دودِ حاصل از آتیش‌شون همچنان حشراتِ
مزاحم رو دور نگه می‌داره و روحیه‌ها رو بالا

00:50:06.883 --> 00:50:08.633
‫بالاخره موتورِ این لامصب رو روشن کردیم

00:50:08.903 --> 00:50:11.303
‫- روشنِ روشن!
‫- انصافاً این روش داره جواب میده

00:50:11.323 --> 00:50:13.463
‫- هیچ جام رو حشرات نیش نزدن
‫- می‌دونم

00:50:13.483 --> 00:50:15.383
‫اون غولِ جذابِ اون‌ور رو نگاه کن

00:50:16.023 --> 00:50:17.683
‫بهش می‌گیم مأمورِ آتش‌نشانی

00:50:17.713 --> 00:50:20.233
جناب، این آتیش قشنگ نمی‌سوزه"
"طبق اصولِ ایمنی نیست

00:50:20.253 --> 00:50:21.243
‫استادِ آتیش

00:50:22.873 --> 00:50:25.663
‫اون خوک شبیه بهترین چیزی بود
که تو کل عمرم دیده بودم

00:50:25.693 --> 00:50:27.013
‫کامل پخته بود؟

00:50:27.043 --> 00:50:31.123
‫طلایی‌وقهوه‌ای شده بود
...و روغن ازش می‌چکید، قشنگ مثل خطِ

00:50:31.143 --> 00:50:32.483
‫دیگه درباره‌ش حرف نزن

00:50:32.503 --> 00:50:34.163
‫پسر، همین الانشم دهنم آب افتاده

00:50:35.273 --> 00:50:37.483
‫- چیه؟
‫- یه چیزِ پشمالو روی پام بود

00:50:37.513 --> 00:50:40.963
‫- بید بود. دیشبم از اونا داشتیم
‫- نه، حسش مثل کرم ابریشم بود

00:50:40.993 --> 00:50:43.783
‫- دلم نمی‌خواد از اون سمی‌هاش باشه
‫- محاله اینجا کرم ابریشم باشه

00:50:43.813 --> 00:50:46.313
‫می‌شه یه دست بکشی روی پام
...مطمئن شیم؟ نمی‌دونم

00:50:48.933 --> 00:50:50.603
‫- حسش می‌کنی؟
‫- آره، پرتش کردم رفت

00:50:50.633 --> 00:50:52.893
‫- نمی‌دونم چی‌چی بود
‫- خودِ کرم ابریشم بود. وای خدای من

00:50:52.913 --> 00:50:56.123
‫- کرم ابریشم نبود بابا
‫- چرا، خودش بود. حسش کردم، گرفتمش

00:50:56.153 --> 00:50:58.273
‫بیشتر شبیه یه جور حشره بود

00:50:58.293 --> 00:50:59.823
‫مثل سوسک یا یه همچین چیزی

00:51:01.323 --> 00:51:04.373
‫تیم آلفا بی‌خبر از
روابط و پیوندهای حیاتیِ این جنگل

00:51:04.743 --> 00:51:08.793
‫سرپناهشون رو زیر درختِ میزبانِ
کرم‌های پیله‌سازِ"آمالو هلوپ" ساختن؛

00:51:08.813 --> 00:51:10.563
‫موجوداتی که بدنشون از موهای تیزی پوشیده شده

00:51:10.583 --> 00:51:13.383
‫که در صورت تماس
سمِ محرکی رو وارد بدن می‌کنن

00:51:13.403 --> 00:51:15.153
‫- وای خدای من، چی روی منه؟
‫- چی؟

00:51:15.183 --> 00:51:17.153
‫- یه چیزی روی تنم بود. می‌شه...
‫- چی؟

00:51:17.173 --> 00:51:18.343
‫- نمی‌دونم
‫- خب...

00:51:18.373 --> 00:51:21.373
‫- پشتِ کمرمه؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌بینم

00:51:21.933 --> 00:51:23.223
‫کمرش رو بمال

00:51:24.163 --> 00:51:26.193
‫- یه کرم ابریشم روی تنم بود. اینجاست
‫- وای خدای من

00:51:26.223 --> 00:51:28.413
‫- چی هست حالا؟
‫- از همون کرم ابریشم‌هاست

00:51:28.433 --> 00:51:30.363
‫- بذار ببینمش
‫- یه دونه بزرگ و مشکیه

00:51:30.393 --> 00:51:32.753
‫- آره مشکیه
‫- کلی از اینا روی سر و رومونه

00:51:32.773 --> 00:51:34.123
‫این یکی روی گردنم بود

00:51:34.153 --> 00:51:35.663
‫هیچیت نمی‌شه، خیالت راحت

00:51:39.773 --> 00:51:41.853
"روز هشتم"

00:51:43.083 --> 00:51:45.293
"شاخص گرما، 38.5 درجه سانتیگراد"

00:51:49.043 --> 00:51:52.043
‫دیشب بدترین شبمون تا به اینجا بود،

00:51:52.073 --> 00:51:54.603
‫چون درست بغلِ کمپ‌مون،

00:51:54.633 --> 00:51:56.353
...‫صدها دونه از این

00:51:56.373 --> 00:51:59.183
آم، ‫کرم‌های ابریشمِ رو مخ رو پیدا کردیم

00:51:59.213 --> 00:52:00.753
‫گردنش رو نیش زد؟

00:52:03.063 --> 00:52:06.323
‫با اینکه بن می‌گفت:
"نه بابا، چیزی نیست، مشکلی نداره"

00:52:06.353 --> 00:52:07.563
‫ولی منو نیش زد

00:52:07.583 --> 00:52:11.963
‫دردش شروع شد و
سوزش، خارش و بی‌حسی به بار آورد

00:52:11.993 --> 00:52:14.913
‫- شماها در چه حالین؟
‫- راستش رو بخوای، حسابی بی‌رمقیم

00:52:14.943 --> 00:52:17.643
‫فکر کنم تهِ تهش
دو روزِ دیگه بتونیم دووم بیاریم

00:52:17.673 --> 00:52:20.613
‫بدون غذا و بدون آب
...ولی بعدش دیگه قشنگ واردِ

00:52:21.213 --> 00:52:22.583
‫- آره
‫- آره

00:52:22.613 --> 00:52:26.743
‫بدون آتیش، داریم کم‌کم
با خطر کم‌آبیِ شدید روبرو می‌شیم

00:52:26.763 --> 00:52:29.223
‫و همه دارن با خودشون فکر می‌کنن که:

00:52:29.253 --> 00:52:31.363
"بهتر نیست شروع کنیم از آبِ رودخونه بخوریم؟"

00:52:31.683 --> 00:52:35.803
‫همه‌مون داریم
اثرات نخوردن غذا رو کاملاً حس می‌کنیم

00:52:35.823 --> 00:52:37.673
‫قشنگ درماندگی و فرسودگیِ مطلقه

00:52:37.693 --> 00:52:42.083
‫فکر نکنم کسی دلش بخواد به زبون بیارتش
ولی از ریخت و قیافه‌ی همه‌مون می‌باره که

00:52:42.353 --> 00:52:43.903
‫بدجوری تو دردسر افتادیم،

00:52:43.923 --> 00:52:47.733
‫و یه چیزی باید تغییر کنه
وگرنه همین‌طوری رو به افول می‌ریم

00:52:48.163 --> 00:52:52.893
‫برنامه امروز هم اینه که
دوباره روی روشن کردن آتیش کار کنیم

00:52:54.293 --> 00:52:56.023
‫- آتیش حیاتیه
‫- آره

00:52:56.903 --> 00:52:59.273
‫قطعاً سراغ هیچ معامله‌ای نمی‌ریم
این دیگه صددرصدیه

00:53:01.453 --> 00:53:02.663
‫حالا ببینیم چی می‌شه

00:53:03.123 --> 00:53:06.163
‫اونا آتیش دارن، ولی چون گوشت
گیرشون نمیاد دارن به گرسنگی می‌خورن

00:53:06.183 --> 00:53:09.003
‫پس اگه خودشون بیان جلو، می‌تونیم
یه معامله‌یِ سفت و سخت باهاشون بکنیم

00:53:09.953 --> 00:53:10.953
‫آره

00:53:10.983 --> 00:53:12.573
‫این قضیه منو یادِ مادرم می‌ندازه،

00:53:12.593 --> 00:53:15.623
قدیما منو با کیک‌های
برنجیِ طعم شکلات می‌فرستاد مدرسه

00:53:15.643 --> 00:53:18.023
‫درحالی‌که بقیه بچه‌ها
لواشک‌های میوه‌ایِ باحال همراهشون بود

00:53:18.043 --> 00:53:20.943
‫اونا با هم طاق می‌زدن و منم می‌گفتم:
"من کیک برنجی طعم شکلات دارم"

00:53:20.963 --> 00:53:22.573
‫اونام می‌گفتن:"برو بابا، خرخونِ امل"

00:53:25.883 --> 00:53:26.923
‫ای بابا

00:53:33.073 --> 00:53:35.453
"کمپ براوو"

00:53:33.073 --> 00:53:35.453
‫- چطور پیش رفت؟
‫- اینو نگاه کن، صفا کن

00:53:35.483 --> 00:53:37.123
‫حشره‌ای که پیدا کرده رو ببین پسر

00:53:37.913 --> 00:53:39.113
‫توی ساحل بود

00:53:39.433 --> 00:53:40.563
‫چه باحاله

00:53:40.583 --> 00:53:43.003
‫- وای، این لامصب چقدر غول‌پیکره!
‫- آره، بدجوری گنده بود

00:53:43.033 --> 00:53:45.303
‫می‌خوایم بزنیمش به سیخ و کبابش کنیم

00:53:45.323 --> 00:53:46.743
‫- پایه‌ای بپزیمش؟
‫- آره

00:53:47.323 --> 00:53:50.913
‫امروز صبح
من و شان داشتیم به آتیش می‌رسیدیم

00:53:51.443 --> 00:53:53.833
مارشال این سوسک درشت رو پیدا کرد

00:53:54.363 --> 00:53:58.113
‫و خب، داره روی آتیش می‌پزتش
...ما هم منتظریم، منتظریم

00:54:01.473 --> 00:54:02.573
‫ یه تیکه نمی‌خوری؟

00:54:02.593 --> 00:54:04.893
‫دلم می‌خواد اول شماها رو نگاه کنم که دارین

00:54:04.913 --> 00:54:07.623
‫از آب‌دار بودنش لذت می‌برین، منم شاید وقتی

00:54:07.893 --> 00:54:09.783
به وضعیتِ شدیدتر گرسنگی رسیدم، افتخار بدم

00:54:09.803 --> 00:54:11.063
‫داره برشته می‌شه‫

00:54:14.543 --> 00:54:15.633
‫طعم کره میده؟

00:54:15.653 --> 00:54:17.793
‫پسر، شوخی نمی‌کنم. واقعاً معرکه‌ست

00:54:25.743 --> 00:54:26.813
‫آخ!

00:54:26.843 --> 00:54:28.513
‫- خوبی؟
‫- چی شد؟

00:54:28.533 --> 00:54:29.793
‫- افتادی!
‫- چی شد؟

00:54:29.823 --> 00:54:31.373
‫- غش کردی!
‫- وای خدای من!

00:54:33.113 --> 00:54:36.453
‫یک‌دفعه و بی‌هوا
شان با صورت رفت تو دلِ آتیش

00:54:36.483 --> 00:54:39.413
‫درست روی خاکسترها، زغال‌ها و کتریِ آبِ جوش

00:54:39.443 --> 00:54:43.103
‫من و فارو هم با تمام سرعتی که
می‌تونستیم، کشیدیمش بیرون

00:54:43.133 --> 00:54:47.513
‫واحد 21-11، وضعیت اضطراری
یکی از بازیکن‌ها دچار سوختگی شدید شده

00:54:47.533 --> 00:54:48.883
‫سریع به پزشک نیاز داریم!

00:54:48.903 --> 00:54:51.053
‫- تکرار می‌کنم، فوراً تیم پزشکی رو بفرستین!
‫- وای خدا!

00:54:55.013 --> 00:54:58.483
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس

00:54:58.513 --> 00:55:03.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]

00:55:03.513 --> 00:55:13.483
« بکس مووی– مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور » [Baxmovie.com]